۱) اصولاً هر دو، ناظر به آینده هستند و در گذشته اثر ندارند.
۲) هر دو، در کلیه اعمال حقوقی می توانند وجود داشته باشند.
۳) هر دو، جزو اسباب انحلال قرارداد محسوب می شوند.
۴) هر دو، عمل حقوقی هستند.
پاسخ صحیح
گزینه ۲ صحیح است. بررسی مقایسهای فسخ و رجوع:
وجه اشتراک فسخ و رجوع:
فسخ و رجوع از چند جهت مشترک هستند: •هر دو ایقاع محسوب میشوند، یعنی با ارادهٔ یک طرف به وجود میآیند. •هدف هر دو، برهم زدن یک عمل حقوقی است. •هر دو ناظر به آینده هستند و آثار گذشته را زائل نمیکنند. •هر دو از اسباب انحلال قرارداد به شمار میروند.
وجوه افتراق فسخ و رجوع
۱. قلمرو شمول و استعمال قلمرو استعمالفسخ بسیار گسترده است و میتوان از آن برای برهم زدن تمامی قراردادها استفاده کرد. در مقابل، رجوع تنها برای بازگرداندن آثار اعمال حقوقی محدود و خاصی مانند هبه (بخشش)، وصیت و طلاق به کار میرود.
۲. قائم به شخص بودن اختیاررجوع، حقی کاملاً شخصی است. این حق به خود شخص اختصاص دارد و قابل انتقال به دیگران یا وراثت نیست؛ مانند حق رجوع مرد در طلاق. اما فسخ حقی مالی محسوب میشود که قابل انتقال بوده و به وراث نیز منتقل میشود.
۳. امکان اسقاط (گذشت) امکان اسقاط حق فسخ(خیار) قطعی و بدون تردید است و دارندهٔ حق میتواند از آن صرفنظر کند. اما در مورد اسقاط حق رجوع، به ویژه در مورد حق طلاق، تردید شدیدی وجود دارد.
۴. ماهیت حقوقی از نظر ماهیت،حق فسخ همواره در زمرهٔ حقوق طبقهبندی میشود. در حالی که در مورد رجوع تمایل زیادی وجود دارد که آن را در زمرهٔ احکام بدانند.
۵. هدف و اثر اصلی رجوعبه معنای بازگشت به وضع سابق و استرداد عین مال است (مانند پس گرفتن عین مال موهوب). در اینجا انحلال عقد یک اثر مقدماتی است و اگر عین مال از بین رفته باشد، رجوع امکانپذیر نیست. اما فسخ در درجهٔ اول متوجه خود عقد است و زوال آثار آن تبعی است. بنابراین اگر موضوع معامله از بین برود، مانعی برای فسخ عقد ایجاد نمیکند و طرف میتواند به استناد فسخ، در پی جبران خسارت باشد.