در مواردی که این شرط مدت نداشته و یا نوعاً طولانی باشد، برخیها مقتضای ذات عقد را رابطه جنسی و تناسل دانسته و آن را لااقل یکی از اهداف غایی عقد مذکور قلمداد و نفی آن را خلاف مقتضای ذات و مبطل نکاح دانسته و عقیده دارند که چنین شرطی با مفهوم عرفی زناشویی نیز تعارض دارد (دکتر کاتوزیان، حقوق خانواده، جلد ۱، ص ۲۳۴).
با این حال، برخی دیگر عقیده دارند که نزدیکی مقتضای ذات عقد نیست (دکتر صفایی، مختصر حقوقی خانواده، ص ۶۴) و تنها یکی از غایات و اهداف آن است و اهداف دیگری مانند ایجاد کانون آسایش و آرامش نیز وجود دارد که به صرف عقد نکاح به وجود میآید (اسماعیل بیابانگرد، جوانان و ازدواج، ص ۳۸) هرچند که از منظر نگارنده و عرف، منطقاً وسیله ایجاد آرامش مذکور همان دخول و ارضای جنسی از این طریق است!
در مقابل، برخیها درج بدون مدت این شرط در ازدواج موقت که هدف از آن ارضای جنسی طرفین است را صحیح دانسته اند (شیخ طوسی، المبسوط، ص ۲۰۳) که چنین امری منطقی است زیرا ارضای جنسی به طریق غیردخول نیز امکانپذیر است.
با این حال به نظر می رسد که درج مدتدار این شرط در ازدواج دائم صحیح باشد زیرا چنین امری به منزله سلب مَحرَمیّت و محرومیت از ارضای جنسی به طرق دیگر به شمار نرفته، موقتی بوده و کاربرد آن برای برخی بانوان جهت شناخت بیشتر زوج و جلوگیری از ازاله بکارت خویش در فرض طلاق زود هنگام به سبب عدم امکان سازش و عدم تفاهم با ایشان منطقی و منشأ اثرات مثبتی است.