وی باید دادخواست «تنفیذ فسخ »را تقدیم دادگاه کند نه دادخواست «فسخ» را. به این دلیل که عمل فسخ جزء اعمال خود الف می باشد و دادگاه صرفاً آن عمل را تنفیذ یا ردّ می نماید.
مثال: الف یک مغازه را به ب فروخته، اما در قرارداد برای خود شرط خیار فسخ (مثلاً تا ۱۰ روز) گذاشته است. بعد از معامله، الف متوجه می شود که ب در قیمت گذاری تقلب کرده است. بنابراین، الف همان طی ۱۰ روز با ارسال اظهارنامه به ب، به صراحت اعلام می کند: «معامله را فسخ میکنم.» حالا ب قبول نمی کند و می گوید فسخ صحیح نیست. الف برای اثبات کار خود دادخواست «تنفیذ فسخ» به دادگاه تقدیم می کند و در آن می نویسد: «اینجانب در تاریخ … معامله را به موجب خیار شرط فسخ کردم و مراتب را به خوانده اعلام نمودم. حالا دادگاه عمل فسخ مرا تنفیذ (تأیید) کند و آثار حقوقی آن را (مثلاً بازگشت ثمن و تحویل مغازه) الزام آور نماید.»