سه سال از ازدواج رضا و مریم می گذشت. مریم ناگهان دچار اختلال روانی حاد شد. شبانه از خانه خارج شد، سرگردان خیابانها گشت و چند ماهی میشد که در یک پارک کارتن خوابیده بود. رضا ابتدا تلاش کرد او را پیدا کند اما پس از چند بار تکرار این ماجرا و با فشار خانواده و همسایگان، از پذیرش مسئولیت سرباز زد. او نفقه را قطع کرد و به بهانه اینکه «مریم دیگر تمکین نمی کند و حتی خانه را رها کرده است»، از زیر بار پرداخت هزینه های درمان و خوراک و لباس او شانه خالی کرد.
پس از شکایت خانواده مریم، پرونده در شعبه بازپرسی مطرح شد. رضا در دفاع خود گفت: «ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی می گوید، اگر زن بدون مانع مشروع تمکین نکند، مستحق نفقه نیست. مریم که نه در خانه می ماند و نه از من اطاعت می کند، پس نفقه به او تعلق نمی گیرد.»وکیل خانواده مریم اما چنین استدلال کرد:1. جنون مریم یک «مانع مشروع» است، نه یک «امتناع ارادی». او به میل خود خانه را ترک نکرده، بلکه بیماری او را از توان تمکین انداخته است. پس ماده ۱۱۰۸ در اینجا اعمال نمیشود.2. طبق تبصره ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده، اگر زن به موجب قانون مجاز به عدم تمکین باشد، امتناع شوهر از پرداخت نفقه جرم محسوب می شود. جنون دقیقاً یکی از همان مواردی است که زن «نه توان دارد و نه تکلیف». در واقع، قانون گذار زن مجنون را در حکم زنی می داند که موجهاً تمکین نمیکند.3. بنابراین رضا که توان مالی دارد، با خودداری از پرداخت نفقه مرتکب «جرم ترک نفقه» موضوع ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده شده است.
بازپرس با استدلال وکیل موافقت کرد. قرار جلب دادرسی برای رضا صادر شد و دادگاه کیفری هم او را به دلیل ترک نفقه زوجه مجنون محکوم کرد. دادگاه همچنین رضا را ملزم به پرداخت نفقه معوقه و هزینه های درمانی مریم نمود. در رأی دادگاه آمده بود: «تمکین، شرطی است که ناتوانی از آن عذر شرعی و قانونی است و زن مجنون همچنان در ذمه مالی شوهر قرار دارد، مگر اینکه شوهر ثابت کند نفقه را پرداخته یا زن از مالی برخوردار است.»
پیام اخلاقی داستان: جنون پایان پیوند زوجیت نیست، پایان تعهدات مالی شوهر هم نیست. قانون، پناه زنی را که عقل خود را از دست داده، از شوهرِ بی عاطفه نمی گیرد.