۱ نقض بلا ارجاع را توضیح دهید.
پاسخ:

نقض بلا ارجاع یعنی دیوان عالی کشور، رأی دادگاه بدوی (یا تجدیدنظر) را نقض می‌کند، ولی پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه پایین‌تر برنمی‌گرداند. پرونده مختومه می‌شود و برای همیشه بایگانی می‌گردد. این حالت فقط در امور کیفری اتفاق می‌افتد و عمدتاً وقتی است که عمل ارتکابی اصلاً جرم نبوده یا مشمول عفو شده یا به هر دلیل قانونی قابل تعقیب نیست.

مثال:

آقای «الف» به اتهام کلاهبرداری به ۵ سال حبس محکوم می‌شود. دیوان عالی بررسی می‌کند و می‌بیند که عمل او اصلاً عناصر جرم کلاهبرداری را ندارد. دیوان می‌گوید: «رأی نقض می‌شود بلا ارجاع»؛ یعنی پرونده تمام شد، آقای «الف» تبرئه می‌شود و دیگر هیچ دادگاهی نمی‌تواند دوباره به این اتهام او را محاکمه کند.

۲ فرق غصب و استیفاء چیست؟
پاسخ:

غصب: تصرف عدوانی و بدون اجازه در مال دیگری. یعنی زورکی و غیرقانونی مال کسی را بگیری یا روی آن دست بگذاری. استیفاء: بهره‌برداری از مال یا عمل دیگری با اجازه یا به حکم قانون. تفاوت اصلی: در غصب، عدوان (تجاوز و زور) هست؛ در استیفاء، رضا و اذن هست.

مثال:

غصب: همسایه شما بدون اجازه در پارکینگ شما ماشین خود را می‌گذارد. استیفاء: همسایه به شما می‌گوید: «لطفاً ماشین مرا به تعمیرگاه ببر» و شما با اجازه او این کار را می‌کنید.

۳ فرق عقد قرض با عاریه چیست؟
پاسخ:

قرض: تملیک مال به دیگری به شرط بازگرداندن مثل یا قیمت آن. یعنی مالکیت عین مال به قرض‌گیرنده منتقل می‌شود و او می‌تواند هر تصرفی در آن بکند، اما در پایان باید مثل یا قیمت آن را برگرداند. عاریه: اذن در انتفاع مجانی از عین مال، بدون انتقال مالکیت. عاریه‌گیرنده فقط حق استفاده دارد، نمی‌تواند مال را تلف کند.

مثال:

قرض: شما ۱۰ میلیون تومان به دوستتان قرض می‌دهید و او پول را خرج می‌کند، ولی موظف است ۱۰ میلیون تومان دیگر به شما برگرداند. عاریه: شما خودرویتان را به دوستتان عاریه می‌دهید تا به مسافرت برود؛ او نمی‌تواند خودرو را بفروشد و اگر بدون تقصیر او تلف شود، ضامن نیست.

۴ سند عادی چه زمان اعتبار سند رسمی را دارد؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۲۹۱ قانون مدنی، سند عادی در دو مورد اعتبار سند رسمی را دارد: الف) اگر طرفی که سند علیه او اقامه شده است، صدور آن را تصدیق نماید. ب) هر گاه در محکمه ثابت شود که سند مزبور را طرفی که آن را تکذیب یا تردید کرده، واقعاً امضاء یا مهر کرده است.

مثال:

آقای «الف» یک قولنامه دستنویس به آقای «ب» نشان می‌دهد که در آن نوشته شده «الف ۵۰ میلیون به ب بدهکار است». اگر آقای «ب» بگوید «بله این قولنامه را من نوشتم»، سند عادی مثل سند رسمی اعتبار دارد. یا اگر آقای «ب» انکار کند ولی کارشناسی خط ثابت کند که امضا مال اوست، باز هم اعتبار رسمی پیدا می‌کند.

۵ فرق وکالت عام با مطلق چیست؟ مثال بزنید.
پاسخ:

وکالت مطلق: از نظر اختیارات مطلق است (وکیل قید و شرط ندارد)، اما موضوع وکالت می‌تواند خاص باشد. وکالت عام: از نظر موضوع عام است (همه اموال یا همه امور موکل)، اما اختیارات می‌تواند مطلق یا مقید باشد. نکته: طبق ماده ۶۶۱ قانون مدنی، اگر وکالت مطلق باشد، فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل است.

مثال:

وکالت مطلق: خانم «الف» به آقای «ب» وکالت می‌دهد که ماشین پراید او را به قیمت ۵۰۰ میلیون تومان بفروشد (موضوع خاص، اختیارات مطلق). وکالت عام: آقای «ج» به آقای «د» وکالت عام می‌دهد که در همه امور او (خرید و فروش، اداره کسب و کار، پیگیری دعاوی) اقدام کند (موضوع عام).

۶ آیا در ضمان ضم ذمه عرضی، ضامن می‌تواند پرداخت دین را معلق کند؟
پاسخ:

بله، ضامن می‌تواند التزام خود به تادیه دین را معلق به عدم پرداخت توسط مدیون اصلی کند، اما قبول ضمانت نمی‌تواند معلق باشد. اگر بگوید «من ضامن هستم ولی اگر مدیون اصلی نداد، من می‌دهم» صحیح است. اما اگر بگوید «اگر مدیون اصلی نداد، من ضامن هستم» باطل است.

مثال:

صحیح: «من ضامن پرداخت ۱۰۰ میلیون هستم، ولی اگر آقای «الف» تا پایان سال پرداخت نکرد، من می‌پردازم». باطل: «اگر آقای «الف» تا پایان سال پرداخت نکرد، آن وقت من ضامن می‌شوم».

۷ آیا حق شفعه در وقف امکان دارد؟
پاسخ:

خیر، طبق ماده ۸۱۱ قانون مدنی، اگر حصه یکی از دو شریک وقف باشد، متولی یا موقوف‌علیهم حق شفعه ندارند. زیرا وقف با بیع فرق دارد و در وقف، مالکیت از واقف خارج می‌شود و قابل نقل‌وانتقال مالکانه نیست.

مثال:

آقای «الف» و آقای «ب» در یک زمین شریک هستند. نصف آقای «الف» وقف شده است. اگر آقای «ب» سهم خود را بفروشد، متولی وقف حق شفعه ندارد.

۸ آیا رهن مال مشاع صحیح است؟ چگونه به تصرف مرتهن داده می‌شود؟
پاسخ:

بله، رهن سهم مشاع هر شریک صحیح است و نیاز به اذن سایر شرکا ندارد. تصرف مرتهن به طور مشاع در کل مال به اندازه سهم راهن است. اگر کسی کل مال مشاع را بدون اذن سایر شرکا رهن بدهد، این معامله در مورد سهم دیگران فضولی است و صحت آن منوط به تنفیذ آنهاست.

مثال:

آقای «الف» و «ب» در یک مغازه ۱۰۰ متری شریک هستند (هر کدام ۵۰%). آقای «الف» سهم خود را به بانک رهن می‌دهد. بانک می‌تواند به اندازه ۵۰% در کل مغازه تصرف کند، اما نمی‌تواند ۵۰ متر جلو را جدا کند و قفل بزند، مگر با اجازه آقای «ب».

۹ وجه التزام چیست؟
پاسخ:

وجه التزام (شرط جزا) مبلغی است که طرفین قرارداد از قبل تعیین می‌کنند تا در صورتی که یکی از آنها تعهد خود را انجام نداد یا دیر انجام داد، آن مبلغ را به طرف دیگر بپردازد. هدف از وجه التزام تضمین انجام تعهد، جلوگیری از تأخیر و تعیین میزان خسارت از قبل است.

مثال:

آقای «الف» با آقای «ب» قرارداد می‌بندد که تا پایان سال، یک آپارتمان را تحویل دهد و شرط می‌شود: «اگر تحویل ندادم، روزانه ۵۰۰ هزار تومان وجه التزام می‌پردازم». اگر آقای «الف» یک ماه دیر کند، باید ۱۵ میلیون تومان بپردازد.

۱۰ نکاح موقت با شرط ازدواج دائم و وجه التزام
پاسخ:

عقد نکاح موقت صحیح است. شرط ازدواج دائم پس از موقت صحیح و نافذ است، اما زوج مجبور به ازدواج دائم نمی‌شود. وجه التزام در صورت تخلف، قابل مطالبه است. ضمانت اجرا فقط وجه التزام است، نه اجبار به ازدواج.

مثال:

رضا با سارا عقد موقت ۶ ماهه می‌بندد و شرط می‌کند که پس از ۶ ماه، او را به عقد دائم درآورد و در صورت تخلف، ۱۰ میلیون تومان وجه التزام بپردازد. اگر رضا تخلف کند، سارا نمی‌تواند او را مجبور به ازدواج کند، اما می‌تواند ۱۰ میلیون تومان را بگیرد.

۱۱ فرق حکم بطلان دعوا با حکم به بی‌حقی خواهان چیست؟
پاسخ:

بطلان دعوا: دادگاه اصلاً وارد ماهیت نمی‌شود، چون اصل دعوا قابلیت استماع ندارد (مثل دعوای قمار). بی‌حقی خواهان: دادگاه وارد ماهیت می‌شود و بعد از بررسی، می‌گوید حق با تو نیست (مثل کسی که ادعای مالکیت می‌کند ولی سند ندارد).

مثال:

بطلان دعوا: «پول قمارم را پس بده» → دادگاه اصلاً وارد نمی‌شود. بی‌حقی خواهان: «۱۰۰ میلیون قرض دادم» (بی سند) → دادگاه می‌گوید نتوانستی ثابت کنی، بی‌حقی.

۱۲ تعهد به نفع ثالث در صورت ابطال، اقاله یا فسخ عقد
پاسخ:

در صورت ابطال عقد، تعهد به نفع ثالث هم باطل است. در مورد اقاله و فسخ، پس از قبولی ثالث، طرفین عقد نمی‌توانند تعهد مذکور را تغییر داده یا ساقط نمایند (ماده ۷۶۹ قانون مدنی). قبل از قبولی ثالث، می‌توانند آن را برهم بزنند.

مثال:

«الف» به «ب» می‌فروشد و شرط می‌کند «ب» ماهانه ۱ میلیون به «ج» بدهد. اگر «ج» قبول کند، «الف» و «ب» نمی‌توانند با اقاله، این تعهد را برهم بزنند. اما اگر «ج» هنوز قبول نکرده باشد، می‌توانند.

۱۳ رهن چیست؟
پاسخ:

رهن عقدی است که به موجب آن، مدیون مالی را برای وثیقه به داین می‌دهد. ارکان رهن: راهن، مرتهن، مال مرهون، دین و قبض. قبض شرط صحت رهن است (ماده ۷۷۱ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» از بانک ۵۰۰ میلیون تومان وام می‌گیرد و خانه خود را به عنوان وثیقه به بانک رهن می‌دهد. بانک کلید خانه را می‌گیرد (قبض). اگر «الف» پول را نپردازد، بانک می‌تواند خانه را بفروشد.

۱۴ عقد قرض چیست؟
پاسخ:

قرض عقدی است که به موجب آن، یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند و طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل، قیمت آن را بدهد (ماده ۶۴۸ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» ۱۰۰ میلیون تومان به آقای «ب» قرض می‌دهد و آقای «ب» متعهد می‌شود پس از ۶ ماه، همان ۱۰۰ میلیون را برگرداند. اگر پول را نداشته باشد، باید مثل آن را تهیه کند.

۱۵ عقد هبه چیست؟
پاسخ:

هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می‌کند (ماده ۷۹۵ قانون مدنی). واهب می‌تواند تا قبل از قبض، از هبه خود رجوع کند، مگر در ۴ مورد استثنایی.

مثال:

پدری آپارتمان خود را به پسرش می‌بخشد (هبه). اگر پدر هنوز سند را به نام پسر نزده باشد، می‌تواند پشیمان شود. اما اگر سند را زده باشد (قبض انجام شده)، نمی‌تواند رجوع کند.

۱۶ حق ارتفاق چیست؟
پاسخ:

حق ارتفاق حقی است که به موجب آن، مالک یک ملک (ملک غالب) می‌تواند از ملک دیگری (ملک خدمتگزار) بهره‌مندی خاصی ببرد. مانند حق عبور، حق آب‌بری، حق فاضلاب‌بری و… (ماده ۹۳ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» زمینی دارد که به جاده عمومی راه ندارد و باید از زمین آقای «ب» عبور کند. آقای «الف» حق عبور از زمین آقای «ب» را دارد (حق ارتفاق) و آقای «ب» نمی‌تواند مانع شود.

۱۷ فرق انکار و تردید در سند چیست؟
پاسخ:

انکار: منکر این است که خط، مهر، امضا یا اثر انگشت منتسب به خودش باشد (می‌گوید «این مال من نیست»). تردید: نمی‌داند این خط یا امضا متعلق به کیست (می‌گوید «نمی‌دانم این مال کیست»). در سند رسمی، انکار و تردید مسموع نیست و فقط ادعای جعل ممکن است.

مثال:

سند غیررسمی علیه آقای «الف» ابراز می‌شود. اگر امضا پای سند باشد و آقای «الف» بگوید «این امضا مال من نیست» → انکار. اگر پای سند نوشته شده «امضای محمدی» و آقای «الف» بگوید «نمی‌دانم این مال کیست» → تردید (چون منتسب به او نیست).

۱۸ اقاله چیست؟
پاسخ:

اقاله (تفاسخ) عبارت است از توافق دو طرف یک قرارداد برای برهم زدن آن و از بین بردن آثار آن قرارداد از زمان اقاله به بعد (ماده ۲۸۳ قانون مدنی). اقاله خود نیز یک عقد است و فقط در عقود لازم امکان دارد.

مثال:

آقای «الف» خانه خود را به آقای «ب» فروخته است. هر دو پشیمان می‌شوند و توافق می‌کنند که معامله را برهم بزنند. آقای «ب» خانه را پس می‌دهد و آقای «الف» پول را پس می‌دهد. این اقاله است.

۱۹ جلب ثالث چیست؟
پاسخ:

جلب ثالث عبارت است از اینکه در جریان رسیدگی به یک دعوا، یکی از اصحاب دعوا شخص ثالثی را به آن دعوا بخواند تا او هم وارد دادرسی شود (ماده ۱۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی). مهلت جلب ثالث تا پایان اولین جلسه دادرسی است.

مثال:

آقای «الف» از آقای «ب» شکایت می‌کند که «ماشین مرا زدی». آقای «ب» می‌گوید: «من ماشین را نزدم، آقای «ج» (راننده من) بود». آقای «ب» درخواست جلب ثالث (آقای «ج») را می‌کند تا او هم وارد دعوا شود.

۲۰ آیا جلب ثالث در تجدید نظر هم صورت می‌گیرد؟
پاسخ:

بله، جلب ثالث در مرحله تجدید نظر نیز صورت می‌گیرد. ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م صراحتاً می‌گوید: «… چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدید نظر». مهلت آن تا پایان اولین جلسه تجدید نظر است.

مثال:

در دادگاه تجدید نظر، آقای «ب» متوجه می‌شود که تعمیرکار (آقای «ج») بدون اجازه ماشین را برده و تصادف کرده است. آقای «ب» در اولین جلسه تجدید نظر، درخواست جلب ثالث (آقای «ج») را می‌کند و ظرف ۳ روز دادخواست تقدیم می‌دارد.

“`

۲۱ آیا جلب ثالث در فرجام خواهی امکان دارد؟
پاسخ:

خیر، جلب ثالث در مرحله فرجام خواهی امکان ندارد. زیرا دیوان عالی کشور (مرجع فرجام خواهی) صرفاً به رسیدگی شکلی می‌پردازد، نه ماهوی. دعاوی طاری (از جمله جلب ثالث، ورود ثالث، دعوای متقابل) فقط در مراحلی ممکن است که رسیدگی ماهوی (بدوی و تجدیدنظر) انجام شود.

مثال:

آقای «الف» پرونده را به دیوان عالی کشور می‌برد. در دیوان عالی، آقای «ب» به فکر می‌افتد که «آقای «ج» را جلب ثالث کند». دیوان عالی این درخواست را نمی‌پذیرد، چون فقط قرار است بررسی کند که آیا دادگاه تجدیدنظر در اجرای قانون اشتباه کرده یا نه.

۲۲ خیار تخلف از شرط چیست؟
پاسخ:

خیار تخلف از شرط یعنی اگر در ضمن یک عقد شرطی شود و طرفی که شرط به نفع اوست (مشروط‌له) از آن شرط تخلف کند، طرف دیگر (مشروط‌علیه) حق دارد معامله را فسخ کند. ضمانت اجرای تخلف از شرط، ابتدا اجبار به انجام شرط و در صورت عدم امکان، فسخ معامله است (مواد ۲۳۴ تا ۲۴۵ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» خانه خود را به آقای «ب» می‌فروشد و شرط می‌کند که «آقای «ب» ظرف ۳ ماه، سند خانه را به نام خود بزند». آقای «ب» قبول می‌کند، ولی بعد از ۳ ماه اقدامی نمی‌کند. آقای «الف» می‌تواند معامله را فسخ کند (خیار تخلف از شرط).

۲۳ شرط خیار چیست؟
پاسخ:

شرط خیار (خیار شرط) عبارت است از اینکه در ضمن یک عقد شرط شود که یکی از طرفین یا هر دو یا شخص ثالثی، حق داشته باشند معامله را در مدت معینی برهم بزنند (فسخ کنند). مدت باید معین باشد (ماده ۳۹۹ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» ماشین خود را به آقای «ب» می‌فروشد و در قرارداد شرط می‌کنند که «هر دو طرف تا ۷ روز حق فسخ معامله را دارند». روز سوم، آقای «الف» پشیمان می‌شود و معامله را فسخ می‌کند (صحیح است). روز هشتم، دیگر هیچکدام حق فسخ ندارند.

۲۴ فرق خیار شرط با خیار تخلف از شرط چیست؟
پاسخ:

خیار شرط: باید در قرارداد قید شود و برای فسخ نیازی به تخلف نیست (صرف وجود شرط کافی است). خیار تخلف از شرط: نیازی به قید در قرارداد ندارد (قانون داده است) و برای فسخ حتماً باید تخلف محقق شود. همچنین خیار شرط حتماً باید مدت معین داشته باشد، اما خیار تخلف از شرط مدت معین شرط نیست.

مثال:

خیار شرط: در قرارداد نوشته می‌شود «الف تا ۱۰ روز حق فسخ دارد». الف بدون اینکه ب تخلفی کرده باشد، در روز دوم فسخ می‌کند (صحیح). خیار تخلف از شرط: در قرارداد شرط می‌شود «ب باید تا ۵ روز ثمن را بپردازد» (بدون شرط خیار). اگر ب نپردازد، الف فسخ می‌کند (صحیح). اگر ب بپردازد، الف نمی‌تواند فسخ کند.

۲۵ شرایط گواهان و شاهدان در دادگاه را بنویسید.
پاسخ:

طبق ماده ۱۳۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی، شرایط گواه (شاهد) عبارت است از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، نداشتن نفع شخصی در دعوا، نبودن دشمنی دنیوی بین گواه و طرف مربوط، اشتغال نداشتن به تکدی و ولگردی، طهارت مولد.

مثال:

شهادت کودک ۱۰ ساله (فاقد بلوغ) یا فردی که با خوانده دعوای ملکی دارد (دشمنی دنیوی) یا فردی که شراب می‌خورد (فاقد عدالت) پذیرفته نمی‌شود.

۲۶ شرایط گواهی در دادگاه چیست؟
پاسخ:

شرایط گواهی (متن شهادت) عبارت است از: ۱) گواهی باید با قطع و یقین باشد (نه شک و حدس). ۲) موضوع گواهی باید با موضوع مورد اختلاف تطابق داشته باشد. ۳) گواهی گواهان باید مشابهت داشته باشد (عدم تناقض). ۴) شاهد باید واقعه را شخصاً دیده یا شنیده باشد (تحمل قبل از شهادت). ۵) شاهد نباید دچار تردید و ابهام باشد.

مثال:

صحیح: «من در تاریخ ۱۵ فروردین، ساعت ۱۰ صبح، دیدم آقای «الف» ماشین آقای «ب» را زد». باطل: «فکر می‌کنم آقای «الف» ماشین را زده باشد» یا «آقای «ج» به من گفت که آقای «الف» ماشین را زده است» (سماعی).

۲۷ فرق شکایت حقوقی و کیفری.
پاسخ:

شکایت حقوقی: هدف احقاق حق (وصول طلب، خلع ید) است، با دادخواست شروع می‌شود، هزینه بر اساس بهای خواسته متغیر است، صلاحیت محلی محل اقامت خوانده است. شکایت کیفری: هدف اعمال مجازات است، با شکواییه شروع می‌شود، هزینه ثابت است، صلاحیت محلی محل وقوع جرم است.

مثال:

حقوقی: آقای «ب» از «الف» ۱۰۰ میلیون خسارت تصادف می‌خواهد → دادخواست به دادگاه حقوقی محل اقامت «الف». کیفری: آقای «ب» از «الف» به دلیل رانندگی خطرناک شکایت می‌کند → شکواییه در دادسرای محل وقوع تصادف.

۲۸ قمار و گروبندی را تعریف کنید.
پاسخ:

قمار: توافقی بین دو یا چند نفر که با انجام بازی مخصوص (پاسور، تاس، تخته نرد)، برنده آن بازی مال معینی را از دیگران دریافت دارد. گروبندی: توافقی بین دو یا چند نفر که یک امر معین را پیش‌بینی می‌کنند و هرکس درست گفته باشد، مال معینی به او می‌دهند. طبق ماده ۶۵۴ قانون مدنی، هر دو باطل و دعاوی راجعه به آنها مسموع نیست.

مثال:

قمار: بازی پاسور با شرط ۵۰ میلیون تومانی. گروبندی: شرط بستن بر اینکه «اگر فردا باران ببارد، ۱۰ میلیون به تو می‌دهم». در هر دو، برنده نمی‌تواند به دادگاه برود و مطالبه کند.

۲۹ فرق قمار با عقد معلق چیست؟
پاسخ:

قمار نوعی عقد معلق است، اما تعلیق آن از نوع تعلیق در انشاء است (باطل) در حالی که عقد معلق صحیح، تعلیق در منشأ دارد. در قمار، قصد انشاء جدی نیست و اصل صحت جاری نمی‌شود. در عقد معلق صحیح، قصد انشاء وجود دارد و فقط اثر عقد معلق است.

مثال:

قمار (تعلیق در انشاء – باطل): «اگر فردا تیم A برنده شد، من ۲۰ میلیون به تو می‌دهم». عقد معلق صحیح (تعلیق در منشأ): «ماشینم را به تو فروختم، اگر از سفر برگشتم» (عقد هم‌اکنون ایجاد شده، اثر آن معلق است).

۳۰ فرق تعلیق در انشاء و منشأ.
پاسخ:

تعلیق در انشاء: خود ایجاد عقد معلق به شرط است (مثال: «اگر باران بارید، می‌فروشم») که باطل است. تعلیق در منشأ: خود عقد هم‌اکنون ایجاد شده، ولی اثر آن معلق به شرط است (مثال: «فروختم، اگر باران بارید») که صحیح است. در تعلیق در انشاء، قصد انشاء مردد است؛ در تعلیق در منشأ، قصد انشاء قطعی است.

مثال:

تعلیق در انشاء (باطل): «اگر برادرم از سفر برگشت، ماشینم را به تو می‌فروشم». تعلیق در منشأ (صحیح): «همین الان ماشینم را به تو فروختم، به شرط اینکه اگر برادرم از سفر برگشت، این بیع قطعی شود».

۳۱ آیا به جنین سقط شده ارث تعلق می‌گیرد؟
پاسخ:

خیر، به جنین سقط شده ارث تعلق نمی‌گیرد. طبق ماده ۸۷۵ قانون مدنی، جنین در صورتی ارث می‌برد که زنده متولد شود (حتی برای لحظه‌ای) و نطفه او در زمان فوت مورث منعقد شده باشد. اگر جنین سقط شود (مرده به دنیا بیاید)، ارث نمی‌برد.

مثال:

آقای «الف» فوت می‌کند. همسرش باردار است. یک هفته بعد، همسرش دچار سقط جنین می‌شود و جنین مرده به دنیا می‌آید. این جنین ارث نمی‌برد. اما اگر جنین زنده به دنیا بیاید (حتی یک دقیقه بعد بمیرد)، ارث می‌برد.

۳۲ آیا معاونت در قتل از موانع ارث است؟
پاسخ:

بله، معاونت در قتل عمدی نیز از موانع ارث است. طبق ماده ۸۸۰ قانون مدنی، قتل از موانع ارث است و شامل معاونت در قتل عمدی نیز می‌شود (طبق نظریه مشورتی). اما معاونت در قتل غیرعمدی (خطایی) مانع ارث نیست.

مثال:

آقای «ب» به قاتل پدرش چراغ قوه می‌دهد تا در تاریکی هدف را ببیند (معاونت در قتل عمدی). آقای «ب» از ارث پدر محروم می‌شود. اما اگر کسی به خطا باعث مرگ مورث شود (مثلاً اشتباه در تعمیر ترمز)، مانع ارث نیست.

۳۳ دعوای خلع ید را توضیح دهید.
پاسخ:

دعوای خلع ید دعوایی است که مالک یک ملک غیرمنقول علیه کسی که بدون اجازه و به نحو عدوانی بر ملک او مسلط شده، اقامه می‌کند تا دادگاه دستور دهد متصرف، ملک را تخلیه کرده و به مالک بازگرداند. ارکان آن: مالکیت خواهان، غیرمنقول بودن مال، تصرف عدوانی خوانده، استیلای خوانده بر مال.

مثال:

آقای «الف» مالک مغازه است. آقای «ب» بدون اجازه قفل مغازه را عوض کرده و در آن را باز کرده است. آقای «الف» دادخواست خلع ید تقدیم می‌کند و با ارائه سند مالکیت، حکم به تخلیه می‌گیرد.

۳۴ آیا در دعوای خلع ید، طلب خسارت به عنوان دعوای طاری امکان دارد؟
پاسخ:

بله، در دعوای خلع ید، خواهان می‌تواند خسارت (مانند اجرت‌المثل ایام تصرف یا خسارت وارده به ملک) را به عنوان دعوای طاری (اضافی) مطرح کند، به شرط اینکه مرتبط با دعوای اصلی باشد (منشأ واحد داشته باشد) و تا پایان اولین جلسه دادرسی به دادگاه اعلام شود (ماده ۹۸ ق.آ.د.م).

مثال:

آقای «الف» دادخواست خلع ید تقدیم می‌کند. در اولین جلسه، اعلام می‌کند که علاوه بر خلع ید، اجرت‌المثل ۶ ماه تصرف را نیز مطالبه می‌کند. این اضافه کردن خسارت صحیح است (منشأ واحد دارد).

۳۵ اقرار معلق امکان دارد؟
پاسخ:

خیر، اقرار معلق امکان ندارد و در حقوق ایران معتبر نیست. اقرار باید منجز (قطعی و بدون قید و شرط) باشد. ماده ۱۲۶۸ قانون مدنی و ماده ۱۶۷ قانون مجازات اسلامی، اقرار معلق و مشروط را باطل می‌دانند.

مثال:

باطل: «اگر امروز باران ببارد، من به الف ۱۰۰ هزار تومان بدهکارم» (تعلیق واقعی) یا «اگر فردا خورشید طلوع کند، من به احمد ۱۰۰ هزار بدهکارم» (تعلیق ظاهری). صحیح: «من ۱۰۰ هزار تومان به احمد بدهکارم» (منجز).

۳۶ فرق اقرار معلق و مشروط.
پاسخ:

اقرار معلق: امر خارج از اراده مقر است (مثل باران، آمدن مسافر) که باطل است. اقرار مشروط: امر تا حدی در اختیار مقر یا طرف مقابل است (مثل اجازه پدر) که آن نیز باطل است. هر دو در حقوق ایران باطل و غیرقابل استناد هستند (ماده ۱۲۶۸ قانون مدنی و ماده ۱۶۷ قانون مجازات).

مثال:

معلق: «اگر باران بارید، من به تو بدهکارم» (خارج از اراده). مشروط: «اگر پدرم اجازه داد، من به تو بدهکارم» (تا حدی در اختیار پدر). هر دو باطل هستند.

۳۷ انواع اقرار را توضیح دهید.
پاسخ:

انواع اقرار: ۱) قاطع/غیرقاطع (مقدماتی)، ۲) صریح/ضمنی، ۳) در دادگاه/خارج دادگاه، ۴) کتبی/شفاهی، ۵) ساده/مقید/موصوف/مرکب، ۶) قضایی/غیرقضایی. اقرار قاطع اصل دعوا را اثبات می‌کند؛ غیرقاطع فقط بخشی از آن را. اقرار صریح با لفظ است؛ ضمنی از رفتار برداشت می‌شود.

مثال:

اقرار قاطع: «من به تو ۱۰۰ میلیون بدهکارم». اقرار صریح: همین. اقرار ضمنی: «قرضت را فردا می‌دهم» (به معنای پذیرش قرض). اقرار مرکب: «من ۱۰۰ میلیون از تو قرض گرفتم، ولی ۵۰ میلیون آن را پس دادم» (هم اقرار و هم ادعا).

۳۸ اگر زن مهریه خود را ابرا یا هبه کند، می‌تواند رجوع کند؟
پاسخ:

اگر ابرا کند (بگوید «بخشیدم»)، قابل رجوع نیست (اسقاط دین است). اگر هبه غیرمعوض کند، تا قبل از قبض قابل رجوع است. اگر هبه معوض کند (در مقابل طلاق یا چیز دیگر) و عوض داده شود، قابل رجوع نیست.

مثال:

ابراء: زن می‌گوید «مهریه‌ام را بخشیدم» → قابل رجوع نیست. هبه غیرمعوض: زن می‌گوید «مهریه‌ام را به تو بخشیدم» (قبل از قبض) → قابل رجوع است. هبه معوض: زن مهریه را در مقابل طلاق می‌بخشد و طلاق می‌گیرد → قابل رجوع نیست.

۳۹ وکالت ظاهری چیست؟
پاسخ:

وکالت ظاهری وضعیتی است که وکیل پس از عزل یا فوت موکل، از این موضوع بی‌خبر است و اقداماتی را در حدود وکالت سابق خود انجام می‌دهد. طبق ماده ۶۸۰ قانون مدنی، این اقدامات نافذ است، مشروط بر اینکه وکیل و طرف معامله از عزل یا فوت بی‌خبر باشند.

مثال:

آقای «الف» به آقای «ب» وکالت می‌دهد که ماشینش را بفروشد. فردای آن روز «الف» فوت می‌کند، ولی «ب» بی‌خبر است و ماشین را به «ج» می‌فروشد. این معامله نافذ است، چون «ب» و «ج» هر دو از فوت بی‌خبر بودند.

۴۰ افراز و تعدیل را توضیح دهید.
پاسخ:

افراز: تقسیم مال مشاع در صورتی که اجزای آن مساوی باشند (مثل گندم، برنج، زمین زراعتی یکسان). در افراز، سهام به نسبت مساوی تقسیم می‌شود. تعدیل: تقسیم مال مشاع در صورتی که اجزای آن مختلف‌القیمه باشند (مثل زمینی که یک بخش آن جلوی خیابان و بخش دیگر پشت آن است). در تعدیل، ارزش مد نظر است و سهام از نظر قیمت برابر می‌شوند.

مثال:

افراز: ۱۰۰ کیلو گندم بین دو نفر به صورت مساوی تقسیم می‌شود. تعدیل: زمینی که جلوی آن گران‌تر و پشت آن ارزان‌تر است، کارشناس قسمت ارزان را بزرگتر در نظر می‌گیرد تا قیمت هر دو سهم برابر شود.

“`

“`html

 

 

۴۱ آیا اعتراض اصلی یا طاری عدولی محسوب می‌شود؟
پاسخ:

اعتراض ثالث اصلی: قطعاً عدولی است (چون دادگاه صادرکننده رأی یا دادگاه بالاتر می‌تواند رأی را تغییر دهد). اعتراض ثالث طاری: بستگی به درجه دادگاه دارد. اگر دادگاه رسیدگی‌کننده پایین‌تر از دادگاه صادرکننده رأی باشد، عدولی است و اگر بالاتر یا هم‌عرض باشد، غیرعدولی است.

مثال:

اعتراض ثالث اصلی: شخص ثالثی به رأی دادگاه بدوی اعتراض می‌کند → عدولی است. اعتراض ثالث طاری: در دادگاه تجدیدنظر، یکی از طرفین به رأی بدوی استناد می‌کند و طرف دیگر اعتراض می‌کند → چون دادگاه تجدیدنظر بالاتر است، غیرعدولی است (خودش می‌تواند رأی را تغییر دهد).

۴۲ معیار اولین جلسه دادرسی چیست؟
پاسخ:

معیار اولین جلسه دادرسی، جلسه‌ای است که موجبات رسیدگی فراهم بوده و خوانده فرصت و امکان دفاع داشته باشد. اگر خوانده ابلاغ شده باشد و در جلسه حاضر نشود، باز هم اولین جلسه محسوب می‌شود. حتی اگر جلسه به تعویق بیفتد، اولین جلسه همان جلسه اول است.

مثال:

دادگاه به خوانده ابلاغ می‌کند و جلسه ساعت ۱۰ تشکیل می‌شود. خوانده حاضر می‌شود و دفاعیات خود را بیان می‌کند. ساعت ۱۲ جلسه به پایان می‌رسد و به جلسه بعد موکول می‌شود. اولین جلسه، همان جلسه ۱۰ صبح است.

۴۳ آیا دعوای خلع ید همان دعوای مالکیت است؟
پاسخ:

خیر، دعوای خلع ید غیر از دعوای مالکیت است. خلع ید موضوعش رفع تصرف عدوانی است و خواهان باید سبق تصرف (تصرف سابق) خود را اثبات کند. اما دعوای مالکیت، اثبات سبب تملک (بیع، ارث، صلح) را می‌طلبد.

مثال:

خلع ید: مستأجری که بعد از پایان اجاره تخلیه نمی‌کند (نیاز به اثبات تصرف سابق). مالکیت: کسی مدعی است زمینی در تصرف دیگری است و مالک آن است (نیاز به اثبات سبب تملک).

۴۴ ضمان درک چیست؟
پاسخ:

ضمان درک مسئولیت بایع در بازگرداندن ثمن در صورتی که مبیع مستحق‌للغیر درآید (ماده ۳۹۰ قانون مدنی). به حکم قانون است و نیازی به شرط ندارد. اگر قسمتی از مبیع مستحق‌للغیر درآید، خریدار خیار تبعض صفقه دارد.

مثال:

آقای «الف» ماشینی را به «ب» می‌فروشد، بعداً معلوم می‌شود ماشین مال «ج» بوده است. «الف» باید ۵۰۰ میلیون تومان را به «ب» برگرداند (ضمان درک مبیع).

۴۵ آیا شرط خلاف ضمان درک صحیح است؟
پاسخ:

بله، شرط خلاف ضمان درک صحیح است (طبق رأی دیوان عالی کشور)، به شرط اینکه فروشنده از عدم مالکیت خود آگاه نباشد. اگر فروشنده عالم به عدم مالکیت باشد، شرط باطل است و ضمان درک همچنان بر عهده اوست.

مثال:

صحیح: فروشنده جاهل شرط می‌کند «اگر مبیع مستحق‌للغیر درآمد، مسئولیتی ندارم». باطل: فروشنده عالم به عدم مالکیت، همین شرط را می‌کند.

۴۶ طلاق قضایی چیست؟
پاسخ:

طلاق قضایی (طلاق به حکم حاکم) نوعی طلاق است که در آن قاضی دادگاه خانواده به درخواست زن و با احراز شرایط قانونی (عسر و حرج، ترک زندگی، سوء رفتار، اعتیاد، عدم پرداخت نفقه)، حکم به طلاق صادر می‌کند، حتی اگر مرد راضی نباشد (ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی).

مثال:

خانم «ب» به دلیل ضرب و شتم شدید و اعتیاد شوهرش به دادگاه خانواده مراجعه می‌کند. دادگاه پس از احراز عسر و حرج، حکم به طلاق صادر می‌کند، حتی اگر شوهر مخالف باشد.

۴۷ طلاق قضایی بائن است یا رجعی؟
پاسخ:

طلاق قضایی بائن است. یعنی در دوران عده طلاق، شوهر نمی‌تواند رجوع کند و طلاق را برهم بزند (بر خلاف طلاق رجعی که شوهر می‌تواند در عده رجوع کند).

مثال:

طلاق قضایی (به حکم دادگاه): شوهر نمی‌تواند در عده رجوع کند و اگر بخواهد برگردد، باید عقد جدیدی بخواند. طلاق رجعی (با رضایت شوهر): شوهر می‌تواند در عده رجوع کند و بدون عقد جدید برگردد.

۴۸ آیا وارد ثالث می‌تواند درخواست تأمین خواسته بدهد؟
پاسخ:

بله، وارد ثالث می‌تواند درخواست تأمین خواسته بدهد. زیرا پس از ورود به دادرسی، در حکم یکی از اصحاب دعوا محسوب می‌شود و می‌تواند از کلیه حقوق اصحاب دعوا استفاده کند (ماده ۱۳۲ ق.آ.د.م).

مثال:

آقای «ج» در دعوای بین «الف» و «ب» وارد ثالث می‌شود و متوجه می‌شود که زمین در معرض فروش است. او درخواست تأمین خواسته (توقیف زمین) می‌کند. دادگاه می‌پذیرد، چون وارد ثالث در حکم اصحاب دعواست.

۴۹ اعاده دادرسی اثر تعلیقی دارد؟
پاسخ:

بله، اعاده دادرسی اثر تعلیقی دارد، ولی مشروط به صدور قرار قبولی. در دعاوی غیرمالی، پس از قبولی اجرا متوقف می‌شود. در دعاوی مالی، اجرا ادامه می‌یابد مگر اینکه تأمین داده شود (ماده ۴۳۷ ق.آ.د.م).

مثال:

در حکم خلع ید (غیرمالی)، پس از قرار قبولی اعاده دادرسی، اجرا متوقف می‌شود. در حکم پرداخت پول (مالی)، اگر تأمین ندهد، اجرا ادامه می‌یابد.

۵۰ اعاده دادرسی اثر انتقالی دارد؟
پاسخ:

بله، اعاده دادرسی اثر انتقالی دارد، ولی محدود به جهت اعتراض. یعنی فقط همان جهتی که در دادخواست اعاده دادرسی ذکر شده، به دادگاه بدوی منتقل می‌شود و دادگاه فقط به همان جهت رسیدگی می‌کند.

مثال:

آقای «الف» اعاده دادرسی می‌دهد و فقط به جعلی بودن سند استناد می‌کند. دادگاه بدوی فقط به همین جهت رسیدگی می‌کند، نه به سایر جهات (مثل اصل مالکیت).

۵۱ طفل متولد شده از وطی به شبهه متعلق به کیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۱۶۵ قانون مدنی، طفل متولد از وطی به شبهه فقط ملحق به طرفی می‌شود که در اشتباه بوده است. اگر هر دو در اشتباه بوده‌اند، ملحق به هر دو می‌شود.

مثال:

فقط مرد اشتباه کرده: طفل به مرد ملحق می‌شود. هر دو اشتباه کرده‌اند: طفل به هر دو ملحق می‌شود. فقط زن اشتباه کرده: طفل فقط به مادر ملحق می‌شود (نسب پدری ثابت نمی‌شود).

۵۲ وطی به شبهه در سایه اصل حسن نیت است یا خیر؟
پاسخ:

بله، وطی به شبهه در سایه اصل حسن نیت است. یعنی اگر کسی با گمان حلال بودن رابطه جنسی اقدام کند (حسن نیت)، عمل او در حکم وطی به شبهه قرار می‌گیرد و مجازات ندارد و طفل به او ملحق می‌شود.

مثال:

آقای «الف» با خانم «ب» که گمان می‌کند همسرش است نزدیکی می‌کند، ولی بعداً معلوم می‌شود عقدشان باطل بوده است. این وطی به شبهه است و مجازات ندارد و طفل به «الف» ملحق می‌شود (چون حسن نیت داشته).

۵۳ عدم رضایت ولی در نکاح، آیا عقد را باطل می‌کند؟
پاسخ:

بله، عدم رضایت ولی در نکاح دختر باکره (هرچند بالغ) موجب بطلان عقد است (ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی). مگر اینکه ولی بدون علت موجه از اجازه خودداری کند که در این صورت، اجازه او ساقط و دختر با اجازه دادگاه می‌تواند ازدواج کند.

مثال:

دختر باکره ۲۲ ساله بدون اجازه پدر عقد می‌کند. پدر رضایت نمی‌دهد → عقد باطل است. اگر پدر بدون دلیل موجه مخالفت کند، دختر می‌تواند از دادگاه اجازه بگیرد.

۵۴ آیا زنا اذن ولی را برای نکاح ساقط می‌کند؟
پاسخ:

خیر، به نظر مشهور و رویه قضایی، زنا اذن ولی را ساقط نمی‌کند و حتی اگر بکارت در اثر زنا از بین رفته باشد، دختر همچنان برای ازدواج نیاز به اجازه پدر یا جد پدری دارد (نظر اکثر فقها). برخی فقها (اقلیت) قائل به سقوط اذن هستند، اما این نظر در محاکم ایران پذیرفته نیست.

مثال:

دختری به سبب زنا بکارت خود را از دست داده است، ولی همچنان برای ازدواج نیاز به اجازه پدر دارد. (طبق نظر مشهور)

۵۵ عقد اجاره خیار حیوان دارد یا خیر؟
پاسخ:

خیر، عقد اجاره ذاتاً خیار حیوان ندارد. خیار حیوان مخصوص عقد بیع است (ماده ۴۰۰ قانون مدنی). در اجاره، فقط با شرط می‌توان خیار فسخ ایجاد کرد.

مثال:

اجاره اسب: مستأجر خیار حیوان ندارد و نمی‌تواند ظرف ۳ روز اجاره را فسخ کند. اما بیع اسب: خریدار ظرف ۳ روز حق فسخ دارد (خیار حیوان).

۵۶ قوانین موجد حق یعنی چه؟ مثال بزنید.
پاسخ:

قوانین موجد حق، قوانینی هستند که برای افراد حق جدیدی ایجاد می‌کنند که قبلاً وجود نداشته است. این حقوق قابل سلب توسط قاضی یا داور نیستند. مثال: قانون روابط موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ که حق سرقفلی و حق کسب و پیشه را ایجاد کرد.

مثال:

قانون کار که حق سنوات و عیدی را برای کارگران ایجاد کرده است، یک قانون موجد حق است.

۵۷ موارد اعاده دادرسی مدنی را بنویسید.
پاسخ:

ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م: ۱) موضوع حکم مورد ادعای خواهان نبوده باشد. ۲) حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد. ۳) تضاد در مفاد یک حکم. ۴) تضاد حکم با حکم دیگر در همان دعوا. ۵) طرف مقابل حیله و تقلب به کار برده باشد. ۶) حکم مستند به اسناد جعلی باشد. ۷) اسناد جدید به دست آید که دلیل حقانیت متقاضی باشد.

مثال:

خواهان ۱۰۰ میلیون مطالبه کرده، دادگاه ۱۵۰ میلیون حکم صادر کرده است (بند ۲). یا سندی که دادگاه به آن استناد کرده، بعداً جعلی از آب درآمده است (بند ۶).

۵۹ تجدید نظر اثر تعلیقی دارد یا خیر؟
پاسخ:

بله، تجدید نظرخواهی نسبت به رأی بدوی اثر تعلیقی دارد. به محض تقدیم دادخواست تجدید نظر در مهلت قانونی، اجرای رأی بدوی متوقف می‌شود و تا صدور رأی نهایی تجدید نظر، قابل اجرا نیست. بر خلاف اعاده دادرسی، در تجدید نظر نیازی به تأمین یا قرار قبولی نیست.

مثال:

آقای «الف» در بدوی محکوم به پرداخت ۱۰۰ میلیون می‌شود. در مهلت ۲۰ روزه، دادخواست تجدید نظر تقدیم می‌کند. از آن لحظه، اجرای حکم متوقف می‌شود تا دادگاه تجدید نظر رأی نهایی صادر کند.

۶۰ فرق مسئولیت محض و مطلق چیست؟
پاسخ:

مسئولیت محض: شخص مسئول است، مگر اینکه ثابت کند خسارت ناشی از قوه قاهره بوده است (امکان دفاع وجود دارد). مسئولیت مطلق: شخص در هر صورت مسئول است، حتی اگر خسارت ناشی از قوه قاهره باشد (هیچ عذری پذیرفته نیست).

مثال:

مسئولیت محض: تولیدکننده کالای معیوب (مگر قوه قاهره). مسئولیت مطلق: مسئولیت شرکت هواپیمایی در سقوط هواپیما (حتی اگر برخورد با پرندگان باشد، مسئول است).

“`

“`html

 

 

۶۱ در چه مواردی می‌توان صاحبخانه پیش از موعد قرارداد، درخواست تخلیه بکند؟
پاسخ:

مواردی که موجر (صاحبخانه) می‌تواند پیش از موعد درخواست تخلیه کند: ۱) عدم پرداخت اجاره‌بها (بیش از یک هفته). ۲) تخلف از شرط ضمن عقد. ۳) اجاره دادن ملک به دیگری بدون اجازه. ۴) تغییر کاربری ملک بدون اجازه. ۵) انجام فعالیت‌های نادرست یا غیرقانونی. ۶) ممانعت از ورود موجر برای تعمیرات. ۷) عدم انجام تعهدات قراردادی (ماده ۴۹۶ قانون مدنی).

مثال:

مستأجر ۳ ماه اجاره را پرداخت نکرده است → موجر می‌تواند دادخواست تخلیه دهد. یا مستأجر مغازه را بدون اجازه به رستوران تبدیل کرده است → موجر می‌تواند تخلیه بگیرد.

۶۲ آیا موجر می‌تواند به دلیل ازدواج فرزندش، تقاضای تخلیه از مستأجر کند؟
پاسخ:

به طور کلی خیر، موجر نمی‌تواند به صرف ازدواج فرزندش، مستأجر را پیش از پایان مدت اجاره تخلیه کند. مگر اینکه در قرارداد شرط شده باشد، یا مدت اجاره به پایان رسیده باشد، یا عسر و حرج موجر اثبات شود (که به ندرت پذیرفته می‌شود).

مثال:

آقای «الف» یک آپارتمان را به مدت ۲ سال به «ب» اجاره داده است. پسرش قصد ازدواج دارد و «الف» می‌خواهد آپارتمان را پس بگیرد. اگر در قرارداد شرط نشده باشد، «الف» نمی‌تواند پیش از موعد تخلیه بگیرد.

۶۳ پس از اتمام قرارداد اجاره، مستأجر با اذن موجر همچنان در منزل می‌نشیند. موجر مستحق چه میزان وجه است؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۹۴ قانون مدنی، اگر مستأجر با اذن موجر در ملک بماند و از آن استفاده کند، موجر مستحق اجرت‌المثل (مبلغ متعارف روز) است، نه لزوماً اجاره‌بهای قبلی. اگر با اذن باشد ولی استفاده نکند، مستحق چیزی نیست (مگر شرط خلاف شده باشد).

مثال:

اجاره قبلی ماهی ۵ میلیون بوده، ولی الان اجاره مشابه در منطقه ۷ میلیون است. موجر می‌تواند ۷ میلیون برای هر ماه (اجرت‌المثل) دریافت کند.

۶۴ شخصی ماشینی به دوستش می‌فروشد به شرط اینکه مواد مخدر حمل کند. وضعیت عقد را تحلیل کنید.
پاسخ:

طبق ماده ۲۳۲ قانون مدنی، شرط نامشروع باطل است، ولی خود عقد (بیع ماشین) صحیح باقی می‌ماند، مگر اینکه شرط نامشروع جزء علت اصلی عقد باشد که در این صورت، عقد هم باطل می‌شود. در حالت معمول، عقد صحیح و شرط باطل است.

مثال:

آقای «الف» ماشین را به «ب» می‌فروشد و شرط می‌کند «با این ماشین مواد مخدر حمل کنی». عقد بیع صحیح است (ماشین مال مشروعی است) ولی شرط حمل مواد مخدر باطل است. «الف» نمی‌تواند «ب» را مجبور به حمل مواد کند.

۶۵ بیع الشرط را تعریف کنید.
پاسخ:

بیع الشرط (معامله با حق استرداد) نوعی عقد بیع است که در آن فروشنده شرط می‌کند اگر تا مدت معینی، تمام یا قسمتی از ثمن را به خریدار برگرداند، حق فسخ معامله را نسبت به تمام یا قسمتی از مبیع داشته باشد.

مثال:

آقای «الف» ماشین خود را به قیمت ۵۰۰ میلیون به «ب» می‌فروشد و شرط می‌کند «اگر ظرف ۶ ماه، ۵۰۰ میلیون را برگردانم، ماشین را پس می‌گیرم». این بیع الشرط است.

۶۶ حضور طرفین در جلسه تجدید نظر لازم است؟ در فرجام خواهی چطور؟
پاسخ:

به طور کلی، حضور طرفین در جلسه تجدید نظر و فرجام خواهی الزامی نیست، مگر اینکه دادگاه حضور آنان را ضروری تشخیص دهد. در فرجام خواهی، اساساً رسیدگی غیرحضوری است و دادگاه به اوراق پرونده رسیدگی می‌کند.

مثال:

در تجدید نظر، اگر دادگاه تشخیص دهد که برای روشن شدن موضوع نیاز به حضور طرفین است، به آنها ابلاغ می‌کند. اما در فرجام خواهی، معمولاً طرفین دعوت نمی‌شوند و جلسه تشکیل نمی‌شود.

۶۷ اثر تعلیقی و انتقالی واخواهی را توضیح دهید.
پاسخ:

اثر تعلیقی واخواهی: تا پایان مهلت واخواهی، اجرای حکم غیابی ممنوع است و در صورت تقدیم دادخواست، اجرا تا صدور رأی نهایی واخواهی متوقف می‌شود. اثر انتقالی واخواهی: با تقدیم دادخواست واخواهی، کل دعوا از مرحله قبلی به مرحله جدید منتقل می‌شود و دادگاه مجدداً از ابتدا به تمام جهات رسیدگی می‌کند.

مثال:

رأی غیابی به نفع «الف» صادر شده است. «ب» واخواهی می‌کند. اثر تعلیقی: اجرای رأی متوقف می‌شود. اثر انتقالی: دادگاه واخواهی از ابتدا به کل دعوا رسیدگی می‌کند و رأی جدید صادر می‌نماید.

۶۸ اعاده دادرسی اثر تعلیقی و انتقالی دارد؟ توضیح دهید.
پاسخ:

اعاده دادرسی اثر تعلیقی دارد، ولی مشروط به صدور قرار قبولی (در غیرمالی متوقف، در مالی با تأمین ادامه می‌یابد). اثر انتقالی آن محدود به جهت اعتراض است (فقط همان جهتی که در دادخواست ذکر شده به دادگاه بدوی منتقل می‌شود).

مثال:

در حکم غیرمالی (خلع ید)، پس از قرار قبولی اعاده دادرسی، اجرا متوقف می‌شود. همچنین فقط جهت جعلی بودن سند به دادگاه بدوی منتقل می‌شود، نه کل دعوا.

۶۹ فرق خیار فسخ در ماده ۳۵۵ با ۳۸۴ قانون مدنی چیست؟
پاسخ:

در ماده ۳۵۵، مقدار به عنوان وصف مبیع است (تخلف از شرط وصف، خیار فسخ برای طرفین). در ماده ۳۸۴، مقدار خود مبیع را تعیین می‌کند (اگر بیشتر باشد، زیادی مال بایع است و اگر کمتر باشد، خریدار می‌تواند ثمن را کسر کند یا فسخ کند – خیار تبعض صفقه).

مثال:

ماده ۳۵۵: «یک فرش ۱۲ متری» (وصف) → اگر ۱۴ متر باشد، فروشنده حق فسخ دارد. ماده ۳۸۴: «۱۲ متر فرش» (خود مبیع) → اگر ۱۴ متر باشد، زیادی مال بایع است.

۷۰ مردی تنها وارثش همسرش است. تمام اموال خود را وصیت می‌کند به فرد دیگر. امکان دارد؟
پاسخ:

امکان دارد، مشروط به رضایت همسر. اگر همسر رضایت دهد، وصیت به کل اموال نافذ است. اگر رضایت ندهد، وصیت فقط تا یک‌سوم اموال نافذ است و مابقی به همسر می‌رسد (ماده ۸۴۳ قانون مدنی).

مثال:

آقای «الف» ۳ میلیارد دارایی دارد و تنها وارثش همسرش است. اگر همسر رضایت دهد، می‌تواند تمام ۳ میلیارد را به برادرزاده‌اش وصیت کند. اگر رضایت ندهد، فقط ۱ میلیارد نافذ است و ۲ میلیارد به همسر می‌رسد.

۷۱ عقد مزارعه اواسط کار به هم بخورد، چه اتفاقی می‌افتد؟
پاسخ:

طبق ماده ۵۲۶ قانون مدنی، اگر عقد مزارعه باطل شود، تمام حاصل مال صاحب بذر است و طرف دیگر (مالک زمین، آب یا عامل) به نسبت سهم خود، مستحق اجرت‌المثل است. اگر بذر مشترک باشد، حاصل و اجرت‌المثل به نسبت بذر تقسیم می‌شود.

مثال:

بذر مال مزارع (مالک زمین) است → تمام گندم‌ها مال اوست و عامل مستحق اجرت‌المثل کار خود است. بذر مشترک است → حاصل به نسبت بذر تقسیم می‌شود.

۷۲ فرق قرار رد دعوا با عدم استماع دعوا چیست؟
پاسخ:

قرار رد دعوا: دادگاه وارد ماهیت می‌شود، ولی به دلیل ایراد شکلی (مثل نقص دادخواست) آن را رد می‌کند. قرار عدم استماع: دادگاه اصلاً وارد ماهیت نمی‌شود، چون دعوا قابلیت استماع ندارد (مثل عدم ذی‌نفع بودن خواهان یا عدم صلاحیت دادگاه).

مثال:

رد دعوا: دادخواست بدون تعیین بهای خواسته → قابل رفع است. عدم استماع: خانم «ب» از شوهر خواهرش شکایت می‌کند (ذی‌نفع نیست) → دادگاه اصلاً وارد نمی‌شود.

۷۳ آیا می‌توان دلایلی را که در مرحله بدوی از اعداد خارج شده‌اند را در مرحله تجدید نظر مجدداً ارائه کرد؟
پاسخ:

بله، در صورتی که دادگاه بدوی به دلایل توجه نکرده باشد (بند ج ماده ۳۴۸ ق.آ.د.ک). اما اگر دلیل به خاطر نقص شکلی (مثل عدم ارائه اصل سند) از اعداد خارج شده باشد، نمی‌توان مجدداً ارائه کرد، مگر اینکه نقص برطرف شده باشد.

مثال:

صحیح: دادگاه بدوی به سند مالکیت توجه نکرده است → در تجدید نظر قابل ارائه است. باطل: سند به خاطر عدم ارائه اصل از اعداد خارج شده است → قابل ارائه نیست.

۷۴ اجاره به شرط تملیک چیست؟
پاسخ:

اجاره به شرط تملیک نوعی عقد اجاره است که در آن شرط می‌شود در پایان مدت اجاره، در صورتی که مستأجر تمام تعهدات خود را انجام داده باشد، مالک عین مستأجره شود. این قرارداد شبیه لیزینگ است (ماده ۵۷ آیین‌نامه اجرایی اجاره به شرط تملیک).

مثال:

بانک مسکن، یک آپارتمان را به مدت ۱۰ سال به «الف» اجاره می‌دهد و شرط می‌کند که اگر تمام اقساط را پرداخت کند، در پایان ۱۰ سال مالک آپارتمان شود.

۷۵ عدم قدرت بر تسلیم و فروض مختلف ضمانت اجرای آن را شرح دهید.
پاسخ:

۱) عدم قدرت بر تسلیم کل مبیع: بیع باطل است. ۲) عدم قدرت بر تسلیم قسمتی: بیع نسبت به بخش قابل تسلیم صحیح و نسبت به بقیه باطل است. ۳) اگر خریدار جاهل باشد: خیار تبعض صفقه دارد (می‌تواند کل را فسخ کند یا بخش را قبول کند). ۴) اگر شرط تسلیم در موعد معین نقض شود: خیار تخلف از شرط دارد.

مثال:

فروشنده ۱۰۰ تن گندم می‌فروشد، ولی فقط ۶۰ تن دارد. خریدار جاهل است → می‌تواند کل معامله را فسخ کند یا فقط ۶۰ تن را قبول کند (خیار تبعض صفقه).

۷۶ آیا شرط نتیجه گذاشتن در معامله صحیح است؟ با مثال توضیح دهید.
پاسخ:

بله، شرط نتیجه در معامله صحیح است، مشروط بر اینکه حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد (یعنی نیاز به تشریفات خاص نداشته باشد). با نفس اشتراط، نتیجه حاصل می‌شود. در عقود تشریفاتی (مثل نکاح و طلاق) شرط نتیجه باطل است.

مثال:

صحیح: «در ضمن بیع شرط می‌شود دین ابراء شود» (با نفس شرط، دین ساقط می‌شود). باطل: «در ضمن بیع شرط می‌شود طلاق واقع شود» (طلاق نیاز به صیغه خاص دارد).

۷۷ اگر معامله در حالت مستی واقع شود، چه حکمی دارد؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۹۵ قانون مدنی، معامله در حالت مستی، بیهوشی یا خواب باطل است، زیرا فاقد قصد انشاء (قصد نتیجه) است. شخص ممکن است قصد فعل داشته باشد، ولی قصد نتیجه (اراده جدی برای ایجاد اثر حقوقی) را ندارد.

مثال:

آقای «الف» در حال مستی، ماشین خود را به «ب» می‌فروشد. فردای آن روز پشیمان می‌شود. این معامله باطل است، چون در زمان عقد، «الف» قصد انشاء نداشته است.

۷۸ اگر وصی محجور شود و سپس از حجر خارج شود، آیا همچنان وصی باقی می‌ماند یا خیر؟
پاسخ:

خیر، به نظر اکثر حقوقدانان و فقها، وصی پس از عزل به دلیل حجر، حتی اگر از حجر خارج شود، نمی‌تواند مجدداً به وصایت بازگردد. وصایت او به طور قطعی ساقط می‌شود و نیاز به تعیین وصی جدید توسط دادگاه است (ماده ۸۳۵ قانون مدنی).

مثال:

آقای «ب» وصی است، سپس دچار جنون می‌شود و وصایت او ساقط می‌گردد. بعداً بهبود می‌یابد، اما نمی‌تواند دوباره وصی شود. دادگاه باید وصی جدید تعیین کند.

۷۹ آیا دادگاه می‌تواند در مرحله واخواهی، خوانده را به میزان بیشتر از حکم بدوی محکوم نماید؟
پاسخ:

بله، دادگاه در مرحله واخواهی می‌تواند خوانده را به میزان بیشتری از حکم بدوی محکوم کند. چون واخواهی، رسیدگی مجدد و از نو به دعوا محسوب می‌شود و دادگاه واخواهی مانند دادگاه بدوی جدید، به موضوع ورود می‌کند (ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م).

مثال:

در بدوی، خواهان ۱۰۰ میلیون خواسته و دادگاه ۵۰ میلیون حکم صادر کرده است. در واخواهی، دادگاه با بررسی مجدد، حکم به پرداخت ۱۲۰ میلیون (بیش از خواسته بدوی) صادر می‌کند. این در واخواهی مجاز است، ولی در تجدید نظر مجاز نیست.

۸۰ آیا در مرحله تجدید نظر می‌توان طرح ادعای جدید یا طرح دعوای جدید کرد؟
پاسخ:

خیر، در مرحله تجدید نظر نمی‌توان ادعای جدید یا دعوای جدید مطرح کرد. فقط ارائه دلیل جدید مجاز است (ماده ۳۶۲ ق.آ.د.م). تغییر خواسته نیز ممنوع است، مگر در موارد استثنایی (مثل تغییر از عین به قیمت، اجاره‌بهای بعد از حکم، خسارت‌های بعد از حکم).

مثال:

در بدوی، خواهان فقط خلع ید خواسته است. در تجدید نظر، نمی‌تواند اجرت‌المثل را هم مطالبه کند (دعوای جدید). اما می‌تواند سند جدیدی برای اثبات مالکیت ارائه کند (دلیل جدید).

“`

“`html

 

 

۸۱ اثر انتقالی واخواهی به چه معناست؟
پاسخ:

اثر انتقالی واخواهی به این معناست که با تقدیم دادخواست واخواهی، کل دعوا از مرحله صدور رأی غیابی به مرحله واخواهی منتقل می‌شود و دادگاه واخواهی باید مجدداً و از نو به تمام جهات موضوعی و حکمی رسیدگی کند و رأی جدید صادر نماید. بر خلاف اعاده دادرسی که فقط جهت خاص منتقل می‌شود، در واخواهی کل دعوا منتقل می‌شود.

مثال:

آقای «ب» در غیاب خود محکوم شده است. او واخواهی می‌کند. دادگاه واخواهی از ابتدا به همه ادله و مدارک (از جمله دفاعیات آقای «ب») رسیدگی می‌کند و رأی جدید صادر می‌نماید. دادگاه نمی‌تواند فقط رأی غیابی را تأیید یا رد کند.

۸۲ آیا امکان تهاتر در دعوا وجود دارد؟
پاسخ:

بله، تهاتر در دعوا امکان دارد. طبق مواد ۲۹۴ تا ۲۹۹ قانون مدنی، اگر دو نفر نسبت به یکدیگر طلب و دین داشته باشند، به اندازه مبلغ مشترک، تعهدات آنها ساقط می‌شود. خوانده می‌تواند در دادگاه، تهاتر را به عنوان دفاع مطرح کند (ماده ۱۴۲ ق.آ.د.م) و نیازی به دادخواست جداگانه ندارد.

مثال:

آقای «الف» از «ب» ۱۰۰ میلیون می‌خواهد. «ب» می‌گوید: «من ۴۰ میلیون از تو طلب دارم، پس فقط ۶۰ میلیون به تو بدهکارم». دادگاه تهاتر را می‌پذیرد و حکم به پرداخت ۶۰ میلیون صادر می‌کند.

۸۳ آیا از تهاتر می‌توان به عنوان دعوای متقابل استفاده کرد؟
پاسخ:

خیر، تهاتر را نمی‌توان به عنوان دعوای متقابل استفاده کرد. تهاتر یک دفاع است، نه یک دعوای جدید. طبق ماده ۱۴۲ ق.آ.د.م، دعاوی تهاتر، صلح، فسخ و رد خواسته برای دفاع از دعوای اصلی اظهار می‌شوند و دعوای متقابل محسوب نمی‌شوند و نیاز به دادخواست جداگانه ندارند.

مثال:

تهاتر (دفاع): «من ۵۰ میلیون از تو طلب دارم، پس ۵۰ میلیون از بدهی‌ام کم می‌شود». دعوای متقابل: «من ۲۰۰ میلیون از تو طلب دارم و جداگانه شکایت می‌کنم» (نیاز به دادخواست دارد).

۸۴ آیا بعد از ختم دادرسی، اظهاراتی از طرفین پذیرفته است؟ بعد از ختم مذاکرات چطور؟
پاسخ:

به طور کلی، پس از ختم دادرسی، اظهارات جدید از طرفین پذیرفته نمی‌شود، مگر در موارد استثنایی (ماده ۳۶۲ ق.آ.د.م). اما ختم مذاکرات با ختم دادرسی تفاوت دارد. پس از ختم مذاکرات، دادگاه ممکن است اجازه ادامه دهد، ولی پس از ختم دادرسی، دیگر اظهاراتی پذیرفته نمی‌شود.

مثال:

پس از ختم دادرسی، خواهان نمی‌تواند اجرت‌المثل جدیدی مطالبه کند، مگر اینکه جزو استثنایات باشد (مثل تغییر از عین به قیمت). اما پس از ختم مذاکرات (قبل از ختم دادرسی)، ممکن است دادگاه اجازه دهد طرفین دوباره صحبت کنند.

۸۵ آیا اجتماع سبب و مباشر به طور طولی محقق است؟ برای اجتماع طولی و عرضی سبب و مباشر مثال بزنید.
پاسخ:

بله، اجتماع سبب و مباشر هم به طور طولی و هم به طور عرضی محقق می‌شود. اجتماع عرضی: عوامل در یک زمان و همزمان باعث خسارت می‌شوند. اجتماع طولی: عوامل به ترتیب زمانی (پشت سر هم) باعث خسارت می‌شوند. طبق ماده ۳۳۲ قانون مدنی، مباشر مسئول است، مگر اینکه سبب اقوی باشد.

مثال:

عرضی: دو نفر با هم سنگ را پرت کنند و به ماشین بزنند. طولی: کسی روغن در جاده بریزد، ماشین سر بخورد و به مغازه بزند (سبب: ریختن روغن، مباشر: برخورد ماشین).

۸۶ آیا در شفعه ضمان معاوضی راه دارد؟
پاسخ:

خیر، در شفعه ضمان معاوضی جاری نمی‌شود. طبق ماده ۸۱۷ قانون مدنی، در شفعه، مشتری ضامن درک است، نه بایع. ضمان معاوضی (مسئولیت فروشنده در برابر تلف یا نقص مبیع قبل از تسلیم) در شفعه مطرح نیست، زیرا شفیع با مشتری معامله می‌کند، نه با بایع.

مثال:

شفیع (شریک دیگر) سهم فروخته شده را از مشتری می‌خرد. اگر مبیع مستحق‌للغیر درآید، شفیع به مشتری رجوع می‌کند (ضمان درک)، نه به بایع.

۸۷ ضمان درک چیست؟
پاسخ:

ضمان درک مسئولیت بایع در بازگرداندن ثمن در صورتی که مبیع مستحق‌للغیر درآید (ماده ۳۹۰ قانون مدنی). به حکم قانون است و نیازی به شرط ندارد. همچنین اگر ثمن مستحق‌للغیر درآید، مشتری نیز ضامن درک ثمن است. این ضمان یک ضمان قهری (اجباری) است.

مثال:

آقای «الف» ماشینی را به «ب» می‌فروشد، بعداً معلوم می‌شود ماشین مال «ج» بوده است. «الف» باید پول را به «ب» برگرداند (ضمان درک مبیع). اگر پول پرداختی «ب» جعلی باشد، «ب» ضامن درک ثمن است.

۸۸ آیا اشتراک حق مجری موجب حق شفعه می‌شود؟
پاسخ:

بله، طبق ماده ۸۱۰ قانون مدنی، اگر ملک دو نفر در ممر یا مجری مشترک باشد و یکی از آنها ملک خود را با حق ممر یا مجری بفروشد، دیگری حق شفعه دارد، اگر چه در خود ملک مشاعاً شریک نباشد. اما اگر ملک را بدون ممر یا مجری بفروشد، حق شفعه وجود ندارد.

مثال:

آقای «الف» و «ب» در یک کوچه (ممر) شریک هستند. «الف» ملک خود را همراه با حق عبور از کوچه به «ج» می‌فروشد. «ب» حق شفعه دارد. اما اگر «الف» ملک را بدون حق عبور بفروشد، «ب» حق شفعه ندارد.

۸۹ ضمان درک چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

ضمان درک مسئولیت قانونی فروشنده در برابر خریدار در صورتی که مبیع مستحق‌للغیر درآید. به حکم قانون است و نیازی به شرط ندارد (ماده ۳۹۰ قانون مدنی). همچنین اگر ثمن مستحق‌للغیر درآید، خریدار نیز ضامن درک ثمن است.

مثال:

آقای «الف» زمینی را به «ب» می‌فروشد. بعداً معلوم می‌شود زمین مال «ج» بوده است. «الف» باید ثمن را به «ب» برگرداند.

۹۰ آیا اشتراک حق مجری موجب حق شفعه می‌شود؟ (تکرار)
پاسخ:

بله، طبق ماده ۸۱۰ قانون مدنی، اشتراک در ممر یا مجری موجب حق شفعه می‌شود، به شرطی که ملک همراه با حق مجری فروخته شود. اگر بدون حق مجری فروخته شود، حق شفعه وجود ندارد.

مثال:

دو نفر در یک راهرو (مجری) شریک هستند. یکی ملک خود را همراه با حق عبور از راهرو می‌فروشد. شریک دیگر حق شفعه دارد.

۹۱ آیا وقف شخصیت حقوقی دارد؟
پاسخ:

بله، هر موقوفه‌ای دارای شخصیت حقوقی است و متولی یا سازمان حسب مورد، نماینده آن به حساب می‌آید. وقف به عنوان یک نهاد حقوقی مستقل، دارای شخصیت حقوقی است و می‌تواند دارای حقوق و تکالیف مستقلی باشد.

مثال:

وقف یک مدرسه یا بیمارستان، شخصیت حقوقی مستقل دارد و متولی آن به نمایندگی از وقف، اقدامات حقوقی انجام می‌دهد.

۹۲ آیا انحلال شخصیت حقوقی وقف امکان دارد؟
پاسخ:

بله، وقف جنبه دائمی دارد و محدود به زمان معیّنی نیست، ولی ممکن است به دلیل خاصی خودبه‌خود منحل گردد؛ مانند اینکه مال موقوفه بر اثر حوادث طبیعی کاملاً منهدم شده و از هر حیث قابلیت انتفاع نداشته باشد. در این صورت نهاد وقف منحل می‌شود.

مثال:

یک زمین وقفی که در زلزله کاملاً منهدم می‌شود و دیگر قابل استفاده نیست. در این صورت وقف منحل می‌گردد.

۹۳ فرشی که بزرگتر یا کوچکتر از مقدار خواسته شده باشد، مشتری و بایع چه حقی دارند؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۸۵ قانون مدنی، اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیه آن بدون ضرر ممکن نمی‌شود و به شرط بودن مقدار معین فروخته شده ولی در حین تسلیم کمتر یا بیشتر درآید، در صورت اول مشتری و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت.

مثال:

فروشنده یک فرش ۱۲ متری می‌فروشد، ولی در تحویل ۱۰ متری تحویل می‌دهد. مشتری حق فسخ دارد. اگر ۱۴ متری تحویل دهد، بایع (فروشنده) حق فسخ دارد.

۹۴ آیا اشتباه در شخص طرف مقابل به صحت معامله خلل وارد می‌کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۰۱ قانون مدنی، اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد، مگر در مواردی که شخصیت طرف، علت عمده عقد بوده باشد. یعنی اگر شخصیت طرف مقابل در انعقاد عقد نقش اساسی داشته باشد، اشتباه در آن می‌تواند باعث بطلان شود.

مثال:

شخصی به خاطر شهرت و شخصیت هنری یک نقاش، تابلویی از او می‌خرد، ولی بعداً معلوم می‌شود نقاش شخص دیگری بوده است. اینجا اشتباه در شخصیت طرف (نقاش) به صحت معامله خلل وارد می‌کند.

۹۵ اگر شرط شود که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد، شرط و عقد چه حکمی دارد؟
پاسخ:

طبق ماده ۷۷۸ قانون مدنی، اگر شرط شود که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد، شرط باطل است. اما در مورد عقد رهن، مشهور فقها آن را مبطل عقد می‌دانند، ولی نظریه دکتر کاتوزیان این است که شرط باطل است، ولی خود عقد رهن صحیح است (چون ذات رهن، حبس مال به نفع مرتهن است، نه فروش).

مثال:

در قرارداد رهن شرط می‌شود «مرتهن حق فروش خانه را ندارد». شرط باطل است، ولی عقد رهن ممکن است صحیح باشد (طبق نظر برخی حقوقدانان).

۹۶ تشریفات مزایده چیست؟
پاسخ:

تشریفات مزایده عبارت است از نشر آگهی و اقدام به دعوت عمومی افراد، همچنین تعیین قیمت پایه به عنوان قیمت شروع برای پیشنهاد بالاترین قیمت و پرداخت ده درصد بهای قیمت پیشنهادی در صورت برنده شدن. این تشریفات برای تضمین شفافیت و رعایت حقوق همه طرفین است.

مثال:

در مزایده یک ملک، آگهی منتشر می‌شود، قیمت پایه ۵۰۰ میلیون تعیین می‌شود، شرکت‌کنندگان پیشنهاد می‌دهند و برنده باید ۱۰% قیمت پیشنهادی را فوراً پرداخت کند.

۹۷ تجدید جلسه دادرسی چیست؟
پاسخ:

تجدید جلسه دادرسی به مفهوم اعم، به معنای «نوکردن» یا «از سر گرفتن» جلسه است که در مواردی به کار می‌رود که جلسه دادرسی در وقت مقرر تشکیل شده و موجبات رسیدگی فراهم بوده، ولی به هر علت، تشکیل جلسه دیگری ضروری تشخیص داده شده است. این اصطلاح در تبصره ماده ۴۵۰ ق.آ.د.م آمده است.

مثال:

جلسه دادگاه تشکیل می‌شود، ولی به دلیل ناتمام ماندن دفاعیات یا نیاز به بررسی مدارک جدید، دادگاه اعلام می‌کند «جلسه تجدید می‌شود» و جلسه بعدی برگزار می‌گردد.

۹۸ خیار شرط چیست؟
پاسخ:

خیار شرط (که در سوال ۲۳ هم توضیح داده شد) عبارت است از اینکه در ضمن عقد شرط شود که یکی از طرفین یا هر دو یا شخص ثالثی، حق داشته باشند معامله را در مدت معینی برهم بزنند (ماده ۳۹۹ قانون مدنی). مدت باید معین باشد و صرف وجود شرط (حتی بدون تخلف) کافی است.

مثال:

در قرارداد بیع ماشین، شرط می‌شود «خریدار تا ۷ روز حق فسخ دارد». خریدار در روز سوم، بدون اینکه فروشنده تخلفی کرده باشد، معامله را فسخ می‌کند. این فسخ صحیح است.

۹۹ فرق شرط خیار با خیار شرط؟
پاسخ:

شرط خیار: آن موجود تبعی است که در ضمن عقد اصلی در نتیجه تلاقی اراده طرفین ابراز وجود می‌کند (یعنی خود شرط). خیار شرط: آن اختیار فسخ که در نتیجه این موجود اعتباری تبعی حاصل می‌شود (یعنی نتیجه شرط). به عبارت دیگر، شرط خیار، خود توافق بر حق فسخ است و خیار شرط، حقی است که از آن توافق ناشی می‌شود.

مثال:

در قرارداد نوشته می‌شود «برای خریدار تا ۱۰ روز حق فسخ قائل می‌شویم». این شرط خیار است و نتیجه آن (حق فسخ) خیار شرط نامیده می‌شود.

۱۰۰ صلح تأمینی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۷۶۸ قانون مدنی، صلح تأمینی عبارت است از اینکه در عقد صلح، یکی از طرفین در عوض مال‌الصلحی که می‌گیرد، متعهد شود که نفقه معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تادیه کند. این تعهد ممکن است به نفع طرفین مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود.

مثال:

آقای «الف» در مقابل دریافت یک قطعه زمین، متعهد می‌شود که ماهانه ۲ میلیون تومان به خانم «ب» (همسر سابقش) به عنوان نفقه بپردازد. این صلح تأمینی است.

“`

 

 

 

۱۰۱ آیا کسی که وارث ندارد، می‌تواند به بیش از یک سوم اموال خود وصیت کند؟
پاسخ:

در این مورد سه قول وجود دارد: ۱) مطلقاً می‌تواند (برخی فقها). ۲) تنها در صورت اذن امام یا نماینده آن نافذ می‌شود (نظر مشهور). ۳) در وصیت عام‌المنفعه مطلقاً صحیح است و در غیر آن با اذن امام صحیح است. نظر مشهور این است که وصیت بیش از ثلث، منوط به اذن امام (یا نماینده او) است.

مثال:

شخصی وارث ندارد و می‌خواهد تمام اموال خود را به یک مؤسسه خیریه وصیت کند. طبق نظر مشهور، این وصیت بیش از ثلث نیازمند اذن حاکم شرع (یا دادگاه) است.

۱۰۲ آیا تعیین مهریه در نکاح الزامی است؟
پاسخ:

در نکاح دائم، تعیین مهریه الزامی نیست (اختیاری است) و در صورت عدم تعیین، زن مستحق مهرالمثل یا مهرالمتعه است. اما در نکاح موقت، تعیین مهریه الزامی است و جزء شرایط صحت عقد محسوب می‌شود. اگر مهریه در نکاح موقت تعیین نشود، عقد باطل است.

مثال:

نکاح دائم: اگر مهریه تعیین نشود، عقد صحیح است و زن بعداً می‌تواند مهرالمثل مطالبه کند. نکاح موقت: اگر مهریه تعیین نشود، عقد باطل است.

۱۰۳ آیا اقاله به ارث می‌رسد؟
پاسخ:

قانون در این مورد ساکت است، اما طبق نظر اکثر فقها و حقوقدانان، اقاله به ارث نمی‌رسد. زیرا اقاله یک عمل حقوقی دوطرفه (عقد) است که با فوت یکی از طرفین، از بین می‌رود و قابل انتقال به وراث نیست. وراث نمی‌توانند به جای متوفی، اقاله را انجام دهند.

مثال:

آقای «الف» و «ب» قراردادی منعقد کرده‌اند و می‌خواهند آن را اقاله کنند. قبل از اقاله، «الف» فوت می‌کند. وراث «الف» نمی‌توانند به جای او، اقاله را انجام دهند.

۱۰۴ مهر مجهول باشد چه می‌شود؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی، اگر مهرالمسمی (مهریه تعیین شده) مجهول باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. همچنین اگر مهریه مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد، در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل است و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود، مگر اینکه صاحب مال اجازه دهد.

مثال:

در عقد نکاح، مهریه «یک خانه» تعیین شده است، ولی مشخص نیست کدام خانه. این مهریه مجهول است و زن مستحق مهرالمثل می‌شود.

۱۰۵ از فردی مال غیرمنقول خریدیم ولی به ما تحویل نمی‌دهد. کدام دادگاه صالح است؟ انواع دعاوی مربوط به مال غیرمنقول را توضیح دهید.
پاسخ:

دادگاه صالح در اموال غیرمنقول، در دعاوی حقوقی مربوط به مال غیرمنقول (اعم از دعاوی مالکیت، مزاحمت، ممانعت از حق، تصرف عدوانی و سایر حقوق راجع به آن)، دادگاه محل وقوع مال است. انواع دعاوی مربوط به مال غیرمنقول عبارتند از: دعوای خلع ید، دعوای ممانعت از حق، دعوای مزاحمت، دعوای اثبات مالکیت، و دعوای رفع تصرف عدوانی.

مثال:

شما از شخصی یک آپارتمان در مشهد خریداری کرده‌اید، ولی تحویل نمی‌دهد. دادگاه صالح برای رسیدگی، دادگاه محل وقوع آپارتمان (مشهد) است.

۱۰۶ آیا کسی که دعوای مطالبه اجور معوقه کرده، می‌تواند دعوای مطالبه خسارت کند؟
پاسخ:

بله، می‌تواند، مشروط به اینکه درخواست خسارت در دادخواست ذکر شده باشد. اگر در دادخواست اولیه خسارت قید نشده باشد، می‌تواند تا پایان اولین جلسه دادرسی، آن را به عنوان دعوای طاری (اضافی) مطرح کند، به شرط اینکه منشأ واحد داشته باشد (ماده ۹۸ ق.آ.د.م).

مثال:

موجر از مستأجر اجور معوقه می‌خواهد و در دادخواست قید می‌کند «خسارت تأخیر تأدیه» را نیز مطالبه می‌کند. دادگاه به هر دو رسیدگی می‌کند.

۱۰۷ دادگاه صالح برای درخواست اجور معوقه کجاست؟
پاسخ:

دادگاه صالح برای مطالبه اجور معوقه، بسته به مبلغ اجاره‌بها، حسب مورد قابل طرح در شورای حل اختلاف یا دادگاه حقوقی است. اگر میزان اجاره‌بهای مورد مطالبه تا مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف محل وقوع ملک صالح است و اگر بیشتر از آن باشد، دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک صالح به رسیدگی می‌باشد.

مثال:

میزان اجور معوقه ۱۵۰ میلیون ریال است → شورای حل اختلاف محل وقوع ملک. اگر ۳۰۰ میلیون ریال باشد → دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک.

۱۰۸ آیا سقوط کافه خیارات صحیح است؟
پاسخ:

بله، طبق ماده ۴۴۸ قانون مدنی، سقوط تمام یا بعضی از خیارات را می‌توان در ضمن عقد شرط نمود. یعنی طرفین می‌توانند با توافق، برخی یا تمام خیارات (مثل خیار غبن، خیار عیب، خیار شرط و…) را در قرارداد ساقط کنند.

مثال:

در قرارداد بیع ماشین، شرط می‌شود «طرفین، خیار غبن و خیار عیب را ساقط می‌کنند». این شرط صحیح است.

۱۰۹ ضمان عهده چیست؟
پاسخ:

ضمان عهده به این معنا که یک شخص ثالثی ضمانت کند که اگر هریک از مالی که فروشنده فروخته یا خریدار پرداخت کرده، مال غیر از آب دربیاید، مسئول بازگرداندن مال آنها خواهد بود. به عبارت دیگر، شخص ثالثی (غیر از بایع و مشتری) ضمانت می‌کند که اگر مبیع مستحق‌للغیر درآمد، خسارت را جبران کند (ماده ۶۹۷ قانون مدنی).

مثال:

آقای «ج» به عنوان شخص ثالث، ضمانت می‌کند که اگر ماشینی که «الف» به «ب» فروخته، مستحق‌للغیر درآمد، پول را به «ب» برگرداند. این ضمان عهده است.

۱۱۰ آیا تعلیق در ضمان ممکن است؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۹۹ قانون مدنی، تعلیق در ضمان باطل است (مثل اینکه بگوید «اگر او نداد، من ضامن هستم»). ولی تعلیق در تادیه صحیح است (مثل اینکه بگوید «من ضامن هستم، ولی اگر او نداد، من می‌دهم»). به عبارت دیگر، اصل قبول ضمانت باید منجز باشد، ولی زمان پرداخت می‌تواند معلق باشد.

مثال:

باطل: «اگر مدیون اصلی نداد، من ضامن هستم». صحیح: «من ضامن هستم، ولی اگر مدیون اصلی نداد، من می‌دهم».

۱۱۱ منقول تبعی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۰ قانون مدنی، کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است، ولو اینکه مبیع یا عین مستأجره از اموال غیرمنقوله باشد. یعنی اگرچه مال اصلی (مبیع) غیرمنقول است، ولی طلب مربوط به آن (ثمن) در حکم منقول محسوب می‌شود.

مثال:

طلب ثمن یک خانه (که خود خانه غیرمنقول است) در حکم منقول محسوب می‌شود و صلاحیت دادگاه‌ها تابع قواعد اموال منقول است.

۱۱۲ کفالت را تعریف کنید.
پاسخ:

طبق ماده ۷۳۴ قانون مدنی، کفالت آن است که انسان متعهد شود که هر وقت طلبکار، بدهکار را خواست، به دست او بدهد و به کسی که اینطور متعهد می‌شود، کفیل می‌گویند. کفالت یعنی شخصی (کفیل) حضور فرد دیگری (مکفول) را در نزد طلبکار تضمین کند.

مثال:

آقای «الف» (طلبکار) از آقای «ب» (بدهکار) طلب دارد. آقای «ج» متعهد می‌شود که هر وقت «الف» خواست، «ب» را به او تحویل دهد. این کفالت است.

۱۱۳ تحریر ترکه در صلاحیت کدام دادگاه است؟
پاسخ:

به موجب بند «ت» ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴، قاضی شورای حل اختلاف با مشورت اعضای شورا در مورد صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‌نماید. بنابراین تحریر ترکه در صلاحیت شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی است.

مثال:

متوفی در تهران فوت کرده است. درخواست تحریر ترکه باید به شورای حل اختلاف تهران تقدیم شود.

۱۱۴ فرق رد دادخواست با رد دعوا چیست؟
پاسخ:

قرار رد دادخواست: قراری است که از ناحیه دفتر دادگاه یا دادگاه صادر می‌شود که ظرف ۲۰ روز قابل اعتراض است و به دلیل نقص در دادخواست (مثل عدم تعیین بهای خواسته) صادر می‌شود. قرار رد دعوا: یکی از قرارهای قاطع دعوا است که با صدور آن، پرونده از دادگاه خارج می‌شود و در مواردی مثل ایرادات خوانده یا استرداد دعوا صادر می‌گردد.

مثال:

رد دادخواست: دادخواست بدون امضا است. رد دعوا: خوانده در جلسه اول ایراد عدم صلاحیت محلی می‌کند و دادگاه می‌پذیرد.

۱۱۵ فرق اعاده دادرسی مدنی و کیفری.
پاسخ:

۱) مرجع رسیدگی: مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارجاع می‌شود، کیفری به شعب تشخیص دیوان عالی کشور. ۲) اثر تعلیقی: در مدنی، در غیرمالی با پذیرش متوقف می‌شود، در کیفری با پذیرش، اجرای حکم معلق می‌گردد. ۳) مهلت: مدنی ۲۰ روز (مقیم ایران) و ۲ ماه (مقیم خارج)، کیفری هر زمان. ۴) درخواست‌کنندگان: مدنی فقط محکوم‌علیه، کیفری علاوه بر محکوم‌علیه، برخی مقامات قضایی و خویشاوندان.

مثال:

در اعاده دادرسی مدنی، فقط محکوم‌علیه می‌تواند درخواست دهد، اما در کیفری، دادستان نیز می‌تواند به نفع محکوم‌علیه درخواست اعاده دادرسی کند.

۱۱۶ رأی اصراری چیست؟
پاسخ:

رأی اصراری به حکمی گفته می‌شود که دادگاه علیرغم نظر دیوان عالی کشور صادر نماید. به این معنا که دادگاه بر رأی خود اصرار می‌ورزد و نظر دیوان را نمی‌پذیرد. در این صورت، پرونده برای حل اختلاف به هیأت عمومی دیوان عالی کشور ارسال می‌شود و رأی هیأت عمومی، تکلیف نهایی را مشخص می‌کند.

مثال:

دادگاه شخصی را مجرم می‌شناسد، دیوان عالی رأی را نقض می‌کند، دادگاه مجدداً بر رأی خود اصرار می‌ورزد. پرونده به هیأت عمومی دیوان می‌رود.

۱۱۷ فرق بطلان نسبی با عدم نفوذ.
پاسخ:

در ایران، بطلان نسبی وجود ندارد و معادل آن عدم نفوذ است. در عقد غیرنافذ، عقد قبل از تنفیذ فاقد اثر است، در حالی که در بطلان نسبی (در حقوق فرانسه)، عقد پیش از بطلان دارای آثار قانونی می‌باشد و از زمان بطلان، آثار آن از بین می‌رود. عدم نفوذ در مواردی مثل اشتباه، اکراه، عدم اهلیت صغار ممیز و سفیه و معاملات فضولی است.

مثال:

معامله فضولی (فروش مال غیر توسط شخص بدون اجازه مالک) غیرنافذ است تا زمانی که مالک تنفیذ کند. اما بطلان نسبی مثل عقد اکراهی است که اگر ذینفع آن را باطل نکند، تا زمانی که باطل نشده، آثار خود را دارد.

۱۱۸ فرق سرقفلی با حق کسب و پیشه.
پاسخ:

سرقفلی: مبلغی است که به مالک یا مستأجر قبلی پرداخت می‌شود و قابل انتقال، توقیف و تضمین است. حق کسب و پیشه: در اثر فعالیت مستأجر ایجاد می‌شود و به رونق تجاری ملک بستگی دارد، قابل انتقال بدون اجازه مالک نیست و میزان آن توسط کارشناس تعیین می‌شود. سرقفلی در ابتدای اجاره پرداخت می‌شود، اما حق کسب و پیشه به مرور زمان ایجاد می‌گردد.

مثال:

مستأجری برای دریافت مغازه، مبلغی به عنوان سرقفلی به موجر می‌پردازد. پس از چند سال فعالیت، حق کسب و پیشه برای او ایجاد می‌شود که در پایان اجاره باید به او پرداخت شود.

۱۱۹ در تعارض بین سند و شهادت کدام قبول می‌شود؟
پاسخ:

با عنایت به اینکه بر اساس نظریه شورای نگهبان، ماده ۱۳۰۹ قانون مدنی که شهادت را در برابر اسناد معتبر فاقد ارزش می‌دانست، ابطال شده است، بنابراین در تعارض بین سند و شهادت، اصل بر این است که سند رسمی (در مقابل شهادت) مقدم است. ولی در مورد سند عادی، دادگاه با توجه به سایر قرائن تصمیم می‌گیرد.

مثال:

اگر سند رسمی مالکیت در برابر شهادت شهود قرار گیرد، سند رسمی مقدم است و قبول می‌شود.

۱۲۰ اگر فروشنده یخچال خراب تحویل دهد، الزام به تعمیر امکان دارد؟
پاسخ:

چون مبیع عین معین است، خریدار نمی‌تواند فروشنده را به تعمیر الزام کند، بلکه یا می‌تواند ارش بگیرد (کسر از ثمن) و یا کل معامله را فسخ کند (خیار عیب). الزام به تعمیر در کالای معین (عین معین) در حقوق ایران پیش‌بینی نشده است و فقط در کالای کلی (مثلاً خرید یک دستگاه یخچال از یک برند مشخص) ممکن است.

مثال:

خریدار یخچال معیوب دریافت کرده است. نمی‌تواند فروشنده را مجبور به تعمیر کند، بلکه می‌تواند یا ارش بگیرد (مبلغی از ثمن کسر شود) یا معامله را فسخ کند.

 

 

 

۱۲۱ در چه مواردی باید عین اظهارات اصحاب دعوا نوشته شود؟
پاسخ:

در سه مورد باید عین اظهارات اصحاب دعوا در صورت جلسه نوشته شود: ۱) وقتی که بیان یکی از آنان مشتمل بر قرار (اقرار) باشد. ۲) وقتی که یکی از اصحاب دعوا بخواهد از اظهارات طرف دیگر استفاده نماید (مثلاً برای استناد در دادگاه). ۳) در صورتی که دادگاه به جهتی درج عین عبارت را لازم بداند.

مثال:

اگر خوانده در دادگاه اقرار کند که «من ۱۰۰ میلیون بدهکارم»، این اظهار باید عیناً در صورت جلسه درج شود تا مورد استناد قرار گیرد.

۱۲۲ تفاوت عقد معلق با عقد مشروط.
پاسخ:

عقد معلق: اجرای عقد منوط به تحقق شرط است و تا زمانی که شرط محقق نشود، عقد اجرا نمی‌شود (مثل «اگر باران بارید، می‌فروشم» که باطل است). عقد مشروط: عقد منعقد شده و اجرا می‌شود، ولی شروطی در ضمن آن وجود دارد که باید رعایت شود (مثل «خانه را فروختم به شرط اینکه تا یک ماه ثمن را بپردازی» که شرط فعل صحیح است). تشخیص: عقد معلق معمولاً با «اگر» شروع می‌شود و عقد مشروط با «به شرط اینکه».

مثال:

عقد معلق (باطل): «اگر از سفر برگشتم، ماشین را می‌فروشم». عقد مشروط (صحیح): «ماشین را فروختم، به شرط اینکه تا هفته دیگر ثمن را بپردازی».

۱۲۳ قرار اناطه مدنی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، هرگاه رسیدگی به دعوا منوط به اثبات ادعایی باشد که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه دیگری است، رسیدگی به دعوا تا اتخاذ تصمیم از مرجع صالح متوقف می‌شود (قرار اناطه). خواهان مکلف است ظرف یک ماه در دادگاه صالح اقامه دعوا کند و رسید آن را به دفتر دادگاه تسلیم نماید؛ در غیر این صورت قرار رد دعوا صادر می‌شود.

مثال:

دعوای خلع ید در دادگاه حقوقی مطرح است، ولی اثبات مالکیت منوط به رسیدگی در دادگاه خانواده (مثلاً اثبات وراثت) است. دادگاه حقوقی قرار اناطه صادر می‌کند تا دادگاه خانواده ابتدا به موضوع وراثت رسیدگی کند.

۱۲۴ تقسیم مال بین ورثه قبل از ادای دیون چه وضعیتی دارد؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۲۹ قانون امور حسبی، تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش و صلح و هبه و غیره نافذ نیست، مگر بعد از اجازه بستانکاران یا ادای دیون. بنابراین تقسیم مال بین ورثه قبل از ادای دیون، صحیح نیست و ابتدا باید دیون متوفی پرداخت شود، سپس ترکه تحریر و بعد از آن تقسیم صورت گیرد.

مثال:

متوفی ۵۰۰ میلیون بدهی دارد و ۱ میلیارد ترکه دارد. ورثه نمی‌توانند قبل از پرداخت بدهی، ترکه را بین خود تقسیم کنند. ابتدا باید بدهی پرداخت شود و سپس مابقی تقسیم گردد.

۱۲۵ در چه صورتی مهریه به زن تعلق نمی‌گیرد؟
پاسخ:

طبق مواد ۱۰۹۸، ۱۱۰۰ و ۱۱۰۱ قانون مدنی، مهریه به زن تعلق نمی‌گیرد در صورتی که: ۱) عقد نکاح باطل بوده و نزدیکی واقع نشده باشد (ماده ۱۰۹۸). ۲) مهرالمسمی مجهول باشد (در این صورت مهرالمثل تعلق می‌گیرد). ۳) در نکاح دائم، قبل از نزدیکی و تعیین مهر، یکی از زوجین فوت کند (ماده ۱۱۰۱). ۴) عقد نکاح به هر دلیلی فسخ شود و نزدیکی رخ نداده باشد (مگر در مورد عنن).

مثال:

عقد نکاح دائم منعقد شده، ولی قبل از نزدیکی، زوج فوت می‌کند. زن مستحق مهریه نیست (مگر اینکه مهر تعیین شده باشد که در این صورت به او تعلق می‌گیرد).

۱۲۶ موانع نکاح چیست؟
پاسخ:

موانع نکاح عبارتند از: ۱) قرابت نسبی (خویشاوندی خونی مانند پدر، برادر، عمه، خاله). ۲) قرابت سببی (خویشاوندی ناشی از ازدواج مانند مادر زن، پدر شوهر). ۳) قرابت رضاعی (شیرخوارگی). ۴) شوهر داشتن زن. ۵) استیفای عدد (داشتن ۴ همسر دائم برای مرد). ۶) عده زن. ۷) طلاق سوم و نهم (حرام ابدی). ۸) کفر (ازدواج زن مسلمان با مرد کافر). ۹) احرام (در حال احرام حج یا عمره). ۱۰) خارجی بودن (ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی منوط به اجازه دولت).

مثال:

ازدواج با خواهر (قرابت نسبی) یا مادر زن (قرابت سببی) یا زنی که در عده طلاق است، باطل است.

۱۲۷ حق حبس در نکاح را تعریف کنید.
پاسخ:

طبق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی، حق حبس به این معناست که زن می‌تواند بعد از جاری شدن صیغه عقد نکاح، در صورتی که مهریه او عندالمطالبه (حال) باشد، مهریه خود را مطالبه کرده و انجام وظایف زناشویی (تمکین خاص و عام) را موکول به بعد از پرداخت کامل مهریه توسط شوهر نماید. این حق تا زمانی که مهریه پرداخت نشده، برای زن وجود دارد.

مثال:

زن پس از عقد، از شوهرش مهریه ۵۰۰ سکه را مطالبه می‌کند. تا زمانی که شوهر مهریه را نپردازد، زن می‌تواند از تمکین خودداری کند (حق حبس).

۱۲۸ اگر راهن نصف دین را پرداخت کند، مرتهن باید نصف مرهونه را آزاد کند؟
پاسخ:

خیر، طبق ماده ۷۸۳ قانون مدنی، عقد رهن غیرقابل تجزیه است. یعنی تا تمام دین توسط راهن پرداخت نگردد، هیچ قسمتی از مال مرهون آزاد نمی‌شود، زیرا تمام مال مرهون وثیقه هر جزئی از دین است. اگر راهن مقداری از دین را ادا کند، حق ندارد مقداری از رهن را مطالبه نماید و مرتهن می‌تواند تمام آن را تا تادیه کامل دین نگه دارد، مگر اینکه ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

مثال:

راهن ۵۰% از دین را پرداخت کرده است، ولی مرتهن لازم نیست ۵۰% از مال مرهون را آزاد کند، بلکه تا پرداخت کامل دین، تمام رهن نزد مرتهن باقی می‌ماند.

۱۲۹ آیا دادگاه حق اخراج اصحاب دعوا از دادگاه را دارد؟
پاسخ:

بله، طبق ماده ۱۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاه می‌تواند دستور اخراج اشخاصی را که موجب اختلال نظم جلسه می‌شوند، با ذکر نحوه اختلال در صورتجلسه صادر کند و یا تا بیست و چهار ساعت حکم حبس آنان را صادر نماید. اگر مرتکب از اصحاب دعوا یا وکلای آنان باشد، به حبس از یک تا پنج روز محکوم خواهد شد.

مثال:

اگر خواهان در جلسه دادگاه فریاد بزند و نظم جلسه را برهم بزند، دادگاه می‌تواند دستور اخراج او را صادر کند یا او را به حبس ۲ روز محکوم نماید.

۱۳۰ ایقاع لازم چیست؟
پاسخ:

ایقاع لازم، ایقاعی است که با انجام آن، دیگر قابل رجوع و تغییر نیست و آثار حقوقی آن به طور قطعی بر جای می‌ماند. مصادیق ایقاع لازم عبارتند از: فسخ (با وجود خیار)، ابراء (بخشش دین)، اعراض (رها کردن مال) و طلاق (در برخی موارد). در مقابل، ایقاع جایز مانند وصیت عهدی است که موصی می‌تواند تا زمان حیات از آن رجوع کند.

مثال:

ابراء (بخشش دین) یک ایقاع لازم است. وقتی طلبکار بگوید «دینت را بخشیدم»، دیگر نمی‌تواند رجوع کند.

۱۳۱ اذن محض چیست؟
پاسخ:

اذن محض به اذنی گفته می‌شود که به طور مستقل از سوی آذن (اذن‌دهنده) صادر می‌شود و رد مأذون (کسی که به او اذن داده شده) اثری در وجود آن نخواهد داشت. به عبارت دیگر، اذن محض نیازی به قبول مأذون ندارد و صرفاً با صدور از سوی آذن، اعتبار پیدا می‌کند. فقها برای این قسم اذن در خوردن طعام و سکنی را مثال زده‌اند.

مثال:

مالک به همسایه می‌گوید «از میوه درخت من بخور». این اذن محض است و نیازی به قبول همسایه ندارد.

۱۳۲ ایقاع معوض داریم؟
پاسخ:

بله، ایقاع معوض داریم. ایقاع معوض یعنی ایقاعی که در مقابل آن عوض (مال یا منفعتی) وجود دارد. مصداق آن جعاله عام است که در آن شخص (جاعل) با صدور ایقاع، التزام به پرداخت اجرت در مقابل عملی می‌کند و عامل با انجام عمل، مستحق اجرت می‌شود. جعاله عام یک ایقاع است (چون قبول عامل شرط نیست) و معوض است.

مثال:

شخصی اعلام می‌کند «هرکس گمشده مرا پیدا کند، ۱۰ میلیون تومان به او می‌دهم». این یک ایقاع معوض است (جعاله).

۱۳۳ فرق حکم با قرار چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود. به عبارت دیگر، حکم به ماهیت دعوا رسیدگی می‌کند و خاتمه‌دهنده دعواست، در حالی که قرار به مسائل شکلی (مثل صلاحیت، رد دادخواست) رسیدگی می‌کند و ممکن است قاطع یا غیرقاطع باشد.

مثال:

حکم: «خوانده به پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان محکوم می‌شود». قرار: «قرار رد دعوا به علت عدم صلاحیت دادگاه صادر می‌شود».

۱۳۴ قرار قاطع چیست؟
پاسخ:

قرارهای قاطع دعوا، قرارهایی هستند که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی‌کننده خارج می‌شود. این قرارها شبیه احکام هستند، ولی به مسائل شکلی رسیدگی می‌کنند. انواع قرارهای قاطع عبارتند از: قرار سقوط دعوا، قرار رد دعوا، قرار عدم استماع دعوا، قرار ابطال دادخواست، قرار رد دادخواست و قرار رد درخواست.

مثال:

قرار رد دعوا به دلیل عدم ذی‌نفع بودن خواهان، یک قرار قاطع است که پرونده را از دادگاه خارج می‌کند.

۱۳۵ سوگند قضایی چیست؟
پاسخ:

سوگند قضایی به سوگندی گفته می‌شود که شرایط و موارد به کار بردن آن از طریق قانونگذار در قوانین مختلف تعیین شده است و به عنوان یکی از دلایل، برای اثبات دعوی، دادگاه و طرفین دعاوی از آن استفاده می‌کنند. این سوگند نزد قاضی ادا می‌شود و به آن سوگند قضایی می‌گویند.

مثال:

در یک دعوای مالی، اگر خواهان دلیل کافی نداشته باشد، دادگاه می‌تواند از خوانده بخواهد که سوگند یاد کند که بدهکار نیست.

۱۳۶ سوگند منکر ایجابی است یا سلبی؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که سوگند از سوی منکر باشد، سوگند بر عدم وجود یا عدم وقوع ادعای مدعی خواهد بود (سوگند سلبی). و چنانچه سوگند از سوی مدعی باشد، سوگند بر وجود یا وقوع ادعا علیه منکر به عمل خواهد آمد (سوگند ایجابی). به هر حال باید مقصود درخواست‌کننده سوگند معلوم و صریح باشد که کدامیک از این امور است.

مثال:

اگر خواهان بگوید «۱۰۰ میلیون به من بدهکار است»، خوانده (منکر) می‌تواند سوگند یاد کند که «من به او بدهکار نیستم» (سوگند سلبی).

۱۳۷ نیابت قضایی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی، در مواردی که رسیدگی قضایی به دلایلی از قبیل تحقیقات از مطلعین و گواهان یا معاینه محلی، خارج از مقر دادگاه رسیدگی‌کننده به دعوا انجام شود و مباشرت دادگاه شرط نباشد، این مرجع به دادگاه صالح محل، نیابت می‌دهد تا حسب مورد اقدامات لازم را انجام دهد و نتیجه را طی صورتجلسه به دادگاه نیابت‌دهنده ارسال کند. این اقدامات در صورتی معتبر خواهد بود که مورد وثوق دادگاه باشد.

مثال:

دادگاه تهران برای تحقیق از یک شاهد در شیراز، به دادگاه شیراز نیابت قضایی می‌دهد تا از آن شاهد تحقیق کند و نتیجه را برای دادگاه تهران بفرستد.

۱۳۸ آیا در یک دعوا می‌توان به بخشی از مسئله که ثابت شده حکم صادر کرد و نسبت به بقیه مسکوت ماند؟
پاسخ:

بله، در صورتی که دعوا قابل تجزیه باشد و فقط قسمتی از آن مقتضی صدور رأی باشد، با درخواست خواهان، دادگاه مکلف به انشای رأی نسبت به همان قسمت می‌باشد و نسبت به قسمت دیگر، رسیدگی را ادامه می‌دهد. یعنی دادگاه می‌تواند رأی جزئی صادر کند و بقیه دعوا را برای رسیدگی بعدی نگه دارد.

مثال:

خواهان ۳ مورد خسارت (۵۰، ۳۰، ۲۰ میلیون) مطالبه کرده است. دادگاه پس از اثبات مورد اول (۵۰ میلیون)، می‌تواند نسبت به آن رأی صادر کند و نسبت به دو مورد دیگر، رسیدگی را ادامه دهد.

۱۳۹ چه زمان حکم دادگاه غیابی است؟
پاسخ:

حکم دادگاه حضوری است، مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم‌مقام یا نماینده قانونی او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد. بنابراین اگر وکیل لایحه بفرستد (دفاع کتبی کند) یا ابلاغ واقعی شده باشد، حکم حضوری است.

مثال:

به خوانده ابلاغ می‌شود، ولی در جلسه حاضر نمی‌شود و لایحه دفاعیه هم نمی‌فرستد. حکم صادره غیابی است. اما اگر لایحه دفاعیه بفرستد، حکم حضوری محسوب می‌شود.

۱۴۰ به دادخواست واخواهی در کدام دادگاه رسیدگی می‌شود؟
پاسخ:

به دادخواست واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم غیابی رسیدگی می‌شود. یعنی همان دادگاهی که رأی غیابی را صادر کرده است، به واخواهی رسیدگی می‌کند و در صورت پذیرش، رأی غیابی را نقض و رأی جدید صادر می‌نماید.

مثال:

دادگاه بدوی تهران رأی غیابی به نفع «الف» صادر کرده است. «ب» دادخواست واخواهی تقدیم می‌کند. رسیدگی به واخواهی در همان دادگاه بدوی تهران انجام می‌شود.

 

 

 

۱۴۱ دعوای طاری خارج از نوبت چه می‌شود؟
پاسخ:

در مورد دعوای طاری که خارج از نوبت مطرح می‌شود، سه دیدگاه وجود دارد: ۱) نپذیرفتن دعوا. ۲) تفکیک دعوای اصلی و رسیدگی مستقل به آن. ۳) تفکیک بین موارد دعوای اصلی و غیر آن با رسیدگی توأم در موارد مرتبط و رسیدگی مستقل در غیر آن. دیدگاه سوم (رسیدگی توأم در موارد مرتبط و مستقل در غیر آن) پذیرفته‌تر است.

مثال:

اگر دعوای طاری بعد از اتمام جلسه اول مطرح شود، دادگاه ممکن است آن را جداگانه و مستقل از دعوای اصلی بررسی کند.

۱۴۲ دعوای مزاحمت از حق چیست؟
پاسخ:

دعوای مزاحمت عبارت است از دعوایی که به موجب آن متصرف مال غیرمنقول، درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را می‌نماید که نسبت به تصرفات او مزاحم است، بدون اینکه مال را از تصرف متصرف خارج کرده باشد. به عبارت دیگر، مزاحمت یعنی ایجاد مانع در استفاده از حق، بدون آنکه تصرف سلب شود.

مثال:

همسایه در ورودی مغازه شما، یک گاری می‌گذارد و مانع عبور و مرور مشتریان می‌شود، بدون اینکه خود مغازه را تصرف کرده باشد. شما می‌توانید دعوای مزاحمت اقامه کنید.

۱۴۳ جلب ثالث چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

جلب ثالث در جایی صادر می‌شود که یکی از طرفین دعوا تا پایان اولین جلسه رسیدگی، حضور شخص سومی را در پرونده لازم بداند و دلایل خود را در دادگاه بیان کند. این شخص (جالب) پس از جلسه اول تا ۳ روز فرصت دارد دادخواست خود را تسلیم کند. جلب ثالث در هر دو مرحله بدوی و تجدیدنظر ممکن است (ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م).

مثال:

در دعوای تصادف، خوانده می‌گوید «راننده من (شخص ثالث) مقصر بوده است» و درخواست جلب ثالث می‌کند تا او هم وارد دعوا شود.

۱۴۴ هدف از جلب ثالث چیست؟
پاسخ:

هدف از جلب ثالث دو چیز است: ۱) جلب ثالث اصلی: وقتی که خواهان یا خوانده، شخص ثالثی را به عنوان خوانده اصلی (یا به جای خود) وارد دعوا می‌کند تا مسئولیت به او منتقل شود. ۲) جلب ثالث کمکی: وقتی که شخصی را جلب می‌کند تا با حضور او، احتمال پیروزی در دعوای اصلی افزایش یابد (یعنی جنبه کمکی نسبت به دعوای اصلی دارد).

مثال:

جلب ثالث اصلی: خواهان به جای خوانده اصلی، شخص ثالث را به عنوان مقصر واقعی جلب می‌کند. جلب ثالث کمکی: خوانده، شخص ثالثی را جلب می‌کند تا به نفع او شهادت دهد.

۱۴۵ آیا وقف غذا صحیح است؟
پاسخ:

خیر، وقف غذا صحیح نیست. زیرا مال مورد وقف باید از جمله اموالی باشد که اگر استفاده گردد، از بین نرود و باقی بماند. پس وقف مواد یا محصولات خوراکی و آشامیدنی صحیح نمی‌باشد (مثل وقف میوه). ولی خود درخت یا باغ (که عین آن باقی می‌ماند) قابل وقف است.

مثال:

وقف یک سبد میوه یا یک کیلو برنج صحیح نیست، ولی وقف یک باغ میوه (که درختان آن باقی می‌مانند) صحیح است.

۱۴۶ وقف نسبت به افرادی که هنوز به دنیا نیامده‌اند صحیح است؟
پاسخ:

وقف برای کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند (مطلقاً) صحیح نیست، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده‌اند و بعضی هنوز به دنیا نیامده‌اند (مانند وقف بر فرزندان موجود و نسل‌های آینده) صحیح است و آنها که بعداً به دنیا می‌آیند در آن وقف شریک خواهند شد.

مثال:

وقف بر «فرزندان فعلی و آینده» صحیح است. اما وقف بر «فرزندانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند» بدون وجود فرزند فعلی، صحیح نیست.

۱۴۷ سوء نیت خاص جعل چیست؟
پاسخ:

سوء نیت خاص در جرم جعل عبارت است از قصد اغفال و فریبدادن دیگران نسبت به قبول مدرک، سند یا نوشته‌ای جعلی به جای اصل آن. برای تحقق جرم جعل، قصد انتفاع برای شخص جاعل یا اشخاص ثالث ضرورتی ندارد و همین که جاعل قصد ایراد ضرر (اعم از مادی یا معنوی) به قربانی را داشته باشد، کفایت می‌کند.

مثال:

شخصی یک مدرک تحصیلی جعلی تهیه می‌کند تا به استخدام یک شرکت درآید. قصد او فریب شرکت (ایراد ضرر معنوی) است و برای تحقق جعل کافی است.

۱۴۸ حق انتفاع چیست؟
پاسخ:

حق انتفاع، حق استفاده کردن از مال دیگری یا مالی است که مالک خاص ندارد. فردی که از مال دیگری استفاده می‌کند، منتفع نامیده می‌شود. این حق معمولاً به موجب قرارداد به افراد داده می‌شود (ماده ۴۰ قانون مدنی).

مثال:

پدری به پسرش حق می‌دهد که تا پایان عمرش در یک خانه سکونت کند. این حق انتفاع (عمری) است.

۱۴۹ انواع حق انتفاع را بگویید.
پاسخ:

انواع حق انتفاع (ماده ۴۱ قانون مدنی): ۱) حق عمری: به مدت عمر مالک یا شخص منتفع یا شخص دیگری واگذار می‌شود. ۲) حق رقبی: برای مدت معینی (مثلاً ۱۰ سال) برقرار می‌شود. ۳) حق سکنی: حق سکونت در مسکن دیگری. ۴) حبس مطلق: به طور مطلق و بدون ذکر مدت واگذار می‌شود و مالک هرگاه بخواهد می‌تواند رجوع کند.

مثال:

عمری: «تا پایان عمرت در این خانه ساکن باش». رقبی: «به مدت ۵ سال از این باغ استفاده کن». سکنی: «حق سکونت در این آپارتمان را به تو می‌دهم». حبس مطلق: «هر وقت خواستی از این ماشین استفاده کن» (مالک می‌تواند هر وقت بخواهد رجوع کند).

۱۵۰ چه زمانی اجرای حکم غیابی نیاز به اخذ تامین مناسب و یا معرفی ضامن ندارد؟
پاسخ:

زمانی که دادنامه به خوانده ابلاغ واقعی شده باشد و او در مهلت مقرر (۲۰ روز برای داخل کشور و ۲ ماه برای خارج از کشور) واخواهی نکرده باشد. در این صورت، اجرای حکم غیابی بدون نیاز به اخذ تأمین یا معرفی ضامن امکان‌پذیر است. اما اگر ابلاغ واقعی نشده باشد، برای اجرای حکم غیابی باید تأمین مناسب اخذ شود.

مثال:

رأی غیابی به آقای «ب» در تهران ابلاغ واقعی می‌شود. او ظرف ۲۰ روز واخواهی نمی‌کند. آقای «الف» (محکوم‌له) می‌تواند بدون اخذ تأمین، حکم را اجرا کند.

۱۵۱ فرق حبس موبد با وقف چیست؟
پاسخ:

تفاوت‌های اصلی: ۱) در حبس، حابس (حبس‌کننده) همچنان مالک باقی می‌ماند، ولی در وقف، واقف دیگر مالک نیست. ۲) وقف قابل اقاله نیست، اما حبس قابل اقاله است. ۳) در وقف، موقوف‌علیهم نمی‌توانند حق بهره‌برداری خود را به دیگری انتقال دهند، اما در حبس می‌توانند (مگر اینکه حابس شرط خلاف کرده باشد).

مثال:

حبس: پدری خانه را حبس می‌کند و به پسرش حق سکونت می‌دهد، ولی همچنان مالک خانه است و می‌تواند بعداً آن را بفروشد. وقف: پدری خانه را وقف می‌کند و دیگر مالک آن نیست و نمی‌تواند آن را بفروشد.

۱۵۲ چه زمان اشتباه در معامله موجب عدم نفوذ معامله می‌شود؟
پاسخ:

اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد (ماده ۲۰۰ قانون مدنی). در این ماده، «عدم نفوذ» به معنای عام به کار رفته و شامل بطلان نیز می‌شود. به گفته برخی حقوقدانان، مقصود از اشتباه در این ماده، اشتباه در خود موضوع معامله است که قصد را خدشه‌دار می‌کند، لذا ضمانت اجرای آن بطلان است، نه عدم نفوذ خاص.

مثال:

شخصی فکر می‌کند یک تابلو نقاشی اصل است، در حالی که کپی است. اشتباه در موضوع معامله (اصل بودن تابلو) موجب بطلان معامله است.

۱۵۳ منظور از اشتباه در اوصاف اساسی معامله چیست؟
پاسخ:

منظور همان ماده ۲۰۰ قانون مدنی است. مانند خرید کفش زنانه به جای کفش مردانه. اگر وصف اساسی، فقط در تصور یکی از طرفین باشد و در مورد آن توافقی صورت نگرفته باشد، اشتباه در آن باطل‌کننده عقد نیست. به عبارت دیگر، وجود وصف اساسی اگر شرط نشده باشد، مخل عقد نیست. منظور از «عدم نفوذ» در ماده ۲۰۰ قانون مدنی، «بطلان» است.

مثال:

خریدار فکر می‌کند خودرو مدل ۱۴۰۲ است، در حالی که مدل ۱۴۰۰ است. اگر مدل خودرو در قرارداد به عنوان شرط قید نشده باشد، اشتباه در آن موجب بطلان نیست، ولی اگر شرط شده باشد، خیار تخلف از شرط ایجاد می‌شود.

۱۵۴ اداره فضولی مال غیر چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۰۶ قانون مدنی، اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آنها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد، اداره کند، باید حساب زمان تصدی خود را بدهد. اگر تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است، حق مطالبه مخارج نخواهد داشت، ولی اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد، دخالت‌کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن لازم بوده است. اداره‌کننده مستحق اجرت‌المثل است.

مثال:

همسایه‌ای در غیاب صاحب خانه، به دلیل نشت آب، در خانه را باز می‌کند و از ورود آب جلوگیری می‌کند. اگر این کار ضروری بوده، مستحق مخارج است.

۱۵۵ دادگاه تجدید نظر در چه صورتی پرونده را به دادگاه بدوی ارسال می‌کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که دادگاه تجدیدنظر، قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا به جهتی که در قرار ذکر شده، موجه نداند، ولی به جهات قانونی دیگر، دعوا را مردود یا غیرقابل استماع تشخیص دهد، در نهایت قرار صادره را تأیید خواهد کرد. به عبارت دیگر، دادگاه تجدید نظر اگر قرار بدوی را از نظر دلیل رد نداند، ولی به دلایل دیگر آن را صحیح بیابد، قرار را تأیید می‌کند و پرونده را به بدوی برنمی‌گرداند.

مثال:

دادگاه بدوی به دلیل عدم ذی‌نفع بودن خواهان، قرار عدم استماع صادر کرده است. دادگاه تجدید نظر این دلیل را نمی‌پذیرد، ولی به دلیل دیگری (مثلاً عدم صلاحیت) دعوا را غیرقابل استماع می‌داند. در این صورت، قرار بدوی را تأیید می‌کند و پرونده به بدوی برنمی‌گردد.

۱۵۶ فرجام خواهی تبعی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی، فرجام‌خوانده می‌تواند فقط در ضمن پاسخی که به دادخواست فرجامی می‌دهد، از حکمی که مورد شکایت فرجامی است، نسبت به جهتی که آن را به ضرر خود یا خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی می‌داند، تبعاً درخواست رسیدگی فرجامی نماید. در این صورت، درخواست فرجام تبعی به طرف ابلاغ می‌شود که ظرف مدت ۲۰ روز به طور کتبی پاسخ دهد، هر چند مدت مقرر برای درخواست فرجام نسبت به او منقضی شده باشد.

مثال:

آقای «الف» فرجام خواهی کرده است. آقای «ب» (فرجام خوانده) در پاسخ خود، درخواست فرجام تبعی می‌کند و به جهتی که به ضرر اوست اعتراض می‌نماید.

۱۵۷ فرق اوصاف اساسی با اوصاف مهم چیست؟
پاسخ:

اوصاف اساسی: همان خود موضوع معامله است که اشتباه در آن موجب بطلان می‌شود (مثل خرید کفش زنانه به جای مردانه). اوصاف مهم: سایر اوصافی که برای طرف مهم است، ولی اساسی نیست. اگر اشتباهی در اوصاف مهم رخ دهد، طرف حق فسخ دارد (خیار تخلف از وصف) و معامله باطل نمی‌شود.

مثال:

وصف اساسی: خرید یک تابلو نقاشی به عنوان اثر یک نقاش خاص، ولی معلوم شود نقاش دیگری بوده است (بطلان). وصف مهم: رنگ تابلو مشکی بوده، ولی سفید تحویل داده شود (خیار فسخ).

۱۵۸ شرایط تحقق اداره فضولی چیست؟
پاسخ:

شرایط تحقق اداره فضولی (ماده ۳۰۶ قانون مدنی): ۱) شخص باید اموال دیگری را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد، اداره کند. ۲) اداره‌کننده باید حساب زمان تصدی خود را بدهد. ۳) اگر تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده، حق مطالبه مخارج ندارد. ۴) اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد، دخالت‌کننده مستحق مخارج لازم برای اداره است. ۵) اداره‌کننده مستحق اجرت‌المثل است.

مثال:

شخصی در غیاب مالک، از باغ او مراقبت می‌کند و آبیاری می‌نماید. اگر این کار ضروری بوده (مثلاً در فصل گرما)، مستحق مخارج و اجرت‌المثل است.

۱۵۹ اعاده دادرسی چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

اعاده دادرسی حقوقی، یکی از طرق فوق‌العاده اعتراض به آرای قطعیت یافته است. آرای قطعیت یافته‌ای که در آن، موضوع حکم مورد درخواست خواهان نبوده یا حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده است، از جمله آرای قابل اعاده دادرسی در موضوعات حقوقی هستند (ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م). اعاده دادرسی فقط در ۷ مورد مشخص قانونی قابل درخواست است.

مثال:

خواهان ۱۰۰ میلیون مطالبه کرده است، ولی دادگاه ۱۵۰ میلیون حکم صادر کرده است. این حکم قابل اعاده دادرسی است (بند ۲ ماده ۴۲۶).

۱۶۰ آیا دستور موقت قابل تجدید نظر است؟ قابل فرجام خواهی چطور؟
پاسخ:

قبول یا رد درخواست دستور موقت، مستقلًا قابل اعتراض، تجدیدنظر و فرجام نیست. لکن متقاضی می‌تواند ضمن تقاضای تجدیدنظر نسبت به اصل رأی، نسبت به آن نیز اعتراض و درخواست رسیدگی نماید. ولی در هر حال، رد یا قبول درخواست دستور موقت قابل رسیدگی فرجامی نیست.

مثال:

دادگاه دستور موقت به نفع «الف» صادر کرده است. «ب» نمی‌تواند به طور مستقل از این دستور موقت فرجام خواهی کند، ولی می‌تواند در ضمن تجدیدنظرخواهی از اصل رأی، به آن اعتراض کند.

 

 

 

۱۶۱ دعوای طاری خارج از نوبت چه می‌شود؟
پاسخ:

در مورد دعوای طاری که خارج از نوبت مطرح می‌شود، سه دیدگاه وجود دارد: ۱) نپذیرفتن دعوا. ۲) تفکیک دعوای اصلی و رسیدگی مستقل به آن. ۳) تفکیک بین موارد دعوای اصلی و غیر آن با رسیدگی توأم در موارد مرتبط و رسیدگی مستقل در غیر آن. دیدگاه سوم (رسیدگی توأم در موارد مرتبط و مستقل در غیر آن) پذیرفته‌تر است.

مثال:

اگر دعوای طاری بعد از اتمام جلسه اول مطرح شود، دادگاه ممکن است آن را جداگانه و مستقل از دعوای اصلی بررسی کند.

۱۶۲ دعوای مزاحمت از حق چیست؟
پاسخ:

دعوای مزاحمت عبارت است از دعوایی که به موجب آن متصرف مال غیرمنقول، درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را می‌نماید که نسبت به تصرفات او مزاحم است، بدون اینکه مال را از تصرف متصرف خارج کرده باشد. به عبارت دیگر، مزاحمت یعنی ایجاد مانع در استفاده از حق، بدون آنکه تصرف سلب شود.

مثال:

همسایه در ورودی مغازه شما، یک گاری می‌گذارد و مانع عبور و مرور مشتریان می‌شود، بدون اینکه خود مغازه را تصرف کرده باشد. شما می‌توانید دعوای مزاحمت اقامه کنید.

۱۶۳ جلب ثالث چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

جلب ثالث در جایی صادر می‌شود که یکی از طرفین دعوا تا پایان اولین جلسه رسیدگی، حضور شخص سومی را در پرونده لازم بداند و دلایل خود را در دادگاه بیان کند. این شخص (جالب) پس از جلسه اول تا ۳ روز فرصت دارد دادخواست خود را تسلیم کند. جلب ثالث در هر دو مرحله بدوی و تجدیدنظر ممکن است (ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م).

مثال:

در دعوای تصادف، خوانده می‌گوید «راننده من (شخص ثالث) مقصر بوده است» و درخواست جلب ثالث می‌کند تا او هم وارد دعوا شود.

۱۶۴ هدف از جلب ثالث چیست؟
پاسخ:

هدف از جلب ثالث دو چیز است: ۱) جلب ثالث اصلی: وقتی که خواهان یا خوانده، شخص ثالثی را به عنوان خوانده اصلی (یا به جای خود) وارد دعوا می‌کند تا مسئولیت به او منتقل شود. ۲) جلب ثالث کمکی: وقتی که شخصی را جلب می‌کند تا با حضور او، احتمال پیروزی در دعوای اصلی افزایش یابد (یعنی جنبه کمکی نسبت به دعوای اصلی دارد).

مثال:

جلب ثالث اصلی: خواهان به جای خوانده اصلی، شخص ثالث را به عنوان مقصر واقعی جلب می‌کند. جلب ثالث کمکی: خوانده، شخص ثالثی را جلب می‌کند تا به نفع او شهادت دهد.

۱۶۵ آیا وقف غذا صحیح است؟
پاسخ:

خیر، وقف غذا صحیح نیست. زیرا مال مورد وقف باید از جمله اموالی باشد که اگر استفاده گردد، از بین نرود و باقی بماند. پس وقف مواد یا محصولات خوراکی و آشامیدنی صحیح نمی‌باشد (مثل وقف میوه). ولی خود درخت یا باغ (که عین آن باقی می‌ماند) قابل وقف است.

مثال:

وقف یک سبد میوه یا یک کیلو برنج صحیح نیست، ولی وقف یک باغ میوه (که درختان آن باقی می‌مانند) صحیح است.

۱۶۶ وقف نسبت به افرادی که هنوز به دنیا نیامده‌اند صحیح است؟
پاسخ:

وقف برای کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند (مطلقاً) صحیح نیست، ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنها به دنیا آمده‌اند و بعضی هنوز به دنیا نیامده‌اند (مانند وقف بر فرزندان موجود و نسل‌های آینده) صحیح است و آنها که بعداً به دنیا می‌آیند در آن وقف شریک خواهند شد.

مثال:

وقف بر «فرزندان فعلی و آینده» صحیح است. اما وقف بر «فرزندانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند» بدون وجود فرزند فعلی، صحیح نیست.

۱۶۷ سوء نیت خاص جعل چیست؟
پاسخ:

سوء نیت خاص در جرم جعل عبارت است از قصد اغفال و فریبدادن دیگران نسبت به قبول مدرک، سند یا نوشته‌ای جعلی به جای اصل آن. برای تحقق جرم جعل، قصد انتفاع برای شخص جاعل یا اشخاص ثالث ضرورتی ندارد و همین که جاعل قصد ایراد ضرر (اعم از مادی یا معنوی) به قربانی را داشته باشد، کفایت می‌کند.

مثال:

شخصی یک مدرک تحصیلی جعلی تهیه می‌کند تا به استخدام یک شرکت درآید. قصد او فریب شرکت (ایراد ضرر معنوی) است و برای تحقق جعل کافی است.

۱۶۸ حق انتفاع چیست؟
پاسخ:

حق انتفاع، حق استفاده کردن از مال دیگری یا مالی است که مالک خاص ندارد. فردی که از مال دیگری استفاده می‌کند، منتفع نامیده می‌شود. این حق معمولاً به موجب قرارداد به افراد داده می‌شود (ماده ۴۰ قانون مدنی).

مثال:

پدری به پسرش حق می‌دهد که تا پایان عمرش در یک خانه سکونت کند. این حق انتفاع (عمری) است.

۱۶۹ انواع حق انتفاع را بگویید.
پاسخ:

انواع حق انتفاع (ماده ۴۱ قانون مدنی): ۱) حق عمری: به مدت عمر مالک یا شخص منتفع یا شخص دیگری واگذار می‌شود. ۲) حق رقبی: برای مدت معینی (مثلاً ۱۰ سال) برقرار می‌شود. ۳) حق سکنی: حق سکونت در مسکن دیگری. ۴) حبس مطلق: به طور مطلق و بدون ذکر مدت واگذار می‌شود و مالک هرگاه بخواهد می‌تواند رجوع کند.

مثال:

عمری: «تا پایان عمرت در این خانه ساکن باش». رقبی: «به مدت ۵ سال از این باغ استفاده کن». سکنی: «حق سکونت در این آپارتمان را به تو می‌دهم». حبس مطلق: «هر وقت خواستی از این ماشین استفاده کن» (مالک می‌تواند هر وقت بخواهد رجوع کند).

۱۷۰ فرق حبس موبد با وقف چیست؟
پاسخ:

تفاوت‌های اصلی: ۱) در حبس، حابس (حبس‌کننده) همچنان مالک باقی می‌ماند، ولی در وقف، واقف دیگر مالک نیست. ۲) وقف قابل اقاله نیست، اما حبس قابل اقاله است. ۳) در وقف، موقوف‌علیهم نمی‌توانند حق بهره‌برداری خود را به دیگری انتقال دهند، اما در حبس می‌توانند (مگر اینکه حابس شرط خلاف کرده باشد).

مثال:

حبس: پدری خانه را حبس می‌کند و به پسرش حق سکونت می‌دهد، ولی همچنان مالک خانه است و می‌تواند بعداً آن را بفروشد. وقف: پدری خانه را وقف می‌کند و دیگر مالک آن نیست و نمی‌تواند آن را بفروشد.

۱۷۱ چه زمان اشتباه در معامله موجب عدم نفوذ معامله می‌شود؟
پاسخ:

اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد (ماده ۲۰۰ قانون مدنی). در این ماده، «عدم نفوذ» به معنای عام به کار رفته و شامل بطلان نیز می‌شود. به گفته برخی حقوقدانان، مقصود از اشتباه در این ماده، اشتباه در خود موضوع معامله است که قصد را خدشه‌دار می‌کند، لذا ضمانت اجرای آن بطلان است، نه عدم نفوذ خاص.

مثال:

شخصی فکر می‌کند یک تابلو نقاشی اصل است، در حالی که کپی است. اشتباه در موضوع معامله (اصل بودن تابلو) موجب بطلان معامله است.

۱۷۲ منظور از اشتباه در اوصاف اساسی معامله چیست؟
پاسخ:

منظور همان ماده ۲۰۰ قانون مدنی است. مانند خرید کفش زنانه به جای کفش مردانه. اگر وصف اساسی، فقط در تصور یکی از طرفین باشد و در مورد آن توافقی صورت نگرفته باشد، اشتباه در آن باطل‌کننده عقد نیست. به عبارت دیگر، وجود وصف اساسی اگر شرط نشده باشد، مخل عقد نیست. منظور از «عدم نفوذ» در ماده ۲۰۰ قانون مدنی، «بطلان» است.

مثال:

خریدار فکر می‌کند خودرو مدل ۱۴۰۲ است، در حالی که مدل ۱۴۰۰ است. اگر مدل خودرو در قرارداد به عنوان شرط قید نشده باشد، اشتباه در آن موجب بطلان نیست، ولی اگر شرط شده باشد، خیار تخلف از شرط ایجاد می‌شود.

۱۷۳ اداره فضولی مال غیر چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۰۶ قانون مدنی، اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آنها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد، اداره کند، باید حساب زمان تصدی خود را بدهد. اگر تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است، حق مطالبه مخارج نخواهد داشت، ولی اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد، دخالت‌کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن لازم بوده است. اداره‌کننده مستحق اجرت‌المثل است.

مثال:

همسایه‌ای در غیاب صاحب خانه، به دلیل نشت آب، در خانه را باز می‌کند و از ورود آب جلوگیری می‌کند. اگر این کار ضروری بوده، مستحق مخارج است.

۱۷۴ دادگاه تجدید نظر در چه صورتی پرونده را به دادگاه بدوی ارسال می‌کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که دادگاه تجدیدنظر، قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا به جهتی که در قرار ذکر شده، موجه نداند، ولی به جهات قانونی دیگر، دعوا را مردود یا غیرقابل استماع تشخیص دهد، در نهایت قرار صادره را تأیید خواهد کرد. به عبارت دیگر، دادگاه تجدید نظر اگر قرار بدوی را از نظر دلیل رد نداند، ولی به دلایل دیگر آن را صحیح بیابد، قرار را تأیید می‌کند و پرونده را به بدوی برنمی‌گرداند.

مثال:

دادگاه بدوی به دلیل عدم ذی‌نفع بودن خواهان، قرار عدم استماع صادر کرده است. دادگاه تجدید نظر این دلیل را نمی‌پذیرد، ولی به دلیل دیگری (مثلاً عدم صلاحیت) دعوا را غیرقابل استماع می‌داند. در این صورت، قرار بدوی را تأیید می‌کند و پرونده به بدوی برنمی‌گردد.

۱۷۵ فرجام خواهی تبعی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی، فرجام‌خوانده می‌تواند فقط در ضمن پاسخی که به دادخواست فرجامی می‌دهد، از حکمی که مورد شکایت فرجامی است، نسبت به جهتی که آن را به ضرر خود یا خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی می‌داند، تبعاً درخواست رسیدگی فرجامی نماید. در این صورت، درخواست فرجام تبعی به طرف ابلاغ می‌شود که ظرف مدت ۲۰ روز به طور کتبی پاسخ دهد، هر چند مدت مقرر برای درخواست فرجام نسبت به او منقضی شده باشد.

مثال:

آقای «الف» فرجام خواهی کرده است. آقای «ب» (فرجام خوانده) در پاسخ خود، درخواست فرجام تبعی می‌کند و به جهتی که به ضرر اوست اعتراض می‌نماید.

۱۷۶ فرق اوصاف اساسی با اوصاف مهم چیست؟
پاسخ:

اوصاف اساسی: همان خود موضوع معامله است که اشتباه در آن موجب بطلان می‌شود (مثل خرید کفش زنانه به جای مردانه). اوصاف مهم: سایر اوصافی که برای طرف مهم است، ولی اساسی نیست. اگر اشتباهی در اوصاف مهم رخ دهد، طرف حق فسخ دارد (خیار تخلف از وصف) و معامله باطل نمی‌شود.

مثال:

وصف اساسی: خرید یک تابلو نقاشی به عنوان اثر یک نقاش خاص، ولی معلوم شود نقاش دیگری بوده است (بطلان). وصف مهم: رنگ تابلو مشکی بوده، ولی سفید تحویل داده شود (خیار فسخ).

۱۷۷ شرایط تحقق اداره فضولی چیست؟
پاسخ:

شرایط تحقق اداره فضولی (ماده ۳۰۶ قانون مدنی): ۱) شخص باید اموال دیگری را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد، اداره کند. ۲) اداره‌کننده باید حساب زمان تصدی خود را بدهد. ۳) اگر تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده، حق مطالبه مخارج ندارد. ۴) اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد، دخالت‌کننده مستحق مخارج لازم برای اداره است. ۵) اداره‌کننده مستحق اجرت‌المثل است.

مثال:

شخصی در غیاب مالک، از باغ او مراقبت می‌کند و آبیاری می‌نماید. اگر این کار ضروری بوده (مثلاً در فصل گرما)، مستحق مخارج و اجرت‌المثل است.

۱۷۸ اعاده دادرسی چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

اعاده دادرسی حقوقی، یکی از طرق فوق‌العاده اعتراض به آرای قطعیت یافته است. آرای قطعیت یافته‌ای که در آن، موضوع حکم مورد درخواست خواهان نبوده یا حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده است، از جمله آرای قابل اعاده دادرسی در موضوعات حقوقی هستند (ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م). اعاده دادرسی فقط در ۷ مورد مشخص قانونی قابل درخواست است.

مثال:

خواهان ۱۰۰ میلیون مطالبه کرده است، ولی دادگاه ۱۵۰ میلیون حکم صادر کرده است. این حکم قابل اعاده دادرسی است (بند ۲ ماده ۴۲۶).

۱۷۹ دعوای طاری چیست؟
پاسخ:

دعاوی که به موجب ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی در اثنای رسیدگی به دعوای اصلی مطرح شوند، دعاوی طاری نامیده می‌شوند. در قانون آیین دادرسی مدنی ۴ قسم دعوای طاری وجود دارد: دعوای ورود ثالث، جلب ثالث، متقابل و اضافی. قانونگذار از مواد ۱۳۰ تا ۱۴۳ به دعاوی طاری پرداخته است.

مثال:

در دعوای اصلی بین «الف» و «ب»، شخص ثالثی (مثلاً «ج») وارد می‌شود و ادعای خود را مطرح می‌کند (ورود ثالث) یا خوانده دعوای متقابل علیه خواهان مطرح می‌کند.

۱۸۰ دعوای اضافی چیست؟
پاسخ:

دعوای اضافی از اقسام دعاوی طاری است. در دعوای اضافی، خواهان خواسته جدیدی را که دارد به دعوایی که در سابق مطرح نموده و در جریان رسیدگی است، با وجود شرایط ضمیمه می‌نماید. مهلت طرح دعوای اضافی تا پایان اولین جلسه دادرسی است (ماده ۹۸ ق.آ.د.م). خواهان می‌تواند خواسته خود را در تمام مراحل دادرسی کم کند، ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته، در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشأ واحد داشته باشد.

مثال:

خواهان در دادخواست خود فقط خلع ید را خواسته است، ولی در جلسه اول، اجرت‌المثل را نیز به خواسته خود اضافه می‌کند. این دعوای اضافی است (منشأ واحد دارد).

“`html

 

 

۱۸۱ تفاوت عقد معلق و مشروط چیست؟
پاسخ:

عقد مشروط: عقدی است منجز که در آن شرط جنبه فرعی دارد و عقد بلافاصله منعقد و اجرا می‌شود، ولی شروطی در ضمن آن وجود دارد که باید رعایت شود. عقد معلق: در مقابل عقد منجز است و تشکیل عقد منوط به وقوع معلق‌علیه (شرط) است. عقد معلق زمانی اجرا می‌شود که امری که قرارداد به آن تعلیق شده، انجام شود و تا آن زمان، قرارداد اجرا نمی‌شود.

مثال:

عقد مشروط: «ماشین را فروختم، به شرط اینکه تا هفته دیگر ثمن را بپردازی». عقد معلق (باطل): «اگر از سفر برگشتم، ماشین را می‌فروشم».

۱۸۲ عقد حواله چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۷۲۴ قانون مدنی، حواله عقدی است که به موجب آن طلب شخصی از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می‌گردد. مدیون را محیل، طلبکار را محتال، شخص ثالث را محال‌علیه می‌گویند. به عبارت دیگر، حواله یعنی انتقال طلب از یک بدهکار به بدهکار دیگر.

مثال:

آقای «الف» (مدیون) به آقای «ب» (طلبکار) بدهکار است. آقای «الف» طلب خود را از آقای «ج» به آقای «ب» حواله می‌دهد. یعنی آقای «ج» باید بدهی آقای «الف» را به آقای «ب» بپردازد.

۱۸۳ فروش مال مرهونه چه حکمی دارد؟
پاسخ:

طبق ماده ۷۹۳ قانون مدنی، راهن نمی‌تواند در رهن تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد، مگر به اذن مرتهن. بنابراین فروش مال مرهونه (بدون اذن مرتهن) جایز نیست و اگر راهن اقدام به فروش کند، این معامله در حق مرتهن نافذ نیست و مرتهن می‌تواند از آن جلوگیری کند.

مثال:

آقای «الف» خانه خود را به بانک رهن داده است. بدون اجازه بانک، خانه را به «ب» می‌فروشد. این فروش در حق بانک نافذ نیست و بانک می‌تواند از آن جلوگیری کند.

۱۸۴ آیا اسقاط خیار تسلیم ثمن جایز است؟
پاسخ:

بله، خیار تأخیر ثمن (که مربوط به فروشنده است) می‌تواند مانند سایر خیارات توسط صاحب حق (فروشنده) اسقاط شود. این کار می‌تواند با بیان شفاهی یا درج در قرارداد انجام شود که در این صورت، خیار تأخیر ثمن برای فروشنده از بین می‌رود و دیگر نمی‌تواند از این طریق معامله را بهم بزند.

مثال:

در قرارداد بیع ماشین، فروشنده شرط می‌کند «خیار تأخیر ثمن را ساقط می‌کنم». پس از آن، اگر خریدار ثمن را دیر پرداخت کند، فروشنده نمی‌تواند معامله را فسخ کند.

۱۸۵ زمان استفاده از خیار تاخیر ثمن؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۰۲ قانون مدنی، هر گاه مبیع عین خارجی یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد، اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد، بایع مختار در فسخ معامله می‌شود. یعنی فروشنده پس از ۳ روز و در صورت عدم تسلیم مبیع یا عدم پرداخت ثمن، حق فسخ دارد.

مثال:

فروشنده ماشین را به خریدار فروخته است، ولی مهلتی برای پرداخت ثمن یا تحویل ماشین تعیین نشده است. اگر ۳ روز بگذرد و نه ماشین تحویل شده باشد و نه ثمن پرداخت شده باشد، فروشنده می‌تواند معامله را فسخ کند.

۱۸۶ به اسناد از چه طریقی می‌توان ایراد گرفت؟
پاسخ:

به اسناد از سه طریق می‌توان ایراد گرفت: ۱) انکار سند (منکر شدن اصالت سند). ۲) تردید نسبت به اصالت (وقتی که سند منتسب به طرف نیست). ۳) ادعای جعل (ادعای اینکه سند جعلی است). هر کدام از این طرق، احکام و تشریفات خاص خود را دارد.

مثال:

سند غیررسمی علیه آقای «الف» ابراز شده است. او می‌تواند بگوید «امضا مال من نیست» (انکار) یا «نمی‌دانم این امضا مال کیست» (تردید) یا «این سند جعلی است» (ادعای جعل).

۱۸۷ فرق ادعای جعل با انکار و تردید.
پاسخ:

۱) از لحاظ نوع سند: ادعای جعل می‌تواند نسبت به اسناد رسمی و غیررسمی باشد، اما انکار و تردید فقط نسبت به اسناد غیررسمی است. ۲) تکلیف اثباتی: انکار و تردید نیاز به اثبات ندارند، اما جعل ادعا است و باید با دلیل اثبات شود. ۳) ارائه دلیل جعل: ادعای جعل باید با ذکر دلیل در زمان مقرر اقامه شود، اما انکار و تردید با صرف اظهار کافی است. ۴) ابلاغ ادعای جعل: در ادعای جعل، به طرف ابلاغ می‌شود و اصل سند باید در موعد قانونی تسلیم شود، در انکار و تردید اینگونه نیست.

مثال:

سند رسمی: فقط ادعای جعل ممکن است (انکار و تردید مسموع نیست). سند غیررسمی: هر سه طریق ممکن است، ولی انکار و تردید نیاز به اثبات ندارند، در حالی که جعل باید اثبات شود.

۱۸۸ دستور موقت چیست؟
پاسخ:

دستور موقت (دادرسی فوری) نوعی از رسیدگی است که سرعت، عدم ورود در ماهیت دعوا و حذف تشریفات، ویژگی‌های اصلی آن محسوب می‌شود. در دو مورد استفاده می‌شود: ۱) موردی که احتاج به تعیین تکلیف فوری دارد. ۲) زمانی که اشکالاتی در جریان اجرای احکام یا اسناد لازم‌الاجرای اداره ثبت پیش آید و محتاج به دستور فوری است.

مثال:

اگر کسی مانع از ورود آب به زمین زراعی شما شود و در فصل کشت، نیاز به دستور فوری دارید، می‌توانید درخواست دستور موقت کنید تا دادگاه بدون تشریفات، دستور رفع مانع را صادر کند.

۱۸۹ قرار دستور موقت در دعاوی خانوادگی را بنویسید.
پاسخ:

طبق قانون حمایت خانواده، دادگاه خانواده می‌تواند در اموری از قبیل حضانت، نگهداری و ملاقات طفل و نفقه زن و محجور که تعیین تکلیف آنها فوریت دارد، بدون اخذ تأمین، دستور موقت صادر نماید. ویژگی‌های آن: ۱) موارد صدور حصری نیست. ۲) نیازمند سپردن تأمین نیست. ۳) بدون نیاز به تأیید رئیس حوزه قضایی قابل اجراست. ۴) مقید به زمان است و بعد از ۶ ماه خودبه‌خود منقضی می‌شود.

مثال:

در دعوای حضانت، دادگاه می‌تواند به درخواست یکی از والدین، دستور موقت ملاقات فرزند را صادر کند تا زمانی که رأی نهایی صادر شود.

۱۹۰ دعوای ترک نفقه در صلاحیت کجاست؟
پاسخ:

دعوای مطالبه نفقه در صلاحیت دادگاه خانواده است. زن می‌تواند در دادگاه محل اقامت شوهر یا محل سکونت خود اقامه دعوا کند (ماده ۱۳ قانون حمایت خانواده). اگر خواسته تا ۲۰۰ میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف صالح است و اگر بیشتر باشد، دادگاه عمومی حقوقی صالح است. در جنبه کیفری (ترک انفاق)، با توجه به اینکه مجازات آن درجه ۶ است، شورای حل اختلاف فقط برای صلح و سازش صالح است و اصل جرم در دادگاه کیفری رسیدگی می‌شود.

مثال:

خانم «ب» در تهران ساکن است و شوهرش در مشهد. برای مطالبه نفقه، می‌تواند در دادگاه خانواده تهران (محل سکونت خود) یا مشهد (محل اقامت شوهر) طرح دعوا کند.

۱۹۱ دعوای تغییر جنسیت در صلاحیت کدام دادگاه است؟
پاسخ:

دعوای تغییر جنسیت در صلاحیت دادگاه خانواده محل اقامت خواهان است. این دعوا در دادگاه خانواده مطرح می‌شود و دادگاه با بررسی مدارک پزشکی و احراز شرایط، رأی صادر می‌کند.

مثال:

شخصی در تهران ساکن است و قصد تغییر جنسیت دارد. دادخواست تغییر جنسیت را باید به دادگاه خانواده تهران تقدیم کند.

۱۹۲ اگر دادگاه صالح مشهد باشد و در تهران دعوا شود و خوانده اعتراض کند اما دادگاه تهران پرونده را به مشهد ارجاع ندهد چه می‌شود؟
پاسخ:

هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد، رأی را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال می‌دارد. اگر رأی قابل فرجام خواهی باشد، دیوان عالی کشور نیز همین تکلیف را دارد (ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م). اگر اعتراضی به رأی نشود و رأی قطعی شود، چون ایراد به صلاحیت محلی از قاعده آمره نیست، قابل نقض در دیوان عالی نیست (صلاحیت محلی از قواعد تخییری است).

مثال:

دعوا در تهران مطرح شده، در حالی که صلاحیت با مشهد است. خوانده اعتراض می‌کند، ولی دادگاه تهران به اعتراض ترتیب نمی‌دهد. اگر رأی قابل تجدید نظر باشد، دادگاه تجدید نظر آن را نقض می‌کند. اگر رأی قطعی شود و کسی اعتراض نکند، رأی معتبر است.

۱۹۳ آیا در شفعه ضمان معاوضی است؟
پاسخ:

خیر، در شفعه ضمان معاوضی جاری نیست. طبق ماده ۸۱۷ قانون مدنی، در شفعه، مشتری ضامن درک است، نه بایع. ضمان معاوضی (مسئولیت فروشنده در برابر تلف یا نقص مبیع قبل از تسلیم) در شفعه مطرح نیست، زیرا شفیع با مشتری معامله می‌کند، نه با بایع. همچنین اگر مورد شفعه هنوز به تصرف مشتری داده نشده باشد، شفیع حق رجوع به مشتری ندارد.

مثال:

شفیع سهم فروخته شده را از مشتری می‌خرد. اگر مبیع مستحق‌للغیر درآید، شفیع به مشتری رجوع می‌کند (ضمان درک)، نه به بایع. ضمان معاوضی (مسئولیت بایع در برابر تلف قبل از تسلیم) در اینجا مطرح نیست.

۱۹۴ انواع اشتباه در معامله را توضیح دهید.
پاسخ:

طبق ماده ۲۰۰ قانون مدنی، اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ (بطلان) معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد. جهل به مورد معامله در هر یک از ماهیت، مقدار و وصف مهم آن سبب بطلان عقد خواهد بود. اشتباه نسبت به جنس مورد معامله و اشتباه در شخص طرف معامله (در صورتی که شخصیت طرف علت عمده عقد باشد) نیز موجب بطلان است. اشتباه در ذات مورد معامله (که رکن اساسی ارزش اقتصادی و هویت مورد معامله باشد) نیز موجب بطلان است.

مثال:

اشتباه در جنس: خرید طلا به جای برنج. اشتباه در شخص طرف: خرید تابلو به خاطر شهرت نقاش، ولی معلوم شود نقاش دیگری بوده است. اشتباه در ذات: خرید کفش زنانه به جای مردانه.

۱۹۵ ضمان عهده به چه معناست؟ (تکرار)
پاسخ:

ضمان عهده به این معنا که یک شخص ثالثی ضمانت کند که اگر هریک از مالی که فروشنده فروخته یا خریدار پرداخت کرده، مال غیر از آب دربیاید، مسئول بازگرداندن مال آنها خواهد بود. به عبارت دیگر، شخص ثالثی (غیر از بایع و مشتری) ضمانت می‌کند که اگر مبیع مستحق‌للغیر درآمد، خسارت را جبران کند (ماده ۶۹۷ قانون مدنی).

مثال:

آقای «ج» به عنوان شخص ثالث، ضمانت می‌کند که اگر ماشینی که «الف» به «ب» فروخته، مستحق‌للغیر درآمد، پول را به «ب» برگرداند. این ضمان عهده است.

۱۹۶ فرق ضمان عهده با ضمان درک.
پاسخ:

ضمان درک: به حکم قانون است (قهری) و فقط مربوط به بایع و مشتری است. اگر مبیع مستحق‌للغیر درآید، بایع ضامن است. ضمان عهده: به توافق طرفین است (اختیاری) و شخص ثالثی (غیر از بایع و مشتری) ضمانت می‌کند که اگر مبیع مستحق‌للغیر درآمد، خسارت را جبران کند. در ضمان عهده، شخص ثالث با اختیار خود، ضمانت را می‌پذیرد.

مثال:

ضمان درک: قانون می‌گوید اگر مبیع مال غیر درآمد، فروشنده باید پول را برگرداند. ضمان عهده: شخص ثالثی (مثلاً ضامن) می‌گوید «من ضمانت می‌کنم که اگر این مبیع مال غیر درآمد، خسارت را جبران کنم».

۱۹۷ آیا زوجه حق دریافت اجرت‌المثل ایامی را که کار کرد را دارد؟ از چه باب؟
پاسخ:

بله، زوجه می‌تواند اجرت‌المثل کارهایی را که در منزل انجام داده است، دریافت کند. به شرط اینکه: ۱) آن کارها شرعاً بر عهده زن نباشد. ۲) به دستور شوهر انجام شده باشد. ۳) قصد تبرع (انجام مجانی) نداشته باشد. ۴) عرفاً برای آن کار اجرت وجود داشته باشد. دلیل آن، استیفاء (بهره‌مندی شوهر از کارهای زن) است که از اسباب ضمان قهری محسوب می‌شود (ماده ۳۳۶ قانون مدنی).

مثال:

زنی در منزل شوهر، علاوه بر وظایف شرعی، به درخواست شوهر، کارهای دیگری مانند حسابداری یا مدیریت کسب و کار انجام داده است. می‌تواند برای این کارها اجرت‌المثل دریافت کند.

۱۹۸ اماره قضایی و قانونی چیست؟
پاسخ:

امارات قانونی: اوضاع و احوالی است که قانون آن را دلیل بر امری قرار داده باشد (مثل مواد ۳۵، ۱۰۹، ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ قانون مدنی). امارات قضایی: اوضاع و احوالی است که به نظر قاضی، دلیل بر امری شناخته می‌شود و قاضی از آن نسبت به امر مجهول، قطع و یقین پیدا می‌کند (ماده ۱۳۲۴ ق.آ.د.م). امارات قضایی در صورتی قابل استناد است که دعوی به شهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادله دیگر را تکمیل کند.

مثال:

اماره قانونی: اصل صحت (هر معامله‌ای را صحیح فرض کن). اماره قضایی: قاضی از روی قرائن (مثل رد شدن چک) تشخیص دهد که شخص بدهکار است.

۱۹۹ آیا تاجر می‌تواند ادعای اعسار کند؟
پاسخ:

خیر، طبق ماده ۵۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی، از تاجر دادخواست اعسار پذیرفته نمی‌شود. تاجری که مدعی اعسار نسبت به هزینه دادرسی می‌باشد، باید برابر مقررات قانون تجارت، دادخواست ورشکستگی بدهد. کسبه جزء (خرده‌فروشان کوچک) مشمول این ماده نیستند.

مثال:

یک تاجر رسمی که بدهکار است و نمی‌تواند هزینه دادرسی بپردازد، نمی‌تواند دادخواست اعسار بدهد. باید دادخواست ورشکستگی تقدیم کند.

۲۰۰ هرگاه بین دادگاه عمومی و انقلاب در صلاحیت اختلاف شود، کجا رفع اختلاف می‌کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی، هرگاه بین دادگاه‌های عمومی، نظامی و انقلاب در مورد صلاحیت اختلاف محقق شود، همچنین در مواردی که دادگاه‌ها از خود نفی صلاحیت یا خود را صالح بدانند، پرونده برای حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد. رأی دیوان عالی کشور در خصوص تشخیص صلاحیت، لازم‌الاتباع است.

مثال:

دادگاه عمومی تهران خود را صالح می‌داند و دادگاه انقلاب تهران خود را صالح نمی‌داند. برای حل اختلاف، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می‌شود و رأی دیوان، تکلیف نهایی را مشخص می‌کند.

 

 

۲۰۱ اعاده دادرسی طاری چیست؟
پاسخ:

اعاده دادرسی طاری یعنی اینکه پس از صدور حکمی در خصوص دعوای دو نفر، شخصی که رأی به نفع او صادر شده، به استناد همان رأی، دعوای دیگری علیه طرف مقابل مطرح کند و طرف مقابل نیز نسبت به رأی سابق (که به استناد آن علیه او دعوای جدید مطرح شده) تقاضای اعاده دادرسی نماید. به عبارت دیگر، اعاده دادرسی که به صورت تبعی و در جریان یک دادرسی جدید مطرح می‌شود.

مثال:

در دعوای اول، «الف» علیه «ب» حکم به تحویل آپارتمان می‌گیرد. سپس «الف» با استناد به همان حکم، دعوای اجرت‌المثل علیه «ب» مطرح می‌کند. «ب» در این دعوای جدید، مدعی می‌شود که حکم قبلی مبتنی بر تقلب بوده و درخواست اعاده دادرسی طاری می‌کند.

۲۰۲ خوانده در دعوای رشد چه کسی است؟
پاسخ:

تقاضای صدور حکم رشد باید به طرفیت ولی قهری (پدر یا جد پدری) و در صورت فوت وی، به طرفیت قیم مطرح گردد. رئیس دادگستری طرف دعوا نیست. به عبارت دیگر، در دعوای رشد (که برای اثبات رشد شخص صغیر یا محجور است)، خوانده، ولی قهری یا قیم است که می‌تواند در مورد رشد شخص اظهار نظر کند.

مثال:

شخصی ۱۷ ساله می‌خواهد دادگاه حکم رشد او را صادر کند. باید علیه پدرش (ولی قهری) دادخواست بدهد. اگر پدر فوت کرده باشد، علیه قیم او.

۲۰۳ دعوای مهر و موم ترکه در صلاحیت کجاست؟
پاسخ:

مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست مهر و موم ترکه، شورای حل اختلاف آخرین اقامتگاه متوفی است. در صورتی که متوفی در ایران اقامت نداشته باشد، شورای حل اختلاف آخرین محل سکونت متوفی صالح است و اگر متوفی در ایران سکونت نداشته باشد، شورای حل اختلافی که ترکه در حوزه آن قرار دارد، صالح به رسیدگی است.

مثال:

متوفی در تهران فوت کرده است. درخواست مهر و موم ترکه باید به شورای حل اختلاف تهران تقدیم شود.

۲۰۴ وصی قرار دادن کودک چه حکمی دارد؟
پاسخ:

طبق نظر مشهور فقها، کودک به تنهایی نمی‌تواند وصی قرار گیرد. اما کودک به صورت مجتمع (با انضمام به یک فرد بالغ) می‌تواند وصی قرار داده شود. طبق نظر امام خمینی (ره)، در صورت انضمام صغیر به کامل، شخص کامل تا زمان بلوغ کودک، استقلال در تصرف دارد و کودک از وقتی که بالغ شد، با او در عمل به وصایا شریک می‌شود.

مثال:

پدری در وصیت‌نامه خود، پسر ۱۰ ساله خود را به همراه برادر بزرگش (که بالغ است) به عنوان وصی تعیین می‌کند. تا زمانی که پسر ۱۰ ساله به سن بلوغ نرسد، برادر بزرگش به تنهایی وصایت را اداره می‌کند.

۲۰۵ کلاله امی چه کسانی هستند؟
پاسخ:

کلاله در لغت به معنای احاطه است. در اصطلاح حقوقی، کلاله عبارت از برادر و خواهر متوفی است. کلاله امی به برادران و خواهران مادری (برادران و خواهرانی که فقط از طریق مادر با متوفی نسب دارند) گفته می‌شود. طبق ماده ۹۲۲ قانون مدنی، اگر یک برادر یا خواهر امی وجود داشته باشد، یک‌ششم ترکه را می‌برد و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است. اگر کلاله امی متعدد باشد، یک‌سوم ترکه به آنها تعلق می‌گیرد و بین خود بالسویه تقسیم می‌کنند.

مثال:

متوفی یک برادر مادری و یک برادر پدری دارد. برادر مادری یک‌ششم ترکه و برادر پدری بقیه را می‌برد. اگر دو برادر مادری داشته باشد، یک‌سوم ترکه به آنها می‌رسد.

۲۰۶ آیا ملک مشاع را می‌توان اجاره داد؟
پاسخ:

اجاره مال مشاع جایز است، لیکن تسلیم عین مستأجره موقوف است به اذن شریک. یعنی هر شریک می‌تواند سهم خود را اجاره دهد، ولی برای تحویل عین مستأجره (که مشاع است) به مستأجر، نیاز به اجازه سایر شرکا دارد.

مثال:

آقای «الف» سهم ۵۰% خود از یک مغازه را به «ب» اجاره می‌دهد. برای اینکه «ب» بتواند از مغازه استفاده کند، نیاز به اجازه شریک دیگر (آقای «ج») دارد.

۲۰۷ آیا رهن مال مشاع صحیح است؟ (تکرار)
پاسخ:

قانون در این مورد ساکت است، اما در فقه گفته شده که بدون اذن شرکا جایز نیست. در رویه قضایی، رهن سهم مشاع هر شریک با رعایت حقوق سایر شرکا صحیح است. اگر شخصی کل مال مشاع را بدون اذن سایر شرکا رهن بدهد، این معامله در مورد سهم دیگران فضولی است و صحت آن منوط به تنفیذ آنهاست.

مثال:

آقای «الف» سهم خود از یک خانه (۵۰%) را به بانک رهن می‌دهد. این رهن صحیح است. اما اگر کل خانه را بدون اجازه شریک دیگر رهن بدهد، نیاز به تنفیذ شریک دارد.

۲۰۸ اجتماع سبب و مباشر را توضیح دهید.
پاسخ:

طبق ماده ۳۳۲ قانون مدنی، هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگری مباشر تلف شدن آن مال بشود، مباشر مسئول است نه مسبب، مگر اینکه سبب اقوی باشد به نحوی که عرفاً اتلاف مستند به او باشد. یعنی اصل بر مسئولیت مباشر است، مگر اینکه عامل سبب، نقش قوی‌تری در وقوع خسارت داشته باشد.

مثال:

سبب: کسی چاله در جاده حفر می‌کند. مباشر: راننده‌ای که در شب بی‌احتیاطی وارد چاله می‌شود و ماشین تصادف می‌کند. اگر حفر چاله عمدی و با هدف ایجاد خسارت بوده باشد، سبب اقوی است و حفار مسئول است. در غیر این صورت، راننده (مباشر) مسئول است.

۲۰۹ وصیت عهدی چیست؟
پاسخ:

وصیت عهدی عبارت است از اینکه شخصی (موصی) یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور می‌نماید (ماده ۸۲۶ قانون مدنی). در وصیت عهدی، شخص برای انجام یک کار (مثل پرداخت دیون، اداره اموال صغار، اجرای وصیت‌نامه) تعیین می‌شود. وصیت عهدی ایقاع است و قبول وصی شرط نیست، ولی وصی می‌تواند تا زمانی که موصی زنده است، آن را رد کند.

مثال:

پدری در وصیت‌نامه خود، برادرش را به عنوان وصی تعیین می‌کند تا پس از مرگش، اموال او را بین فرزندانش تقسیم کند. این وصیت عهدی است.

۲۱۰ وصیت تملیکی چیست؟
پاسخ:

وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی (موصی) عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند (ماده ۸۲۶ قانون مدنی). به عبارت دیگر، شخص با وصیت، مال خود را به کس دیگری می‌بخشد که پس از مرگش به او منتقل شود. وصیت تملیکی تا یک‌سوم اموال نافذ است و بیش از آن نیاز به تنفیذ وراث دارد.

مثال:

پدری در وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «یک‌سوم از اموالم را به برادرزاده‌ام می‌بخشم». این وصیت تملیکی است که تا یک‌سوم اموال نافذ است.

۲۱۱ اهلیت وصی در وصیت عهدی را توضیح دهید.
پاسخ:

طبق نظر مشهور فقها، وصی باید دارای شرایطی باشد: بلوغ، عقل، اسلام، عدالت و حرّیت (آزادی). کودک به تنهایی نمی‌تواند وصی قرار گیرد، اما به صورت مجتمع (با انضمام به فرد بالغ) می‌تواند وصی قرار داده شود. به نظر امام خمینی (ره)، اگر کودک با فرد کامل به عنوان وصی تعیین شود، فرد کامل تا زمان بلوغ کودک، استقلال در تصرف دارد و پس از بلوغ، کودک با او شریک می‌شود.

مثال:

پدری پسر ۱۰ ساله خود را به همراه برادر بزرگش به عنوان وصی تعیین می‌کند. تا زمانی که پسر به سن بلوغ نرسد، برادر بزرگش به تنهایی وصایت را اداره می‌کند.

۲۱۲ کسی که وارث ندارد آیا در وصیت آزاد است؟
پاسخ:

در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. بیشتر قائلند وصیت مازاد بر ثلث را منوط به رضایت امام یا جانشین وی می‌دانند. برخی گفته‌اند که در این صورت آزاد است و می‌تواند همه اموال خود را وصیت کند. برخی دیگر گفته‌اند در امور عام‌المنفعه آزاد است و در غیر آن با اذن امام صحیح است. نظر مشهور این است که وصیت بیش از ثلث، منوط به اذن حاکم شرع است.

مثال:

شخصی وارث ندارد و می‌خواهد تمام اموال خود را به یک مؤسسه خیریه وصیت کند. طبق نظر مشهور، این وصیت بیش از ثلث نیازمند اذن حاکم شرع (یا دادگاه) است.

۲۱۳ آیا رأی فرجامی، قابل اعاده دادرسی است؟
پاسخ:

خیر، رأی فرجامی قابل اعاده دادرسی نیست. زیرا رسیدگی دیوان عالی کشور ماهوی است، نه شکلی تا بحث اعتراض به رأی مطرح شود. به عبارت دیگر، دیوان عالی به ماهیت دعوا رسیدگی می‌کند و رأی آن قطعی و غیرقابل اعتراض است. اعاده دادرسی فقط نسبت به احکام قطعی دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر ممکن است، نه آرای دیوان عالی.

مثال:

دیوان عالی کشور رأی به نفع «الف» صادر کرده است. «ب» نمی‌تواند از این رأی درخواست اعاده دادرسی کند.

۲۱۴ آیا رأی مراجع غیرقضایی قابل اعاده دادرسی است؟
پاسخ:

خیر، آرای مراجع غیرقضایی (مانند آرای داور، آرای دیوان عدالت اداری، هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی، هیأت‌های حل اختلاف قانون کار و…) قابل اعاده دادرسی نیستند. اعاده دادرسی فقط نسبت به آرای دادگاه‌های دادگستری (که مرجع قضایی هستند) قابل درخواست است.

مثال:

هیأت حل اختلاف مالیاتی رأیی صادر کرده است. این رأی قابل اعاده دادرسی در دادگستری نیست.

۲۱۵ آیا کسی که به معافیت در هزینه دادرسی در دعوای بدوی محکوم شده، در دعوای تجدید نظر می‌تواند به آن استناد کند؟
پاسخ:

معافیت از هزینه دادرسی باید برای هر دعوا به طور جداگانه تحصیل شود، ولی معسر می‌تواند در تمام مراحل مربوط به همان دعوا از معافیت استفاده کند. یعنی اگر شخصی در مرحله بدوی معاف از هزینه دادرسی شده باشد، می‌تواند در مرحله تجدید نظر همان دعوا نیز از همان معافیت استفاده کند، بدون اینکه نیاز به درخواست مجدد داشته باشد.

مثال:

آقای «الف» در دادگاه بدوی معاف از هزینه دادرسی شده است. در مرحله تجدید نظر، نیازی به درخواست مجدد ندارد و می‌تواند از همان معافیت استفاده کند.

۲۱۶ مسئولیت آخذ بالسوم چیست؟
پاسخ:

آخذ بالسوم به کسی گفته می‌شود که مالی را به عنوان عاریه یا امانت می‌گیرد. مسئولیت آخذ بالسوم، مسئولیت عینی است (مسئولیت بدون تقصیر). یعنی او تعهد به نتیجه دارد و باید مال را سالم تحویل دهد، حتی اگر بدون تقصیر او تلف شود. این نوع مسئولیت در قانون به صراحت ذکر نشده است، ولی در فقه و رویه قضایی مورد توجه است.

مثال:

شخصی کتابی را به امانت می‌گیرد (آخذ بالسوم). اگر کتاب بدون تقصیر او (مثلاً در آتش‌سوزی) تلف شود، طبق مسئولیت عینی، ضامن است.

۲۱۷ مسئولیت عینی چیست؟
پاسخ:

منظور از مسئولیت عینی، مسئولیت بدون تقصیر است. این نوع مسئولیت از نظریه خطر گرفته شده است که در آن عامل زیان ملزم به جبران خسارت زیان‌دیده است بدون اینکه نیاز باشد تقصیر او اثبات شود. پس عنصر تقصیر نقشی در مسئولیت عینی ندارد و تنها اثبات رابطه سببیت میان فعل زیانبار و ضرر وارده برای تحقق مسئولیت کافی است.

مثال:

صاحب یک کارخانه خطرناک (مثل مواد شیمیایی) مسئول خسارت‌های ناشی از فعالیت کارخانه است، حتی اگر تمام استانداردهای ایمنی را رعایت کرده باشد و تقصیری نداشته باشد.

۲۱۸ نظریه خطر را شرح دهید.
پاسخ:

نظریه خطر بر این اساس است که هر شخصی که بر اثر فعالیت خود موجب به وجود آمدن خطری می‌شود که به دیگری زیان وارد می‌نماید، مسئول است و باید جبران خسارت کند. بر اساس این نظریه، اصل بر مسئول بودن عامل زیان است و او موظف به جبران خسارت زیان‌دیده است، مگر اینکه خلاف آن را اثبات کند. زیان‌دیده تنها باید ورود خسارت و رابطه علّیت عامل خسارت را اثبات نماید.

مثال:

فردی که مواد منفجره حمل می‌کند، در قبال انفجار و خسارت‌های ناشی از آن مسئول است، حتی اگر تمام اقدامات ایمنی را رعایت کرده باشد.

۲۱۹ اصلی نسبی بودن قراردادها چیست؟
پاسخ:

به موجب این اصل، قراردادها اصلاً تنها نسبت به طرفین عقد و قائم‌مقام قانونی آنها مؤثر است. عقد اشخاص ثالث را نه مدیون می‌نماید و نه داین (ماده ۲۳۱ قانون مدنی). یعنی قرارداد فقط بین طرفین آن اعتبار دارد و نمی‌تواند برای شخص ثالثی که در آن نقشی نداشته، حق یا تکلیفی ایجاد کند.

مثال:

«الف» و «ب» قراردادی می‌بندند که بر اساس آن، «ج» (شخص ثالث) نمی‌تواند از مفاد آن قرارداد سود ببرد یا متضرر شود. مثلاً اگر «الف» به «ب» بدهکار باشد، «ج» نمی‌تواند به استناد این قرارداد، از «ب» طلب کند.

۲۲۰ غیر قابل استناد بودن در حقوق یعنی چه؟
پاسخ:

طبق اصل اثر نسبی قرارداد (ماده ۲۳۱ قانون مدنی)، هر عقد فقط نسبت به طرفین و قائم‌مقام آنها مؤثر است و برای اشخاص ثالث حق و تکلیفی ایجاد نمی‌کند. اما قرارداد به عنوان یک رویداد اجتماعی در برابر اشخاص ثالث قابل استناد است. با وجود این، در موارد استثنایی، قراردادی که بین دو طرف صحیح و نافذ است، در برابر اشخاص ثالث قابلیت استناد ندارد (مثل معاملات برای فرار از دین).

مثال:

«الف» برای فرار از دین، خانه خود را به «ب» می‌فروشد. این معامله در برابر طلبکاران «الف» قابل استناد نیست و آنها می‌توانند آن را باطل کنند.

 

 

۲۲۱ ضمانت اجرای تخلف از شرط فعل در اجاره چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۹۶ قانون مدنی، عقد اجاره به واسطه تلف شدن عین مستأجره از تاریخ تلف باطل می‌شود و نسبت به تخلف از شرایطی که بین موجر و مستأجر مقرر است، خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت می‌گردد. همچنین طبق مواد ۲۳۷ تا ۲۳۹ قانون مدنی، اگر شرط فعل در اجاره تخلف شود، ابتدا متعهد باید به انجام شرط اجبار شود و در صورت عدم امکان، طرف مقابل حق فسخ دارد.

مثال:

در قرارداد اجاره شرط شده است که مستأجر هر ماه تا روز ۵ اجاره را بپردازد. اگر مستأجر تخلف کند، موجر می‌تواند ابتدا او را اجبار به پرداخت کند و در صورت عدم امکان، اجاره را فسخ نماید.

۲۲۲ اشتباه در آدرس خواهان و خوانده در مرحله تجدید نظر چطور برطرف می‌شود؟
پاسخ:

در مورد خواهان: اگر قبل از انقضای مهلت تجدید نظر، آدرس تکمیل یا تصحیح نشود، به موجب قرار دادگاه، دادخواست رد می‌شود. این قرار ظرف ۱۰ روز از تاریخ الصاق به دیوار دادگاه، قابل تجدید نظر است. در مورد آدرس خوانده: مدیر دفتر دادگاه بدوی ظرف ۲ روز از تاریخ وصول دادخواست، نقایص را به طور کتبی به خواهان اطلاع می‌دهد و از روز ابلاغ، خواهان ۱۰ روز فرصت تکمیل دارد.

مثال:

خواهان در دادخواست تجدید نظر، آدرس خوانده را اشتباه نوشته است. مدیر دفتر به او ابلاغ می‌کند که ظرف ۱۰ روز آدرس را تصحیح کند. اگر تصحیح نکند، دادخواست رد می‌شود.

۲۲۳ حل اختلاف بین دیوان عدالت اداری با دادگاه حقوقی در صلاحیت کجاست؟
پاسخ:

اگر بین دیوان عدالت اداری از یک سو و دادگاه عمومی از سوی دیگر، اختلاف در صلاحیت حاصل شود، حل آن با دیوان عالی کشور است. دیوان عالی کشور به عنوان عالی‌ترین مرجع قضایی، در موارد اختلاف صلاحیت بین مراجع قضایی، تعیین تکلیف می‌کند.

مثال:

دیوان عدالت اداری خود را صالح می‌داند و دادگاه عمومی خود را صالح نمی‌داند. برای حل اختلاف، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می‌شود.

۲۲۴ ابلاغ واقعی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی، مأمور ابلاغ مکلف است حداکثر ظرف ۲ روز اوراق را به شخص خوانده تسلیم کند و در برگ دیگر اخطاریه، رسید بگیرد. در ابلاغ واقعی، اوراق به خود شخص مخاطب ابلاغ می‌گردد و از وی رسید دریافت می‌شود. اگر مخاطب در غیر از محل تعیین شده، برگه ابلاغ را دریافت کند، ابلاغ صحیح و واقعی است.

مثال:

مأمور ابلاغ، برگه احضاریه را به خود آقای «الف» می‌دهد و او رسید امضا می‌کند. این ابلاغ واقعی است.

۲۲۵ ابلاغ قانونی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی، هرگاه مأمور ابلاغ نتواند اوراق را به شخص خوانده برساند، باید در نشانی تعیین شده، به یکی از بستگان یا خادمان او (که سن و وضعیت ظاهری آنها برای تمیز اهمیت اوراق کافی باشد) ابلاغ نماید. این نوع ابلاغ که در مقابل ابلاغ واقعی است، به مواردی گفته می‌شود که اوراق ابلاغیه در نشانی تعیین شده، به شخصی غیر از مخاطب تحویل داده شود تا به اطلاع او برسد.

مثال:

مأمور ابلاغ در آدرس آقای «الف» به او نمی‌رسد و برگه را به همسرش تحویل می‌دهد. این ابلاغ قانونی است.

۲۲۶ آیا ارجاع به داوری در مرحله فرجام خواهی امکان دارد؟
پاسخ:

ارجاع دعوا به داوری در مرحله فرجامی با تقاضای طرفین دعوا پذیرفته می‌شود و پرونده به دادگاه صادرکننده رأی فرجام‌خواسته فرستاده می‌شود. یعنی اگر طرفین در مرحله فرجام خواهی توافق کنند که دعوا به داوری ارجاع شود، دیوان عالی می‌تواند آن را بپذیرد و پرونده را به دادگاه بدوی (یا تجدیدنظر) برگرداند تا به داوری ارجاع شود.

مثال:

در مرحله فرجام خواهی، «الف» و «ب» توافق می‌کنند که دعوا را به داوری ارجاع دهند. دیوان عالی می‌پذیرد و پرونده را به دادگاه تجدیدنظر برمی‌گرداند تا به داوری ارجاع شود.

۲۲۷ چه دعاوی قابل تجدید نظر خواهی هستند؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی: الف) دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از ۳ میلیون ریال متجاوز باشد. ب) کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی. ج) حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد. همچنین طبق ماده ۳۳۲، قرارهای ابطال دادخواست، رد دادخواست، رد دعوا، عدم استماع، سقوط دعوا و عدم اهلیت در صورتی قابل تجدیدنظر هستند که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.

مثال:

دعوای خلع ید (غیرمالی) قابل تجدیدنظر است. دعوای مطالبه ۵ میلیون تومان (مالی و بیش از ۳ میلیون ریال) قابل تجدیدنظر است.

۲۲۸ چه آرایی قابل فرجام خواهی اند؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۶۷ ق.آ.د.م، آرای دادگاه‌های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته، قابل فرجام خواهی نیست، مگر: الف) احکامی که خواسته آن بیش از ۲۰ میلیون ریال باشد و احکام راجع به اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت. ب) قرارهای ابطال یا رد دادخواست، سقوط دعوا و عدم اهلیت (به شرط اینکه اصل حکم قابل فرجام باشد). طبق ماده ۳۶۸، آرای دادگاه‌های تجدیدنظر استان قابل فرجام نیست، مگر احکام راجع به اصل نکاح، فسخ، طلاق، نسب، حجر و وقف و قرارهای ابطال یا رد دادخواست، سقوط دعوا و عدم اهلیت (به شرط اینکه اصل حکم قابل فرجام باشد).

مثال:

حکم طلاق (راجع به اصل نکاح) قابل فرجام خواهی است. حکم پرداخت ۵۰ میلیون تومان (بیش از ۲۰ میلیون ریال) قابل فرجام خواهی است.

۲۲۹ ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی مسلمان جایز است؟
پاسخ:

بله، به شرط اجازه دولت. طبق قوانین ایران، ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی (حتی اگر مسلمان باشد) منوط به اجازه دولت است. این اجازه برای حفظ منافع ملی و امنیت کشور در نظر گرفته شده است و زن ایرانی باید از مراجع ذیصلاح (معمولاً وزارت کشور یا دادگستری) اجازه بگیرد.

مثال:

یک زن ایرانی می‌خواهد با یک مرد پاکستانی مسلمان ازدواج کند. باید از دولت ایران اجازه بگیرد. اگر اجازه نگیرد، ازدواج غیرقانونی است.

۲۳۰ اگر بکارت دختر با غیر نزدیکی از بین رود، آیا ازدواج او نیاز به اذن ولی دارد؟
پاسخ:

در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. حضرت آقا (خامنه‌ای) فرموده‌اند که در حکم دختر باکره است. و در کل، نظر اکثر فقها لزوم اذن ولی است. یعنی اگر بکارت دختر در اثر عوامل غیرجنسی (مثل تصادف، ورزش، جراحی) از بین برود، او همچنان در حکم باکره است و برای ازدواج نیاز به اذن پدر یا جد پدری دارد.

مثال:

دختری در اثر تصادف رانندگی، پرده بکارت خود را از دست داده است، ولی هرگز رابطه جنسی نداشته است. او همچنان برای ازدواج نیاز به اذن پدر دارد.

۲۳۱ عقد مزارعه چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۵۱۸ قانون مدنی، مزارعه عقدی است که به موجب آن احد طرفین زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر می‌دهد که آن را زراعت کرده و حاصل را تقسیم کنند. طبق ماده ۵۱۹، حصه هر یک از مزارع و عامل باید به نحو اشاعه (مثل ربع، ثلث، نصف) معین گردد. طبق ماده ۵۲۲، متصرف زمین می‌تواند غیر از مالک نیز باشد، ولی باید مالک منافع باشد یا حق تصرف داشته باشد. عقد مزارعه، عقدی لازم است (ماده ۵۲۵).

مثال:

آقای «الف» زمین خود را به مدت یک سال به آقای «ب» می‌دهد تا گندم بکارد و حاصل را نصف کنند. این عقد مزارعه است.

۲۳۲ کشتی به گل نشسته منقول است یا غیر منقول؟
پاسخ:

طبق ماده ۲۱ قانون مدنی، انواع کشتی‌ها و قایق‌ها و آسیاها و حمام‌هایی که در روی رودخانه و دریاها ساخته می‌شوند و می‌توان آنها را حرکت داد، داخل در منقولات هستند. اما اگر کشتی به گل نشسته باشد (یعنی متوقف شده و قابلیت حرکت نداشته باشد)، در حکم غیرمنقول است. زیرا دیگر قابل حرکت نیست و مانند یک بنای ثابت محسوب می‌شود.

مثال:

یک کشتی بزرگ که در ساحل به گل نشسته و قابلیت حرکت ندارد، از نظر حقوقی در حکم غیرمنقول است.

۲۳۳ خیار تأخیر ثمن را توضیح دهید.
پاسخ:

طبق ماده ۳۹۵ قانون مدنی، اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند، بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه به خیار تأخیر ثمن، معامله را فسخ یا از حاکم اجبار مشتری را به تادیه ثمن بخواهد. طبق ماده ۴۰۲، هر گاه مبیع عین خارجی بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع اجلی معین نشده باشد، اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع تسلیم کند و نه مشتری ثمن را بپردازد، بایع مختار در فسخ معامله می‌شود.

مثال:

فروشنده ماشین را به خریدار می‌فروشد و مهلتی برای پرداخت تعیین نمی‌شود. اگر ۳ روز بگذرد و خریدار ثمن را نپردازد، فروشنده می‌تواند معامله را فسخ کند.

۲۳۴ ابراء مشروط و معلق صحیح است؟
پاسخ:

ابراء معلق به شرطی که در زمان ابراء موجود باشد (مثل «اگر به من مدیون هستی، بری‌ات می‌کنم»)، در حکم ابراء منجز است و صحیح است. همچنین تعلیق ابراء بر فوت ابراء‌کننده نیز صحیح است و به منزله وصیت است. اما در غیر این موارد، برخی فقها تنجیز را شرط صحت ابراء می‌دانند. برخی دیگر تعلیق اثر ابراء را به تحقق شرط، صحیح می‌دانند (مثل ابراء مشروط).

مثال:

صحیح: «اگر به من بدهکار هستی، تو را بری کردم» (ابراء معلق به وجود دین) یا «اگر بمیرم، تو را بری کردم» (وصیت). مشروط: «تو را بری کردم به شرط اینکه نصف دیگر را تا فردا بپردازی» (صحیح است).

۲۳۵ فرق عقد مشروط و معلق.
پاسخ:

عقد مشروط: عقد منجز است و بلافاصله منعقد و اجرا می‌شود، ولی شروطی در ضمن آن وجود دارد که باید رعایت شود (معمولاً با «به شرط اینکه» بیان می‌شود). عقد معلق: اجرای عقد منوط به تحقق شرط است و تا زمانی که شرط محقق نشود، عقد اجرا نمی‌شود (معمولاً با «اگر» بیان می‌شود).

مثال:

عقد مشروط: «ماشین را فروختم، به شرط اینکه تا هفته دیگر ثمن را بپردازی». عقد معلق: «اگر از سفر برگشتم، ماشین را می‌فروشم».

۲۳۶ فرق تعلیق در انشاء و منشأ.
پاسخ:

تعلیق در انشاء: خود ایجاد عقد معلق به شرط است (مثال: «اگر باران بارید، می‌فروشم») که باطل است. تعلیق در منشأ: خود عقد هم‌اکنون ایجاد شده، ولی اثر آن معلق به شرط است (مثال: «فروختم، اگر باران بارید») که صحیح است. در تعلیق در انشاء، قصد انشاء مردد است؛ در تعلیق در منشأ، قصد انشاء قطعی است.

مثال:

تعلیق در انشاء (باطل): «اگر برادرم از سفر برگشت، ماشینم را به تو می‌فروشم». تعلیق در منشأ (صحیح): «همین الان ماشینم را به تو فروختم، به شرط اینکه اگر برادرم از سفر برگشت، این بیع قطعی شود».

۲۳۷ فرق ضامن شدن و ضمانت کردن.
پاسخ:

طبق ماده ۶۸۴ قانون مدنی، عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد. ضامن شدن به این معناست که شخص (ضامن) تعهد می‌کند دین مدیون اصلی را پرداخت کند. اما ضمانت کردن (در برخی موارد) به معنای تضمین انجام کار یا عمل است، نه صرفاً پرداخت دین. در ضمان، شخص ثالث (ضامن) مسئولیت مالی را می‌پذیرد، اما ضمانت کردن می‌تواند شامل تضمین هر نوع تعهد (مالی یا غیرمالی) باشد.

مثال:

ضامن شدن: «من ضامن پرداخت بدهی آقای «الف» هستم». ضمانت کردن: «من ضمانت می‌کنم که آقای «الف» تعهد خود را انجام دهد» (که ممکن است تعهد مالی نباشد).

۲۳۸ فرق تصرف عدوانی حقوقی و کیفری چیست؟
پاسخ:

در دعوای تصرف عدوانی حقوقی، خواهان نیازی به اثبات مالکیت سابق خود ندارد و تنها اثبات تصرف سابقش کافی است. اما در دعوای تصرف عدوانی کیفری، شاکی باید مالکیت سابق خود را اثبات کند. همچنین در دعوای حقوقی، اگر خواهان دعوای مالکیت مطرح کند، نمی‌تواند دعوای تصرف عدوانی مطرح کند، ولی در کیفری این ممنوعیت وجود ندارد.

مثال:

حقوقی: آقای «الف» ثابت می‌کند که قبلاً در ملک تصرف داشته و «ب» او را خارج کرده است (نیاز به اثبات مالکیت ندارد). کیفری: آقای «الف» باید ثابت کند که مالک ملک بوده و «ب» بدون مجوز وارد شده است.

۲۳۹ فرق ضمان نقل ذمه و ضم ذمه.
پاسخ:

ضمان نقل ذمه: با ضامن شدن، ذمه بدهکار اصلی کاملاً بری می‌شود و مسئولیت به ذمه ضامن منتقل می‌گردد (بدهکار اصلی دیگر مسئول نیست). ضمان ضم ذمه: بدهکار اصلی و ضامن هر دو مسئول پرداخت دین هستند (مسئولیت تضامنی). در قانون تجارت، ضمانت همیشه از نوع تضامنی است، ولی در قانون مدنی هر دو نوع وجود دارد.

مثال:

ضمان نقل ذمه: «الف» ضامن بدهی «ب» می‌شود و «ب» دیگر مسئول نیست. ضمان ضم ذمه: «الف» ضامن بدهی «ب» می‌شود، ولی «ب» همچنان مسئول است و طلبکار می‌تواند از هر دو مطالبه کند.

۲۴۰ دستور موقت در امور خانواده را بنویسید که امکان دارد یا خیر؟ در چه مواردی؟
پاسخ:

طبق ماده ۷ قانون حمایت خانواده، دادگاه می‌تواند در اموری از قبیل حضانت، نگهداری و ملاقات طفل و نفقه زن و محجور که تعیین تکلیف آنها فوریت دارد، بدون اخذ تأمین، دستور موقت صادر کند. این دستور بدون نیاز به تأیید رئیس حوزه قضایی قابل اجرا است و ظرف ۶ ماه خودبه‌خود منقضی می‌شود، مگر اینکه دادگاه مجدداً دستور موقت صادر کند.

مثال:

در دعوای حضانت، دادگاه می‌تواند به درخواست یکی از والدین، دستور موقت ملاقات فرزند را صادر کند تا زمانی که رأی نهایی صادر شود.

 

 

۲۴۱ دعوای ترک نفقه در صلاحیت کجاست؟
پاسخ:

دعوای مطالبه نفقه در صلاحیت دادگاه خانواده است. زن می‌تواند در دادگاه محل اقامت شوهر یا محل سکونت خود اقامه دعوا کند (ماده ۱۳ قانون حمایت خانواده). اگر خواسته تا ۲۰۰ میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف صالح است و اگر بیشتر باشد، دادگاه عمومی حقوقی صالح است. در جنبه کیفری (ترک انفاق)، با توجه به اینکه مجازات آن درجه ۶ است، شورای حل اختلاف فقط برای صلح و سازش صالح است و اصل جرم در دادگاه کیفری رسیدگی می‌شود.

مثال:

خانم «ب» در تهران ساکن است و شوهرش در مشهد. برای مطالبه نفقه، می‌تواند در دادگاه خانواده تهران یا مشهد طرح دعوا کند.

۲۴۲ آیا اگر خواهان در غیر محل خوانده طرح دعوا کند و خوانده موافقت کند، صحیح است؟
پاسخ:

قواعد مربوط به صلاحیت محلی از قواعد تخییری (غیرآمره) هستند. بنابراین اگر خوانده به عدم صلاحیت محلی ایراد نکند یا خارج از مهلت ایراد کند، رسیدگی در دادگاه ادامه می‌یابد. اما اگر دادگاه صالحیت ذاتی (نسبت به موضوع) نداشته باشد، حتی با موافقت طرفین نیز نمی‌تواند رسیدگی کند. صلاحیت ذاتی از قواعد آمره است و قابل توافق نیست.

مثال:

دعوا در تهران مطرح شده، در حالی که صلاحیت با مشهد است. اگر خوانده ایراد نکند، دادگاه تهران می‌تواند رسیدگی کند. اما اگر دادگاه صلاحیت ذاتی نداشته باشد (مثل دادگاه خانواده برای دعوای کیفری)، حتی با موافقت طرفین نمی‌تواند رسیدگی کند.

۲۴۳ وکالت ظاهری چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۸۰ قانون مدنی، تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او، در حدود وکالت خود بنماید، نسبت به موکل نافذ است. به این نوع وکالت، وکالت ظاهری گفته می‌شود. برای اینکه وکالت ظاهری نافذ باشد، طرف معامله نیز باید از عزل وکیل بی‌اطلاع باشد.

مثال:

آقای «الف» به «ب» وکالت می‌دهد که ماشینش را بفروشد. سپس «الف» وکالت را عزل می‌کند، ولی به «ب» اطلاع نمی‌دهد. «ب» ماشین را به «ج» می‌فروشد. چون «ب» و «ج» هر دو از عزل بی‌خبر بودند، معامله نافذ است.

۲۴۴ زوجه از چه ارث می‌برد؟
پاسخ:

طبق ماده ۹۴۶ قانون مدنی، زوج از تمام اموال زوجه ارث می‌برد. زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، یک‌هشتم از عین اموال منقول و یک‌هشتم از قیمت اموال غیرمنقول (اعم از عرصه و اعیان) را ارث می‌برد. در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد، سهم زوجه یک‌چهارم از کلیه اموال است.

مثال:

اگر زوج دارای فرزند باشد، زوجه یک‌هشتم از ترکه را می‌برد. اگر زوج فرزند نداشته باشد، زوجه یک‌چهارم ترکه را می‌برد.

۲۴۵ مهر المتعه چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی، هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه است. در مهرالمتعه، وضعیت اقتصادی و استطاعت مالی شوهر جهت تعیین مقدار آن مورد لحاظ قرار می‌گیرد.

مثال:

در نکاح دائم، مهریه ذکر نشده است و شوهر قبل از نزدیکی، زن را طلاق می‌دهد. زن مستحق مهرالمتعه است که با توجه به وضعیت مالی شوهر تعیین می‌شود.

۲۴۶ مهریه زوجه قبل از نزدیکی در صورت فوت زوج؟
پاسخ:

قانون در این مورد ساکت است. اما طبق نظر امام خمینی (ره) و برخی فقها، در صورت فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی، قول اقوی، تنصیف مهر است (نصف مهریه) مانند طلاق قبل از نزدیکی. این نظر بر اساس احادیث معتبر است، هرچند مشهور فقها قائل به کل مهر هستند.

مثال:

اگر زوج قبل از نزدیکی فوت کند، طبق نظر امام خمینی (ره)، زوجه نصف مهریه را دریافت می‌کند.

۲۴۷ در چه مواردی به زن به عنوان مهریه، مهرالمثل تعلق می‌گیرد؟
پاسخ:

طبق مواد قانون مدنی، در موارد زیر زن مستحق مهرالمثل است: ۱) در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی (ماده ۱۰۹۹). ۲) در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد (ماده ۱۱۰۰). ۳) در صورتی که مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر بعد از نزدیکی، زن را طلاق دهد (ماده ۱۰۹۳).

مثال:

عقد نکاح باطل است و زن از بطلان آن بی‌خبر بوده و نزدیکی رخ داده است. زن مستحق مهرالمثل است.

۲۴۸ در وصیت بر غیر محصور، قبول چه کسی شرط است؟
پاسخ:

طبق ماده ۸۲۸ قانون مدنی، هر گاه موصی‌له (کسی که وصیت به نفع او شده) غیر محصور باشد (مثل اینکه وصیت برای فقرا یا امور عام‌المنفعه شود)، قبول شرط نیست. به عبارت دیگر، در وصیت برای افراد نامشخص یا عام‌المنفعه، نیازی به قبول آنها نیست و وصیت به محض فوت موصی، نافذ می‌شود.

مثال:

شخصی وصیت می‌کند که یک‌سوم اموالش به فقرا داده شود. نیازی به قبول فقرا نیست و وصیت پس از فوت موصی نافذ است.

۲۴۹ مهلت تجدید نظر خواهی برای ایرانی مقیم خارج چه قدر است؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت تجدید نظر خواهی برای ایرانیان مقیم خارج از کشور، دو ماه است. این مهلت از تاریخ ابلاغ رأی محاسبه می‌شود.

مثال:

آقای «الف» در آلمان ساکن است و رأی دادگاه به او ابلاغ می‌شود. او برای تجدید نظر خواهی، ۲ ماه مهلت دارد.

۲۵۰ آثار اعسار از هزینه دادرسی.
پاسخ:

آثار اعسار از هزینه دادرسی عبارت است از: ۱) معافیت موقت از پرداخت هزینه دادرسی. ۲) حق داشتن وکیل معاضدتی و معافیت موقت از پرداخت حق‌الوکاله. ۳) عدم تأثیر در پرداخت هزینه تأمین. هزینه دادرسی دعوای اعسار از پرداخت محکوم‌به یا اجرائیه ثبتی به ماخذ غیرمالی مطالبه و وصول می‌شود.

مثال:

شخصی که توانایی پرداخت هزینه دادرسی را ندارد، با پذیرش اعسار، از پرداخت هزینه‌های دادرسی معاف می‌شود و می‌تواند از وکیل معاضدتی استفاده کند.

۲۵۱ شرکت مدنی چیست و اقسام آن.
پاسخ:

شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه. شرکت بر دو نوع است: ۱) شرکت اختیاری: که در نتیجه عقدی از عقود حاصل می‌شود یا در نتیجه عمل شرکاء (مثل مزج اختیاری). ۲) شرکت قهری: که در نتیجه امتزاج یا ارث حاصل می‌شود. در شرکت اختیاری، اراده شرکاء نقش دارد، اما در شرکت قهری، قانون آن را ایجاد می‌کند.

مثال:

شرکت اختیاری: دو نفر با هم برای خرید و فروش ملک شریک می‌شوند. شرکت قهری: وراث در ترکه متوفی شریک می‌شوند.

۲۵۲ جعاله چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۵۶۱ قانون مدنی، جعاله عبارت است از التزام شخصی به ادای اجرت معلوم در مقابل عملی، اعم از اینکه طرف معین باشد یا غیرمعین. جعاله تعهدی است جایز و مادام که عمل به اتمام نرسیده، هر یک از طرفین می‌توانند رجوع کنند. ولی اگر جاعل در اثناء عمل رجوع نماید، باید اجرت‌المثل عمل عامل را بدهد.

مثال:

شخصی اعلام می‌کند «هرکس گمشده مرا پیدا کند، ۱۰ میلیون تومان به او می‌دهم». این جعاله است.

۲۵۳ ودیعه چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۰۷ قانون مدنی، ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد برای آنکه آن را مجاناً نگه دارد. ودیعه‌گذار را مودع و ودیعه‌گیر را مستودع یا امین می‌گویند. ودیعه عقدی است جایز.

مثال:

آقای «الف» کیف پول خود را برای نگهداری به آقای «ب» می‌سپارد. این ودیعه است.

۲۵۴ شرایط مال مرهونه.
پاسخ:

شرایط مال مرهونه: ۱) هر مالی که قابل نقل و انتقال قانونی نیست، نمی‌تواند مورد رهن واقع شود. ۲) مال مرهون باید عین معین باشد و رهن دین و منفعت باطل است. ۳) استمرار قبض شرط صحت معامله نیست (یعنی اگر قبض بعداً از بین برود، رهن باطل نمی‌شود). ۴) اگر شرط شود که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد، شرط باطل است.

مثال:

مال غیرقابل انتقال (مثل مال وقفی) را نمی‌توان رهن داد. همچنین نمی‌توان دین یا منفعت را رهن داد.

۲۵۵ عقد هبه چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می‌کند. هبه ممکن است معوض باشد (واهب شرط کند که متهب مالی را به او هبه کند یا عمل مشروعی را مجانی انجام دهد). اگر قبل از قبض، واهب یا متهب فوت کند، هبه باطل می‌شود.

مثال:

پدری آپارتمان خود را به پسرش می‌بخشد. اگر پدر قبل از تحویل آپارتمان فوت کند، هبه باطل است.

۲۵۶ در چه مواردی واهب نمی‌تواند از هبه خود رجوع کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی، واهب در ۴ مورد نمی‌تواند از هبه خود رجوع کند: ۱) در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد واهب باشد. ۲) در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد. ۳) در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود (مثل اینکه رهن داده شود). ۴) در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود.

مثال:

واهب خانه خود را به پسرش هبه می‌کند. نمی‌تواند از این هبه رجوع کند (چون متهب از اولاد واهب است).

۲۵۷ شرایط ایجاد حق شفعه؟
پاسخ:

شرایط حق شفعه (ماده ۸۰۸ قانون مدنی): ۱) مال غیرمنقول قابل تقسیم بین دو نفر مشترک باشد. ۲) یکی از دو شریک، حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند. ۳) شریک دیگر بتواند با پرداخت ثمن، حصه فروخته شده را تملک کند. طبق ماده ۸۱۰، اگر در ممر یا مجری شریک باشند و یکی ملک را با حق مجری بفروشد، حق شفعه دارد. طبق ماده ۸۱۱، اگر حصه یکی از دو شریک وقف باشد، شفعه وجود ندارد.

مثال:

«الف» و «ب» در یک زمین شریک هستند. «ب» سهم خود را به «ج» می‌فروشد. «الف» می‌تواند با پرداخت ثمن به «ج»، سهم «ب» را تملک کند (حق شفعه).

۲۵۸ عاریه چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۳۵ قانون مدنی، عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می‌دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود. عاریه‌دهنده باید مالک منفعت مال باشد و عاریه‌گیرنده نباید مال را تلف کند. عاریه عقدی است جایز و به موت هر یک از طرفین منفسخ می‌شود.

مثال:

آقای «الف» خودرو خود را به «ب» عاریه می‌دهد تا به مسافرت برود. «ب» فقط حق استفاده دارد و نمی‌تواند خودرو را بفروشد.

۲۵۹ عقد قرض چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۴۸ قانون مدنی، قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل، قیمت آن را بدهد.

مثال:

آقای «الف» ۱۰۰ میلیون تومان به «ب» قرض می‌دهد. «ب» باید مثل آن (۱۰۰ میلیون تومان) را برگرداند. اگر نتواند، قیمت آن را می‌پردازد.

۲۶۰ عقد وکالت چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۶۵۶ قانون مدنی، وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می‌نماید. تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است. وکالت ممکن است به طور مطلق (برای تمام امور موکل) یا مقید (برای امر خاصی) باشد. در صورتی که وکالت مطلق باشد، فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود.

مثال:

آقای «الف» به «ب» وکالت می‌دهد که ماشین او را بفروشد. «ب» باید قبول کند تا وکالت محقق شود.

 

 

 

۲۶۱ ساختار هیأت عمومی دیوان عالی کشور.
پاسخ:

ساختار هیأت عمومی دیوان عالی کشور عبارت است از: رئیس دیوان، معاون رئیس دیوان، دادستان کل کشور یا نماینده وی، و حداقل سه چهارم از رؤسا و مستشاران و اعضای شعب دیوان. هیأت عمومی دیوان عالی کشور برای حل اختلاف نظر بین شعب مختلف دیوان و ایجاد رویه واحد تشکیل می‌شود.

مثال:

هیأت عمومی دیوان عالی کشور با حضور رئیس دیوان، دادستان کل و حداقل سه چهارم از رؤسا و مستشاران، برای ایجاد وحدت رویه قضایی تشکیل می‌شود.

۲۶۲ آیا قرارهایی که قطعیت یافته‌اند، امکان اعاده دادرسی دارند؟
پاسخ:

خیر، قرارهایی که قطعیت یافته‌اند (حتی اگر قاطع دعوا باشند) امکان اعاده دادرسی ندارند. اعاده دادرسی فقط نسبت به احکام (آرایی که ماهیت دعوا را بررسی کرده‌اند) قابل درخواست است، نه قرارها (که به مسائل شکلی رسیدگی می‌کنند).

مثال:

قرار رد دعوا (که قطعی شده است) قابل اعاده دادرسی نیست. فقط حکم قطعی (مثل حکم به پرداخت خسارت) قابل اعاده دادرسی است.

۲۶۳ چه کسانی درخواست اعاده دادرسی دارند؟
پاسخ:

اشخاصی که حق درخواست اعاده دادرسی دارند عبارتند از: ۱) محکوم‌علیه (شخصی که علیه او حکم صادر شده است). ۲) وکیل یا نماینده قانونی محکوم‌علیه. ۳) همسر و وراث محکوم‌علیه در صورت فوت یا غیبت او. ۴) دادستان کل کشور. ۵) دادستان مجری حکم (در موارد خاص).

مثال:

اگر آقای «الف» محکوم شود، خود او، وکیلش، یا در صورت فوت، همسر و وراثش می‌توانند درخواست اعاده دادرسی کنند. همچنین دادستان کل کشور می‌تواند به نفع محکوم‌علیه درخواست دهد.

۲۶۴ چه کسانی حق درخواست اعاده دادرسی ندارند؟
پاسخ:

شاکی و مدعی خصوصی یا نماینده آنها حق درخواست اعاده دادرسی ندارند. یعنی کسی که در دعوا به عنوان شاکی یا مدعی خصوصی (زیان‌دیده) مطرح شده، نمی‌تواند درخواست اعاده دادرسی کند. فقط محکوم‌علیه (یا نماینده قانونی او) و دادستان می‌توانند درخواست اعاده دادرسی بدهند.

مثال:

اگر آقای «الف» شاکی باشد و رأی به نفع او صادر شود، نمی‌تواند درخواست اعاده دادرسی کند. فقط آقای «ب» (محکوم‌علیه) می‌تواند درخواست دهد.

۲۶۵ انواع اعاده دادرسی را توضیح دهید.
پاسخ:

طبق ماده ۴۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، اعاده دادرسی بر دو قسم است: ۱) اصلی: متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست می‌نماید. ۲) طاری: در اثنای یک دادرسی، حکمی به عنوان دلیل ارائه شود و کسی که حکم یادشده علیه او ابراز گردیده، نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی نماید. اعاده دادرسی طاری در جریان یک دادرسی جدید مطرح می‌شود.

مثال:

اعاده دادرسی اصلی: محکوم‌علیه مستقلاً درخواست می‌کند. اعاده دادرسی طاری: در دعوای جدید، یکی از طرفین به حکم قبلی استناد می‌کند و طرف مقابل درخواست اعاده دادرسی نسبت به آن حکم می‌دهد.

۲۶۶ جهات اعاده دادرسی را بنویسید.
پاسخ:

ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م جهات اعاده دادرسی را ۷ مورد بیان کرده: ۱) موضوع حکم مورد ادعای خواهان نبوده باشد. ۲) حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد. ۳) وجود تضاد در مفاد یک حکم (استناد به اصول یا مواد متضاد). ۴) تضاد حکم با حکم دیگر در همان دعوا و اصحاب آن (صادر شده توسط همان دادگاه). ۵) طرف مقابل حیله و تقلب به کار برده باشد. ۶) حکم مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد. ۷) پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت متقاضی باشد و ثابت شود آن اسناد در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است.

مثال:

خواهان ۱۰۰ میلیون مطالبه کرده، ولی دادگاه ۱۵۰ میلیون حکم صادر کرده است (بند ۲). یا سندی که دادگاه به آن استناد کرده، بعداً جعلی از آب درآمده است (بند ۶).

۲۶۷ در چه مواردی خواهان می‌تواند قرار تأمین خواسته صادر کند؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی، خواهان می‌تواند در موارد زیر از دادگاه درخواست تأمین خواسته کند: الف) دعوا مستند به سند رسمی باشد. ب) خواسته در معرض تضییع یا تفریط باشد. ج) در مواردی از قبیل اوراق تجاری واخواست شده که به موجب قانون، دادگاه مکلف به قبول درخواست تأمین باشد. د) خواهان خسارتی را که ممکن است به طرف مقابل وارد آید، نقداً به صندوق دادگستری بپردازد.

مثال:

اگر خواهان سند رسمی داشته باشد یا ثابت کند که خوانده در حال فرار یا فروش اموال خود است (خواسته در معرض تضییع)، می‌تواند درخواست تأمین خواسته کند.

۲۶۸ مالکیت ما فی‌الذمه چیست؟
پاسخ:

منظور از مالکیت ما فی‌الذمه آن است که شخص مالک چیزی گردد که بر عهده دارد. مانند اینکه شخصی به مورث خود بدهی دارد، پس از فوت مورث، این بدهی تا میزان سهم‌الارث شخص، به لحاظ مالکیت بخشی از ما ترک (ترکه)، ساقط می‌شود (ماده ۳۰۰ قانون مدنی). به عبارت دیگر، وقتی مدیون، مالک ما فی‌الذمه خود شود، ذمه او بری می‌شود.

مثال:

آقای «الف» ۵۰ میلیون به پدرش بدهکار است. پدر فوت می‌کند و «الف» از پدرش ۱۰۰ میلیون ارث می‌برد. به میزان ۵۰ میلیون (سهم‌الارث)، بدهی «الف» ساقط می‌شود (مالکیت ما فی‌الذمه).

۲۶۹ کدام خیارات باید فوری اعمال شوند؟
پاسخ:

خیاراتی که باید فوری اعمال شوند عبارتند از: غبن، عیب، تدلیس، رویت و تخلف از وصف. این خیارات به محض اینکه سبب آن (مثل کشف غبن یا عیب) حاصل شود، باید فوراً اعمال شوند و در غیر این صورت، حق فسخ ساقط می‌شود. به این خیارات، خیارات فوری یا خیارات ساقط شونده با تأخیر گفته می‌شود.

مثال:

اگر خریدار متوجه شود که در معامله غبن (ضرر) وجود دارد، باید فوراً معامله را فسخ کند. اگر تأخیر کند، حق فسخ ساقط می‌شود.

۲۷۰ خیاراتی که زمان معین دارد؟
پاسخ:

خیاراتی که زمان معین دارند عبارتند از: ۱) خیار حیوان: برای خریدار در بیع حیوان، تا ۳ روز. ۲) خیار مجلس: تا زمانی که مجلس عقد به هم نخورده است. ۳) خیار شرط: مدتی که طرفین در قرارداد تعیین می‌کنند (باید معین باشد). این خیارات در مدت معین قابل اعمال هستند و پس از انقضای مدت، ساقط می‌شوند.

مثال:

در بیع گوسفند، خریدار تا ۳ روز حق فسخ دارد (خیار حیوان). در خیار شرط، اگر مدت ۱۰ روز تعیین شود، تا ۱۰ روز حق فسخ وجود دارد.

۲۷۱ کدام امور موجب ضمان قهری است؟
پاسخ:

اموری که موجب ضمان قهری (مسئولیت مدنی بدون قرارداد) می‌شوند عبارتند از: ۱) غصب و آنچه در حکم غصب است. ۲) اتلاف (از بین بردن مال دیگری). ۳) تسبیب (واسطه شدن در اتلاف). ۴) استیفاء (بهره‌برداری از مال دیگری بدون اذن). اینها اسباب ضمان قهری هستند که در قانون مدنی پیش‌بینی شده‌اند.

مثال:

غصب: تصرف عدوانی در مال دیگری. اتلاف: آتش زدن ماشین دیگری. تسبیب: حفر چاله در معبر عمومی که باعث افتادن فرد می‌شود. استیفاء: استفاده از خانه دیگری بدون اجازه.

۲۷۲ غصب چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۰۸ قانون مدنی، غصب استیلاء بر حق غیر است به نحو عدوان. اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است. به عبارت دیگر، غصب یعنی تصرف غیرقانونی و عدوانی بر مال دیگری، بدون رضایت مالک.

مثال:

آقای «الف» بدون اجازه، وارد خانه آقای «ب» می‌شود و در آن ساکن می‌گردد. این غصب است.

۲۷۳ مسئولیت‌های غاصب را بنویسید.
پاسخ:

از لحاظ مدنی، قانون‌گذار غاصب را مسئول موارد زیر می‌داند: ۱) رد عین یا بدل مال مغصوب (در صورت تلف). ۲) جبران نقص و عیبی که در مال ایجاد شده است. ۳) مسئول منافع و اجرت‌المثل ایام تصرف. به عبارت دیگر، غاصب باید مال را به مالک برگرداند و اگر تلف شده باشد، بدل آن را بپردازد و همچنین خسارت‌های وارده را جبران کند.

مثال:

اگر غاصب ماشین شخصی را بدون اجازه براند و به آن آسیب بزند، باید هزینه تعمیر را بپردازد و همچنین اجرت‌المثل استفاده از ماشین را نیز بدهد.

۲۷۴ کدام موارد در حکم غصب است؟
پاسخ:

طبق ماده ۳۰۸ قانون مدنی، اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز نیز در حکم غصب است. یعنی هرگونه تصرف بر مال دیگری در صورتی که حکم قانونی نباشد، در حکم غصب است، هر چند که تصرف به صورت عدوانی نباشد. همچنین هرگونه استفاده از مال دیگری بدون اذن مالک، در حکم غصب محسوب می‌شود.

مثال:

اگر شخصی بدون اجازه، از خودروی همسایه استفاده کند و آن را پس از چند ساعت برگرداند، این عمل در حکم غصب است و باید اجرت‌المثل آن را بپردازد.

۲۷۵ آثار عقد بیع را بنویسید.
پاسخ:

آثار عقد بیع عبارتند از: ۱) مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می‌شود. ۲) عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می‌دهد. ۳) بایع را به تسلیم مبیع ملزم می‌نماید. ۴) مشتری را به تادیه ثمن ملزم می‌کند. به عبارت دیگر، بیع هم انتقال مالکیت ایجاد می‌کند و هم تعهدات (تسلیم و تادیه ثمن) را بر عهده طرفین می‌گذارد.

مثال:

در بیع ماشین، خریدار مالک ماشین می‌شود و فروشنده مالک پول می‌شود. فروشنده باید ماشین را تحویل دهد و خریدار باید پول را بپردازد.

۲۷۶ اقسام وصیت را بنویسید.
پاسخ:

وصیت بر دو قسم است: ۱) وصیت تملیکی: عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند (ماده ۸۲۶ ق.م). ۲) وصیت عهدی: عبارت است از اینکه شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور نماید (ماده ۸۲۶ ق.م). وصیت تملیکی تا یک‌سوم اموال نافذ است و نیاز به قبول موصی‌له دارد. وصیت عهدی ایقاع است و قبول وصی شرط نیست.

مثال:

وصیت تملیکی: «یک‌سوم اموالم را به برادرزاده‌ام می‌بخشم». وصیت عهدی: «برادرم را به عنوان وصی تعیین می‌کنم تا اموالم را تقسیم کند».

۲۷۷ موانع ارث را بگویید.
پاسخ:

موانع ارث در قانون مدنی عبارتند از: ۱) قتل عمدی (قاتل از ارث مقتول محروم می‌شود – ماده ۸۸۰). ۲) لعان (زن و شوهری که لعان کنند، از یکدیگر ارث نمی‌برند – ماده ۱۰۵۵). ۳) کفر (مسلمان از کافر ارث نمی‌برد و بالعکس – ماده ۸۸۱). ۴) رِقّیت (بردگی – در حال حاضر منتفی است). ۵) موت فرضی غایب مفقودالاثر (در صورت زنده پیدا شدن، ارث نمی‌برد). ۶) فرزندان حاصل از روابط نامشروع (از پدر ارث نمی‌برند).

مثال:

اگر کسی پدر خود را عمداً بکشد، از ارث او محروم می‌شود (قتل از موانع ارث است).

۲۷۸ ارث به فرض و ارث به قرابت چیست؟
پاسخ:

وراث بعضی به فرض و بعضی به قرابت و بعضی گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند. صاحبان فرض کسانی هستند که سهم آنان از ترکه معین است (نصف، ربع، ثمن، دو ثلث، ثلث و سدس). صاحبان قرابت کسانی هستند که سهم آنها معین نیست. اشخاصی که به فرض ارث می‌برند: مادر، زوج و زوجه. اشخاصی که گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند: پدر، دختر و دخترها، خواهر و خواهرهای ابی یا ابوینی و کلاله‌های امی.

مثال:

زوجه همیشه یک‌هشتم یا یک‌چهارم به فرض ارث می‌برد. پدر در برخی حالات یک‌ششم به فرض و در برخی حالات به قرابت (باقی‌مانده ترکه) ارث می‌برد.

۲۷۹ تفاوت ماده ۱۰ قانون مدنی با عقد صلح چیست؟
پاسخ:

ماده ۱۰ قانون مدنی اصل آزادی قراردادی را بیان می‌کند و می‌گوید قراردادهای خصوصی در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است. عقد صلح یکی از مصادیق این ماده است که طرفین می‌توانند با استفاده از آن، هر نوع توافقی (حتی خارج از قواعد عقود معین) داشته باشند. تفاوت اصلی: ماده ۱۰ یک اصل کلی است که شامل همه قراردادها می‌شود، اما عقد صلح یک عقد خاص با احکام ویژه است که برای حل اختلاف یا جلوگیری از اختلاف به کار می‌رود.

مثال:

با استفاده از ماده ۱۰، طرفین می‌توانند قراردادی با شرایط دلخواه منعقد کنند (مثلاً قرارداد تأمین مالی). اما عقد صلح معمولاً برای حل اختلاف (مثل صلح بر سر مهریه) استفاده می‌شود.

۲۸۰ منظور از شرط نتیجه چیست؟
پاسخ:

منظور از شرط نتیجه این است که نتیجه یک عمل حقوقی در ضمن عقد شرط شود، نه خود عمل حقوقی. به عبارت دیگر، عمل حقوقی شرط نمی‌شود، بلکه نتیجه آن شرط می‌شود. در شرط نتیجه، با نفس اشتراط، نتیجه حاصل می‌شود و نیازی به ایجاب و قبول جداگانه نیست (ماده ۲۳۳ قانون مدنی).

مثال:

«در ضمن بیع شرط می‌شود دین ابراء شود» (شرط نتیجه). با نفس این شرط، دین ساقط می‌شود و نیازی به ابراء جداگانه نیست. اما «در ضمن بیع شرط می‌شود که بدهی را بپردازی» شرط فعل است (نیاز به انجام عمل دارد).

.

 

 

۲۸۱ منظور از شرط نتیجه چیست؟
پاسخ:

منظور از شرط نتیجه این است که نتیجه یک عمل حقوقی در ضمن عقد شرط شود، نه خود عمل حقوقی. یعنی عمل حقوقی در ضمن عقد شرط نمی‌شود، بلکه نتیجه آن عمل شرط می‌شود. اگر خود عمل حقوقی شرط شود، به آن «شرط فعل» می‌گوییم و اگر نتیجه عمل حقوقی شرط شود، «شرط نتیجه» نامیده می‌شود. در شرط نتیجه، به صورت مستقیم اثر عمل حقوقی شرط می‌شود و دیگر لازم نیست ایجاب و قبول بعدی انجام شود. یعنی همین که عقد و شرط ضمن آن قبول شد، علاوه بر اینکه عقد محقق شد، اثر عمل حقوقی که شرط شده یا نتیجه آن عمل حقوقی نیز محقق می‌شود.

مثال:

«در ضمن بیع شرط می‌شود دین ابراء شود» (شرط نتیجه). با نفس این شرط، طلب از ذمه فروشنده ابراء می‌شود و نیازی به ابراء جداگانه نیست. اما «در ضمن بیع شرط می‌شود که بدهی را بپردازی» شرط فعل است (نیاز به انجام عمل دارد).

۲۸۲ حق انتفاع چیست؟ انواع آن؟
پاسخ:

حق انتفاع عبارت است از حقی که به موجب آن شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد، استفاده کند (ماده ۴۰ قانون مدنی). انواع حق انتفاع عبارتند از: ۱) عمری (تا پایان عمر)، ۲) رقبی (تا مدت معین)، ۳) سکنی (حق سکونت در مسکن دیگری)، ۴) حبس مطلق (بدون مدت و قابل رجوع توسط مالک).

مثال:

حق عمری: پدری به پسرش حق می‌دهد که تا پایان عمرش در یک خانه سکونت کند. حق رقبی: به مدت ۵ سال از یک باغ استفاده کند. حق سکنی: حق سکونت در آپارتمان دیگری. حبس مطلق: «هر وقت خواستی از این ماشین استفاده کن» (مالک می‌تواند هر وقت بخواهد رجوع کند).

۲۸۳ نحوه شروع به رسیدگی در دعاوی حقوقی؟
پاسخ:

طبق ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست می‌باشد. دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی که دادگاه دارای شعب متعدد است، به دفتر شعبه اول تسلیم می‌گردد. پس از ثبت و ابلاغ به خوانده، فرآیند رسیدگی آغاز می‌شود.

مثال:

آقای «الف» می‌خواهد از آقای «ب» شکایت کند. ابتدا دادخواست خود را به دفتر دادگاه صالح (مثلاً دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت خوانده) تسلیم می‌کند. دادگاه پس از ثبت، به خوانده ابلاغ می‌کند و جلسه رسیدگی تعیین می‌شود.

۲۸۴ اقاله و تفاسخ را توضیح دهید.
پاسخ:

اقاله یا تفاسخ، یکی از راه‌های برهم زدن عقود و قراردادهای لازم بوده و به معنای رضایت دو طرف برای برهم زدن عقد واقع شده می‌باشد. در اقاله، هر دو طرف قرارداد با رضایت، اراده خود را بر برهم زدن اعلام کرده و چنانچه ثمن و مبیع نیز رد و بدل شده باشد، بازگردانده خواهد شد (ماده ۲۸۳ قانون مدنی). اقاله فقط در عقود لازم ممکن است و در عقود جایز نیازی به آن نیست.

مثال:

آقای «الف» خانه خود را به آقای «ب» فروخته است. هر دو پشیمان می‌شوند و توافق می‌کنند که معامله را برهم بزنند. آقای «ب» خانه را پس می‌دهد و آقای «الف» پول را پس می‌دهد. این اقاله است.

۲۸۵ آیا اقاله ایقاع امکان دارد؟
پاسخ:

خیر، اقاله جهت بهم‌خوردن قرارداد پیشین بین دو طرف آن منعقد می‌شود. نتیجه آنکه ایقاع را نمی‌توان اقاله کرد. به همین منظور، ابراء (بخشش دین)، اعراض (رها کردن مال) و فسخ (در صورت وجود خیار) قابلیت اقاله را ندارند، زیرا اینها اعمال حقوقی یک‌طرفه (ایقاع) هستند و نیاز به توافق دو طرف ندارند.

مثال:

طلبکار بدهی خود را ابراء می‌کند (ایقاع). بعداً نمی‌تواند با توافق با بدهکار، این ابراء را اقاله کند، چون ابراء یک عمل حقوقی یک‌طرفه بوده و قابل اقاله نیست.

۲۸۶ معامله با حق استرداد چیست؟
پاسخ:

منظور از معامله با حق استرداد یا بیع شرط، عقدی است که مطابق با آن برای یکی از طرفین یا برای شخص ثالثی حق فسخ شرط شود. حق فسخ عموماً برای فروشنده شرط می‌شود و بدین صورت در قرارداد نوشته می‌شود که اگر فروشنده ظرف مدت مشخصی، ثمن معامله را به خریدار برگرداند، حق فسخ معامله و تملیک مجدد مبیع را دارد. در قانون مدنی به این عقد «بیع شرط» گفته می‌شود و در قانون ثبت به آن «معامله با حق استرداد» می‌گویند.

مثال:

آقای «الف» ماشین خود را به قیمت ۵۰۰ میلیون به آقای «ب» می‌فروشد و شرط می‌کند: «اگر ظرف ۶ ماه، ۵۰۰ میلیون را برگردانم، ماشین را پس می‌گیرم». این بیع شرط (معامله با حق استرداد) است.

۲۸۷ رهن قضایی چیست؟
پاسخ:

رهن قضایی عبارت است از مقدار یا اموال محکوم‌علیه که به موجب قرار تأمین دادگاه توقیف می‌شود. یعنی بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی، این مال آزاد نیست و در قید و رهن دادگاه است تا خواسته خواهان تأمین شود. رهن قضایی نوعی توقیف مال برای تضمین حقوق خواهان در جریان دادرسی است.

مثال:

آقای «الف» از «ب» شکایت می‌کند و درخواست تأمین خواسته می‌دهد. دادگاه دستور توقیف یک دستگاه خودرو از اموال «ب» را صادر می‌کند. این خودرو در رهن قضایی قرار می‌گیرد تا زمانی که رأی نهایی صادر شود.

۲۸۸ رهن مستعار چیست؟
پاسخ:

رهن مستعار در صورتی شکل می‌گیرد که کسی مال فرد دیگری را عاریه بگیرد و آن را به شخص سومی به رهن بدهد. یعنی شخصی که مال را عاریه کرده (مستعیر)، بدون اجازه مالک، آن را به عنوان وثیقه نزد شخص دیگری قرار می‌دهد. این نوع رهن، غیرقانونی و باطل است، زیرا عاریه‌گیرنده مالک مال نیست و حق رهن دادن آن را ندارد.

مثال:

آقای «الف» یک کتاب نفیس را از آقای «ب» عاریه می‌گیرد. سپس همان کتاب را بدون اجازه «ب»، به آقای «ج» رهن می‌دهد. این رهن مستعار است و باطل می‌باشد.

۲۸۹ آیا رهن دین و منفعت صحیح است؟
پاسخ:

خیر، طبق ماده ۷۷۴ قانون مدنی، رهن دین و منفعت باطل است. زیرا مال مرهون باید عین معین باشد و دین (طلب) یا منفعت، عین معین محسوب نمی‌شوند. بنابراین رهن دادن دین یا منفعت را نمی‌توان یکی از انواع رهن دانست و چنین اقدامی صحیح نیست.

مثال:

آقای «الف» نمی‌تواند طلب خود را از «ب» یا حق استفاده از یک خانه را به عنوان رهن به بانک بدهد، زیرا اینها دین و منفعت هستند و عین معین نیستند.

۲۹۰ رهن مضاف چیست؟
پاسخ:

اگر شخصی مالی را به دیگری رهن دهد و سپس مالی دیگر از اموال خود را نیز به همان شخص رهن دهد، در صورتی که وام جدیدی از او نگرفته باشد، رهن دوم را «رهن مضاف» می‌گویند. سند رهن دوم را در رهن مضاف، «سند متمم» می‌نامند. رهن مضاف معمولاً برای افزایش وثیقه در برابر همان دین قبلی انجام می‌شود.

مثال:

آقای «الف» ابتدا خانه خود را به بانک رهن می‌دهد و وام می‌گیرد. بعداً بدون گرفتن وام جدید، ماشین خود را نیز به همان بانک رهن می‌دهد. رهن دوم، رهن مضاف است.

۲۹۱ فرق نماینده با قائم‌مقام چیست؟
پاسخ:

قائم‌مقام: شخصی است که به جانشینی دیگری، دارای حقوق و تکالیف او می‌گردد (مانند وراث و یا مدیر تصفیه تاجر ورشکسته). نماینده: عنوانی است که بر مبنای آن شخصی اقدام به انجام عمل حقوقی به نام شخص دیگری، به حساب او و به منظور تأمین اهداف او می‌نماید (مانند وکیل). قائم‌مقام جانشین شخص می‌شود، اما نماینده فقط از طرف شخص اقدام می‌کند.

مثال:

قائم‌مقام: وراث متوفی، قائم‌مقام او هستند و اموال به آنها منتقل می‌شود. نماینده: وکیل شخص، نماینده او در دادگاه است و از طرف او دفاع می‌کند.

۲۹۲ انواع نمایندگی را بگویید.
پاسخ:

انواع نمایندگی: ۱) نماینده قانونی (به معنای اخص): مثل ولایت قهری که در قانون تعیین شده و اراده طرفین تأثیری در آن ندارد. ۲) نماینده قضایی: نمایندگی که به موجب رأی دادگاه تعیین و اعلام می‌شود (مانند نمایندگی قیم از صغیر یا مجنون، امین جنین و امین غایب مفقودالاثر). ۳) نماینده قراردادی: نمایندگی که بر اساس قرارداد ایجاد می‌شود (مانند وکلای دادگستری و نمایندگان حقوقی وزارتخانه‌ها).

مثال:

نماینده قانونی: پدر یا جد پدری که به حکم قانون، ولی قهری فرزندان هستند. نماینده قضایی: قیم که توسط دادگاه برای محجور تعیین می‌شود. نماینده قراردادی: وکیلی که شخص برای پیگیری کار خود تعیین می‌کند.

۲۹۳ آیا نفقه به زن در عده وفات تعلق می‌گیرد؟
پاسخ:

بله، بر اساس حکمی که قانون مدنی مقرر داشته است، زن در زمانی که عده وفات شوهر را نگه داشته است، حق دریافت نفقه را خواهد داشت. این نفقه از اموال شوهر وصول می‌شود و در صورتی که مرد اموال کافی نداشته باشد، خویشاوندان او موظف به پرداخت نفقه همسر وی خواهند بود.

مثال:

آقای «الف» فوت می‌کند. همسرش در عده وفات به سر می‌برد. در این مدت، همسر حق دریافت نفقه از اموال شوهر را دارد.

۲۹۴ قیم اتفاقی چیست؟
پاسخ:

طبق ماده ۱۲۵۰ قانون مدنی، هر گاه قیم در امور مربوطه به اموال مولی‌علیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب مدعی‌العموم واقع شود، محکمه به تقاضای مدعی‌العموم، موقتاً قیم دیگری برای اداره اموال مولی‌علیه معین خواهد کرد. به این قیم موقت، «قیم اتفاقی» می‌گویند.

مثال:

قیم کودکی، به اتهام کلاهبرداری از اموال کودک، تحت تعقیب قرار می‌گیرد. دادگاه به تقاضای دادستان، یک قیم اتفاقی (موقت) برای اداره اموال کودک تعیین می‌کند.

۲۹۵ ترصیف در قانون مدنی به چه معناست؟
پاسخ:

ترصیف در بنا عبارت است از پیوسته بودن قسمتی از بنا به قسمت دیگر، چنانکه آجرها با یکدیگر به صورت قفل و بست چیده شده باشند. این اصطلاح در قانون مدنی (ماده ۱۰۰) در بحث تشخیص اعیان و ملحقات و همچنین در مورد اجزای غیرمنقول به کار رفته است.

مثال:

دیوارهای یک ساختمان که با چیدن آجرها به صورت قفل و بست ساخته شده‌اند، ترصیف شده‌اند و جزء لاینفک ساختمان محسوب می‌شوند.

۲۹۶ مسئولیت قراردادی چیست؟
پاسخ:

مسئولیت قراردادی، عبارت است از الزام متعهد به جبران خسارتی که در نتیجه عدم اجرای قرارداد یا اجرای ناقص، نادرست یا همراه با تأخیر، به طرف دیگر وارد می‌شود. اگر شخصی نقض تعهدات قراردادی نماید (یعنی تعهدات قراردادی خود را اجرا نکند)، برای او مسئولیت قراردادی ایجاد می‌گردد و باید خسارت ناشی از این نقض عهد را جبران کند. مسئولیت متعهد به جبران خسارت، در اثر تقصیر و کوتاهی او در وفای به عهد به وجود می‌آید.

مثال:

آقای «الف» با یک پیمانکار قرارداد می‌بندد که ساختمانی را تا تاریخ معین تحویل دهد. پیمانکار ۲ ماه دیرتر تحویل می‌دهد. پیمانکار مسئول جبران خسارت تأخیر (مثل اجاره مسکن جایگزین) به آقای «الف» است.

۲۹۷ سند چیست؟
پاسخ:

سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد. شهادتنامه (گواهی کتبی شهود) سند محسوب نمی‌شود و فقط اعتبار شهادت را خواهد داشت. سند بر دو نوع است: رسمی و عادی. سند رسمی در دفاتر اسناد رسمی یا نزد مأمورین رسمی تنظیم می‌شود و سند عادی توسط خود مردم نوشته می‌شود.

مثال:

سند رسمی: سند مالکیت که در اداره ثبت تنظیم می‌شود. سند عادی: قولنامه دستنویس بین دو نفر. شهادتنامه: نوشته‌ای که یک شاهد در آن ادعا می‌کند، ولی به عنوان سند معتبر نیست.

۲۹۸ اگر ولی قهری خیانت کند، چه می‌شود؟
پاسخ:

ولی قهری (پدر یا جد پدری) هر گاه در مقام اتلاف مال صغیر یا مجنون یا سفیه باشد، بعد از ثبوت خیانت او نسبت به اموال مولی‌علیه، به طرفیت مدعی‌العموم در محکمه، مثل مورد ماده ۷۹ قانون مدنی، حاکم یک نفر امین به ولی منضم می‌کند. یعنی با اثبات خیانت ولی، دادگاه یک شخص امین را به عنوان ناظر یا هم‌راه ولی برای اداره اموال محجور تعیین می‌کند تا از تضییع اموال جلوگیری شود.

مثال:

پدری که ولی قهری فرزند صغیر خود است، اموال او را به نفع خود هدر می‌دهد. پس از اثبات این موضوع در دادگاه، دادگاه یک شخص امین را برای نظارت بر اموال فرزند، به پدر منضم می‌کند.

۲۹۹ اجاره به شرط تملیک چیست؟
پاسخ:

اجاره به شرط تملیک، عقدی است که در آن شرطی درج می‌گردد مبنی بر اینکه پس از پایان عقد اجاره، مستأجر مالک عین مورد اجاره گردد. در این قرارداد توسط طرفین شرط می‌گردد که پس از پایان مدت اجاره و انجام شدن شرایط مندرج در عقد، مستأجر مالک مورد اجاره شود. این عقد از جمله عقود نوظهور است و در صورتی که توسط بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با اشخاص منعقد گردد، یکی از عقود معین تلقی می‌گردد. در غیر این صورت، عقد نامعین محسوب می‌شود. با تصویب لایحه جدید قانون تجارت در سال ۱۳۹۸، این دسته از معاملات نیز عقد معین محسوب می‌شوند.

مثال:

بانک مسکن، یک آپارتمان را به مدت ۱۰ سال به آقای «الف» اجاره می‌دهد و شرط می‌کند که اگر تمام اقساط را پرداخت کند، در پایان ۱۰ سال مالک آپارتمان شود.

۳۰۰ اجاره به شرط تملیک چیست؟ (تکرار)
پاسخ:

اجاره به شرط تملیک، عقدی است که در آن شرطی درج می‌گردد مبنی بر اینکه پس از پایان عقد اجاره، مستأجر مالک عین مورد اجاره گردد. در این قرارداد توسط طرفین شرط می‌گردد که پس از پایان مدت اجاره و انجام شدن شرایط مندرج در عقد، مستأجر مالک مورد اجاره شود. این عقد از جمله عقود نوظهور است و در صورتی که توسط بانک‌ها و مؤسسات اعتباری با اشخاص منعقد گردد، یکی از عقود معین تلقی می‌گردد. در غیر این صورت، عقد نامعین محسوب می‌شود. با تصویب لایحه جدید قانون تجارت در سال ۱۳۹۸، این دسته از معاملات نیز عقد معین محسوب می‌شوند.

مثال:

بانک مسکن، یک آپارتمان را به مدت ۱۰ سال به آقای «الف» اجاره می‌دهد و شرط می‌کند که اگر تمام اقساط را پرداخت کند، در پایان ۱۰ سال مالک آپارتمان شود.

“`