مطابق ماده ۶۷۳ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات):
«هرکس از سفیدمهر یا سفیدامضایی که به او سپرده شده است یا به هر طریق به دست آورده، سوءاستفاده نماید، به شش ماه تا یک سال و شش ماه حبس محکوم خواهد شد.»
منظور از سفیدمهر یا سفیدامضا
سفیدمهر یا سفیدامضا، برگهای است که از قبل امضا، مهر یا اثر انگشت شده، اما متن آن خالی است و صاحب امضا یا مهر، به اعتماد طرف مقابل آن را در اختیار وی قرار میدهد تا بعداً مطابق توافق تکمیل شود.
مثال:
شهرام یک برگه سفید امضاشده را برای تنظیم قرارداد به بهرام میدهد. اما بهرام برخلاف توافق، روی آن رسید بدهی ۵۰۰ میلیون تومانی تنظیم میکند. این عمل سوءاستفاده از سفیدامضا و مشمول ماده ۶۷۳ است.
تفاوت سوءاستفاده از سفیدمهر با جعل
اگر برگه در زمان امضا یا مهر، سفید بوده باشد و بعداً از آن برخلاف توافق استفاده شود، جرم سوءاستفاده از سفیدمهر یا سفیدامضا محقق میشود.
اما اگر متن سند از قبل نوشته شده باشد و شخص بعداً آن را تغییر دهد، کلمهای اضافه کند یا بخشی را حذف کند، دیگر مشمول ماده ۶۷۳ نیست و جرم جعل محسوب میشود.
مثال:
شخصی مبلغ یک چک را از ۱۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون تومان تغییر میدهد. این عمل جعل است، نه سوءاستفاده از سفیدامضا.
نکات مهم ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)
جعل و تزویر عبارت است از:
ساختن نوشته یا سند.
ساختن مهر یا امضا.
خراشیدن یا تراشیدن.
قلم بردن.
الحاق.
محو.
اثبات.
سیاه کردن.
تقدیم یا تأخیر تاریخ سند.
الصاق نوشتهای به نوشته دیگر.
بهکار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن.
و نظایر این اعمال، به قصد تقلب.
توضیح اصطلاحات مهم
خراشیدن و تراشیدن
خراشیدن: حذف بخشی از حروف یک کلمه.
تراشیدن: حذف کامل یک کلمه.
مثال:
در مبلغ «۱۵۰ میلیون»، عدد «۵» را پاک کند؛ این خراشیدن است.
قلم بردن
منظور، تغییر نوشته با قلم است؛ حتی اگر چیزی اضافه نشود.
مثال:
روی نام یک شخص خط بکشد تا خوانده نشود.
الحاق
اضافه کردن کلمه یا جملهای به سند.
مثال:
پس از امضای قرارداد، عبارت «به انضمام یک دستگاه خودرو» را اضافه کند.
محو کردن
پاک کردن یا از بین بردن بخشی از سند.
مثال:
با لاک یا مواد شیمیایی، مبلغ نوشتهشده را پاک کند.
اثبات کردن
خارج کردن سند از حالت بطلان.
مثال:
مهر «باطل شد» را از روی سند پاک کند تا دوباره معتبر جلوه کند.
سیاه کردن سند
ناخوانا کردن بخشی از سند با جوهر یا وسایل مشابه.
مثال:
روی نام واقعی شخص جوهر بریزد تا قابل خواندن نباشد.
الصاق نوشتهای به نوشته دیگر
اتصال بخشی از یک سند به سند دیگر بهگونهای که یک نوشته واحد به نظر برسد.
مثال:
امضای یک قرارداد را جدا کرده و به قرارداد دیگری بچسباند.
تقدیم یا تأخیر تاریخ سند
جلو یا عقب بردن تاریخ واقعی سند.
مثال:
تاریخ یک قرارداد را از ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ به ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ تغییر دهد تا حق تقدم ایجاد کند.