پژمان و شیرین بعد از ۱۲ سال زندگی مشترک، به بنبست رسیده بودند. بزرگترین دارایی شیرین، مهریهاش بود: یک آپارتمان لوکس در فرمانیه به ارزش ۵۰ میلیارد تومان. پسر ۱۱ سالهشان، «آرین»، قنداق در دل شیرین بود، اما قانون میگفت پسر بعد از ۷ سال باید با پدر باشد.
پژمان پیشنهاد طلاق توافقی داد، اما شرط گذاشت: «اگر مهریهام را ببخشی، من با حضانت آرین مخالفت نمیکنم. میگذارم پیش تو بماند.»
شیرین که تصور نمی کرد یک روز بدون آرین سر کند، پذیرفت. در دفتر اسناد رسمی، شیرین به صراحت اعلام کرد که آپارتمان ۵۰ میلیاردی را در قبال واگذاری حضانت پسرش به او میبخشد. ابراء نامه امضا شد و شیرین با خیالی آسوده، طلاق گرفت و آرین پیش او ماند.
اما یک ماه بعد، پژمان فهمید شیرین قصد دارد با شغل جدیدش به خارج از کشور برود و آرین را هم با خود ببرد. پژمان که از این تصمیم شوکه شده بود، به دادگاه رفت و دادخواست «سلب حضانت به دلیل عدم رعایت مصلحت فرزند» داد. او ادعا کرد که انتقال ناگهانی نوجوان ۱۱ ساله به فرهنگ و زبان جدید، به روحیه و آینده او آسیب میزند.دادگاه با استناد به نظریه مشاوره کودک، تشخیص داد که جابهجایی بدون هماهنگی و آمادهسازی روانی، مغایر مصلحت آرین است. به نفع پژمان رأی صادر شد و حضانت به پدر واگذار گردید.
شیرین که غرق در اندوه بود، به وکیلش گفت: «اگر حضانت را از من گرفتند، لااقل مهریهام را پس بگیرید. من آن آپارتمان را به خاطر آرین بخشیدم.»وکیل با همدلی اما قاطع پاسخ داد: «قاضی به شما حق نمیدهد، شیرین جان. بند ۳ ماده ۲۶۴ قانون مدنی میگوید ابراء، تعهد را ساقط میکند و برنمیگردد. شما در زمان طلاق، در ازای گرفتن حضانت، مهریه را بخشیدی. در آن مقطع، همه چیز قانونی و صحیح بود. اینکه یک ماه بعد دادگاه به دلیل مصلحت حادثشده فرزند، حکم به سلب حضانت داد، یعنی شرایط بعد از عوض دادن شما عوض شده، نه اینکه آن عوض هرگز وجود نداشته باشد.
حضانت حق مسلم هیچ کدامتان نبود؛ یک تعهد امانی بود که از شما بازپس گرفته شد. مگر پژمان معامله را فسخ کرده؟ نه. دادگاه به خاطر حفظ آرین این تصمیم را گرفته. برای برگشت مهریه، شما یا باید توافق جدیدی میکردید یا حکم قانونی وجود داشت که اینجا نیست.»شیرین اشکهایش را پاک کرد و فهمید بهای آزادی از دست رفتهاش، همان آپارتمانی بود که دیگر هرگز به او برنمیگردد.