مبنای چالش مذکور این است که هرچند شخص «الف» به علت تشنگی فوت نموده اما اگر آب مسموم شده توسط «ب» را نیز میخورد، قطعاً فوت مینمود و حال آنکه وی آب را نخورده که در این حالت نمیتوان رابطه سببیتی میان مرگ ایشان و عمل شخص «ب» برقرار نمود!
همچنین اگر شخص «ج» قمقمه را سوراخ نمیکرد تا آب از آن خارج شود، شخص «الف» با خوردن آب آلوده به سمی که توسط شخص «ب» در قمقمه وی ریخته شده بود، قطعاً فوت میکرد و به نوعی حتی میتوان گفت که شخص «ج» موجب تأخیر در مرگ شخص «الف» به واسطه جلوگیری از خوردن آب آلوده به سم شده است!