به استناد ماده ۷۶۵ قانون مدنی، صلح دعوی ناشی از معامله باطله، باطل است، ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله، صحیح است.
صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله، باطل است: هرگاه معلوم شود معامله ای که صلح بر مبنای آن واقع شده است، باطل بوده، صلح نیز باطل است.
صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است: و آن در صورتی است که در صحت معامله بین طرفین اختلاف باشد چنانکه یکی از طرفین به جهتی از جهات درخواست بطلان معامله را بنماید و دیگری منکر آن باشد مثلًا بایع به استناد آنکه معامله صوری بوده و قصد نداشته خواهان بطلان معامله شود و مشتری منکر آن گردد و متبایعین دعوای مذبور را به صلح خاتمه دهند و بایع مبلغی را به عنوان مال الصلح به مشتری پرداخت کند نتیجه این صلح آن است که مصالح دیگر نمی تواند در دادگاه تقاضای ابطال معامله را بنماید و تقاضای ابطال معامله را به دیگری صلح نموده است.
برای روشن شدن تفاوت این دو، به دو مثال ساده توجه کنید:
مثال ۱: صلح دعوی ناشی از معامله باطله (باطل است)فرض کنید الف، خانه ای را که مالک آن نیست به ب می فروشد. این معامله باطل است چون فروشنده مالک نبوده، حالا ب که پول را داده، از الف شکایت می کند. الف پیشنهاد می دهد: «بیا صلح کنیم. من ۱۰۰ میلیون تومان به تو بدهم، تو هم از دادگاه شکایتت را پس بگیر.»ب قبول می کند. اما بعداً متوجه می شود که آن ۱۰۰ میلیون هم از مال خود الف نبوده و کل معامله از اساس باطل بوده است. نتیجه: این صلح باطل است. چون ب می تواند دوباره به دادگاه برود و هم بطلان معامله اصلی را بگیرد و هم پولش را کامل مطالبه کند. صلح روی یک دعوای پوچ، خودش هم پوچ است.
مثال ۲: صلح دعوی ناشی از بطلان معامله (صحیح است)فرض کنید الف، ماشینی را به ب می فروشد. بعداً الف می گوید: «من در زمان فروش مست بودم، پس معامله باطل است، ماشین را پس بده.»ب می گوید: «نه، تو هوشیار بودی، معامله صحیح است.»اینجا اصل معامله لزوماً باطل نیست؛ بلکه دعوایی مطرح شده مبنی بر اینکه ادعای بطلان وجود دارد. طرفین برای پایان دادن به این اختلاف، صلح می کنند: ب قبول میکند ۵۰ میلیون تومان دیگر به الف بدهد، و الف هم برای همیشه از ادعای بطلان معامله صرف نظر کند. نتیجه: این صلح صحیح است. بعد از آن، الف دیگر نمی تواند به دادگاه برود و بگوید «معامله باطل است». او حق خود را برای اعلام بطلان، به ب صلح کرده است.