مطابق با عبارت زیر، چنانچه بعد از شهادت فرع بر شهادت اصل، شاهد اصلی انکار کند، کدام مورد صحیح است؟ « لو شهد الفرع على شهاده الاصل فانکَرَ شاهد الأصل فان کان بعد حکم الحاکم فلا یلتفت الى الانکار، و ان کان قبله فهل تطرح بیّنه الفرع او یعمل باعدلهما و مع التساوی تطرح الشهاده؟ وجهان»(وکالت 1400 کانون)
کدام برداشت از عبارت زیر، صحیح است؟ «الضابط فیما به یصیر الشاهد شاهداً العلم القطعی و الیقین فهل یجب ان یکون العلم مستنداً الى الحواسّ الظاهره فاذا حصل العلم القطعی بشیءٍ من غیر المبادی الحسّیّه لم یجز الشهاده ام یکفی العلم القطعی بایّ سبب کالعلم الحاصل من التواتر و الاشتهار؟ وجهان، الأشبه الثانی»(وکالت 1400 کانون)
با توجه به عبارت زیر، کدام مورد صحیح است؟ « من صفات الشاهد ارتفاع التهمه لا مطلقاً بل الحاصله من اسباب خاصه و هی امور منها: ان یشهد ذو العداوه الدنیویّه على عدوّه، و تقبل شهادته له اذا لم یستلزم العداوه الفسق، و امّا ذو العداوه الدینیّه فلا تردّ شهادته له او علیه حتّى اذا ابغضه لفسقه و اختصمه لذلک.» (وکالت 1400 کانون)