در روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۳، آقای «کامران» که مالک یک طلافروشی معتبر در بازار بزرگ تهران بود، با آقای «بهرام» که از دوستان قدیمیاش محسوب میشد، قراردادی شفاهی منعقد کرد. به موجب این قرارداد، کامران ۱۵ سکه تمام بهار آزادی را به بهرام قرض داد تا وی ظرف سه ماه، یعنی تا ۱۵ تیر ۱۴۰۳، عین همان سکهها را به او بازگرداند. قرار شد سکهها از نوع «طرح جدید» و با عیار مشخص باشند. هیچ سندی تنظیم نشد، اما دو شاهد به نامهای آقای «داوود» و آقای «فرهاد» در لحظه تحویل سکهها حاضر بودند.
بهرام قصد داشت با این سکهها مشکل نقدینگی خود را حل کند و پس از فروش ملکی که در دست اقدام داشت، سکهها را بازگرداند.
در ۱۵ تیر ۱۴۰۳، بهرام که تنها موفق شده بود ۱۰ سکه از ۱۵ سکه را تهیه کند، به مغازه کامران مراجعه کرد. او ۱۰ سکه را داخل یک کیسه پارچهای گذاشت و روی میز کاری کامران قرار داد و گفت:
«کامران جان، فعلاً این ۱۰ سکه را بگیر، بقیه را تا یک ماه دیگر میآورم.»
کامران با لحنی تند پاسخ داد:
«نه آقا! ما قرار گذاشتیم هر ۱۵ سکه را یکجا تحویل بدهی. من که نگفتم قسطی میفروشم. یا همه را بیاور یا هیچی.»
بهرام اصرار کرد که وضعیت مالیاش خوب نیست و اگر کامران این ۱۰ سکه را نپذیرد، ممکن است آنها را از دست بدهد. اما کامران قاطعانه امتناع کرد و حتی حاضر نشد کیسه را باز کند.
بهرام که احساس تحقیر میکرد، گفت:
«باشد! من که سکهها را آوردم. اگر نمیخواهی، همینجا میماند. هر غلطی میخواهی بکن.»
سپس کیسه را روی میز رها کرد و از مغازه خارج شد. کامران نیز پشت سر او فریاد زد که «بردار و برو!» اما بهرام توجهی نکرد.
لحظاتی بعد، حدود ساعت ۱۴:۳۰، در اثر اتصال برق در مغازه مجاور، آتشسوزی رخ داد. شعلههای آتش به سرعت به مغازه کامران سرایت کرد. کامران که درگیر خارج کردن جعبههای طلا بود، فرصت نکرد کیسه سکههای بهرام را بردارد. آتشسوزی به حدی شدید بود که بخش زیادی از مغازه از بین رفت و کیسه حاوی ۱۰ سکه نیز ذوب شد و تنها قطعات ذوبشده فلز باقی ماند.
آتشنشانی پس از دو ساعت آتش را خاموش کرد. کارشناس آتشنشانی در گزارش خود علت حادثه را اتصال برق و عدم رعایت اصول ایمنی در مغازه مجاور اعلام کرد و آن را یک حادثه قهری برای کامران دانست.
کامران که هم مغازهاش آسیب دیده بود و هم سکههایش را از دست داده بود، به دادگاه عمومی حقوقی تهران مراجعه کرد و علیه بهرام اقامه دعوا نمود و خواستار پرداخت ۱۵ سکه تمام بهار آزادی شد.
بهرام نیز در پاسخ مدعی شد:
«من ۱۰ سکه را به او تحویل دادم و او خودش قبول نکرد. تقصیر از خودش بود. حالا که آتشسوزی شده، من چه گناهی دارم؟»
وکیل کامران (خواهان) در لایحه خود نوشت:
طبق ماده ۲۷۷ قانون مدنی، متعهد نمیتواند متعهدله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد کند.
بهرام تنها ۱۰ سکه از ۱۵ سکه را آورده و کامران حق داشته که از قبول آن امتناع کند.
بنابراین هیچ وفایی به عهد صورت نگرفته و ذمه بهرام همچنان مشغول است.
تلف سکهها نیز در نتیجه تقصیر کامران نبوده، بلکه حادثهای قهری (آتشسوزی) بوده است.
وکیل بهرام (خوانده) در دفاعیات خود اظهار داشت:
موکلش سکهها را به طلبکار عرضه کرده و او خودداری کرده است.
طلبکار میتوانست سکهها را بردارد و در جای امن نگه دارد.
· بنابراین تلف سکهها منتسب به کامران است و او باید مسئولیت آن را بپذیرد.
همچنین با توجه به اینکه آتشسوزی از مغازه مجاور شروع شده، کامران میتواند از همسایه مطالبه خسارت کند.
در نهایت دادگاه دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص داده و حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت ۱۵ سکه تمام بهار آزادی (طرح جدید) در حق خواهان صادر و اعلام کرد و چنین استدلال نمود:
«با توجه به اینکه خوانده دلیلی بر وقوع وفای به عهد کامل ارائه نکرده و امتناع خواهان از قبول قسمتی از دین، مطابق ماده ۲۷۷ قانون مدنی مجاز بوده، و تلف سکهها نیز ناشی از اقدام خود خوانده در رها کردن آنها در محل خواهان و در شرایطی که خواهان تقصیری نداشته، میباشد، لذا … »