فرجام خواهی در آرای حقوقی طریق فوق العاده اعتراض به رای است. یعنی ابتدا باید رای صادره تجدید نظر شود و سپس درخواست فرجام خواهی شود. هرچند در مواردی که تجدید نظر نشده است و مهلت آن نیز تمام شده، فرجام خواهی ممکن است که ماده۳۶۷ ق.آ.د.م به آن پرداخته که به شرح ذیل است:
الف- احکام: ۱. احکامی که خواسته آن بیش از مبلغ بیست میلیون ریال باشد. ۲. احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت.
ب- قرارهای زیر مشروط به اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد. ۱. قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد. ۲. قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا. اما فرجام خواهی در امور کیفری، ماهیتاً همان تجدید نظر است و طریق فوق العاده اعتراض نیست. لیکن در امور کیفری تجدید نظر یک سری آرای در دادگاه تجدید نظر استان صورت می گیرد و تجدید نظر یک سری آرا در دیوان عالی تحت عنوان فرجام خواهی. آرایی که در دیوان عالی مورد فرجام قرار می گیرند همان مواردی است که در صلاحیت دادگاه کیفری۱ می باشد که ماده ۳۰۲ ق.آ.د.ک به آن پرداخته است. لذا در امور کیفری اینطور نیست که اول تجدید نظر شود و سپس فرجام خواهی، بلکه یک ماهیت واحد تجدید نظر بیشتر نداریم که بستگی به نوع جرم خواهد داشت.
نحوه رسیدگی دیوان به فرجام خواهی آرای کیفری: الف) اگر رای را صحیح بداند، ابرام کرده و پرونده را به دادگاه صادر کننده رای اعاده می کند. ب) اگر رای مخالف قانون یا بدون توجه به ادله طرفین و تشریفات مهم باشد: جرم نباشد یا عفو عمومی شود که نقض بالاارجاع است. ج) اگر علت اشتباه در حکم به خاطر نقص تحقیقات باشد، به همان شعبه صادر کننده رای جهت تکمیل ارجاع می شود. د) اگر رای به علت عدم صلاحیت ذاتی باشد، به دادگاه صالح ارسال می شود. در غیر این موارد مذکور، پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع داده می شود.
نحوه رسیدگی دیوان به فرجام خواهی آرای حقوقی: اگر رای صحیح باشد که ابرام کرده و به دادگاه صادر کننده رای اعاده می شود.و الا پس از نقض به علت نقص تحقیقات باشد به همان شعبه، اگر به علت عدم صلاحیت ذاتی باشد به شعبه صالح و اگر به جهات دیگر باشد به شعب هم عرض ارجاع داده می شود.