۱) به دلیل عدم مصرف مورد قرض توسط مقترض، عقد قرض منحل می شود.
۲) مقرض حق تصاحب گندمها را دارد و مقترض بری الذمه می شود.
۳) گندمها به دلیل عدم مصرف توسط مقترض و منقضی شدن مدت بازپرداخت قرض، مجددا به ملکیت مقرض در می آید.
۴) تصرف مقرض غاصبانه است و باید گندم ها را به مقترض بدهد، اما در نهایت پین دین وی با دین مقترض تهاتر می شود.
پاسخ صحیح
گزینه 4 صحیح است. به استناد مواد:
648 قانون مدنی: “قرض عبارت است از اینکه شخصی مقدار معینی از مال خود را به دیگری تملیک کند که دیگری مثل آن را رد نماید.”
ماده 308 قانون مدنی: “غصب عبارت است از استیلا بر مال غیر بدون مجوز قانونی.”
ماده 310 قانون مدنی: “اگر کسی مال غیر را غصب کند، باید آن را به صاحبش رد نماید و اگر تلف شده باشد، مثل یا قیمت آن را بدهد.”
تحلیل:1. عقد قرض: در این مورد، عقد قرض بین مقرض (قرض دهنده) و مقترض (قرض گیرنده) منعقد شده است. مقترض گندم هایی را به عنوان قرض دریافت کرده است.
2. وکالت در فروش: مقترض گندم ها را به مقرض می سپارد تا برایش بفروشد. این یک عقد وکالت است که به مقرض اجازه می دهد به نمایندگی از مقترض گندم ها را بفروشد.
3. عدم فروش و تصرف: پس از گذشت مدت تعیین شده برای بازپرداخت قرض و عدم فروش گندم ها، مقرض (که در اینجا هم نقش وکیل و هم نقش طلبکار را دارد) گندم ها را تصاحب می کند.
4. غصب: تصرف مقرض بدون رضایت مقترض و بدون مجوز قانونی (مانند حکم دادگاه) صورت گرفته است. این عمل مصداق غصب است.
5. تهاتر: با توجه به اینکه مقترض به مقرض بدهکار است و مقرض نیز مال مقترض را غصب کرده است، می توان این دو دین را با هم تهاتر کرد. به این معنی که طلب مقرض از مقترض (بابت قرض) با ارزش گندم های غصب شده تهاتر می شود.
در نتیجه تصرف مقرض غاصبانه است و باید گندم ها را به مقترض بدهد. با توجه به وجود دین متقابل (قرض)، در نهایت، دین مقرض (بابت غصب) با دین مقترض (بابت قرض) تهاتر می شود.بنابراین، گزینه 4 صحیح است.