اصولاً در امور کیفری، اقرار نمی تواند به تنهایی دلیل باشد زیرا فردی ممکن است برای فراری دادن هم دستان خود در جرمی، اقرار به جرمی کند در حالی که جرم را انجام نداده یا حتی بخواهد برای منحرف کردن ذهن کارآگاهان و قضات دادگاه، به دروغ اقراری کند تا حقیقت کشف نشود، بنابراین قاضی دادگاه باید با شنیدن اقرار متهم در خصوص درستی یا نادرستی آن تحقیق کند و در صورتی که این اقرار با سایر دلایل وقوع جرم هم خوانی داشت به آن استناد کند.
و این شرایط در حالی است که در امور حقوقی، قاضی نیازی به بررسی درستی یا نادرستی اقرار ندارد و به صرف اقرار فرد می تواند علیه او حکم صادر کند. اما اگر فردی در یک دعوای حقوقی به ضرر خود و به نفع دیگری از وجود حقی خبر بدهد، دادگاه دیگر نیازی به بررسی سایر دلایل و اسناد ندارد و با استناد به همان اقرار فرد می تواند حکم به محکومیت فرد را صادر کند البته همان طور که گفته شود در دعاوی حقوقی، حکم محکومیت کاری با آبروی فرد نداشته و حداکثر باعث از دست دادن مال فرد می شود و اثر بیشتری ندارد اما اگر فردی در یک دعوای کیفری به جرم خود اقرار (اعتراف) کند، این اقرار می تواند موجب مجازات و از دست رفتن آبروی فرد شود، بنابراین قاضی و دادگاه هم باید با حساسیت بیشتری با این اقرار برخورد کنند.