به استناد ماده ۸۱۷ قانون مدنی، در مقابل شریکی که به حق شفعه تملک می کند، مشتری ضامن درک است نه بایع. زیرا شفیع، مورد معامله را از خریدار تحویل گرفته است، نه از فروشنده. در واقع با وقوع بیع، رابطه بایع با مبیع قطع گردیده و رابطه جدیدی بین خریدار و مبیع برقرار می گردد. و شفیعی که مبیع را از خریدار دریافت می نماید، درصورت مستحقٌ للغیر بودن آن، باید به کسی مراجعه نماید که در هنگام اخذ به شفعه، به عنوان مالک مال شناخته شده است.و در مقابل شریکی که به حق شفعه تملک می کند؛ مشتری ضامن درک است. زیرا او است که به عنوان فروشنده، مال مزبور را به شفیع فروخته است. همان طور که در سایر اقسام بیع مرسوم است.
مثال: اگر اشکان، حصه مشاع خود را به آرمان فروخت و قاسم به عنوان شفیع، اخذ به شفعه نمود؛ و بهای زمین را به آرمان پرداخت. و سپس معلوم گردید که مبیع، متعلق به غلام بوده؛ و اشکان آن را به نحو فضولی، به آرمان فروخته است؛ و غلام نیز بیع مزبور را رد نمود دراین صورت اشکان در برابر قاسم، ضامن درک ثمن بوده و باید آن را به وی رد نماید.