مطابق قانون آیین دادرسی مدنی، اعاده دادرسی دارای ۷ جهت است:
۱. موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نبوده باشد.
مثال:
خواهان تقاضای تحویل خودرو را مطرح کرده، اما دادگاه حکم به پرداخت وجه خودرو صادر میکند.
۲. حکم بیش از میزان خواسته صادر شده باشد.
مثال:
خواهان مطالبه ۱۰۰ میلیون تومان کرده، اما دادگاه ۱۵۰ میلیون تومان حکم میدهد.
۳. در مفاد یک حکم، تضاد وجود داشته باشد که ناشی از استناد به اصول یا مواد قانونی متضاد باشد.
مثال:
دادگاه در یک بخش حکم، قرارداد را صحیح میداند و در بخش دیگر همان حکم، همان قرارداد را باطل اعلام میکند.
۴. حکم صادره با حکم دیگری درباره همان دعوا و همان اصحاب دعوا که قبلاً توسط همان دادگاه صادر شده، متضاد باشد؛ بدون آنکه سبب قانونی برای این مغایرت وجود داشته باشد.
مثال:
همان دادگاه، یکبار مالکیت ملک را به «الف» و بار دیگر در همان دعوا، مالکیت همان ملک را به «ب» اعلام کند.
۵. طرف مقابل حیله یا تقلبی به کار برده باشد که در صدور حکم مؤثر بوده است.
مثال:
خوانده با ارائه اطلاعات دروغ یا صحنهسازی، دادگاه را فریب داده و حکم به نفع خود گرفته است.
۶. حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شود.
مثال:
دادگاه بر اساس یک مبایعهنامه رأی صادر میکند، اما بعداً با حکم قطعی، جعلی بودن آن مبایعهنامه اثبات میشود.
۷. پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواستکننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود این اسناد در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار او نبوده است.
مثال:
پس از قطعی شدن حکم، سند رسمی مالکیت که در اختیار شخص ثالث بوده و امکان ارائه آن در دادرسی وجود نداشته، کشف میشود و حقانیت خواهان را ثابت میکند.
مطابق قانون، اعاده دادرسی فقط نسبت به احکام دادگاهها امکانپذیر است و قرارها، اعم از قرارهای اعدادی و قرارهای قاطع دعوا، قابل اعاده دادرسی نیستند.