آقا مجید سالها بود که به دکتر احمدی، پزشک خانوادهشان، اعتماد داشت. اوایل پاییز بود که مجید به خاطر درد شدید زانو، سراغ دکتر رفت. دکتر احمدی بعد از معاینه، جراحی لاپاروسکوپی زانو را توصیه کرد.
درست شب قبل از جراحی، منشی دکتر برگهای زیر چشم مجید گذاشت: «برائتنامه». مجید که عجله داشت و به دکتر اعتماد کامل داشت، بدون خواندن دقیق آن را امضا کرد. در آن برگه نوشته شده بود که مجید، دکتر احمدی را از هرگونه مسئولیت ناشی از عوارض احتمالی جراحی مبرا میداند.جراحی انجام شد، اما دو روز بعد مجید متوجه کرختی و بیحسی در پای راستش شد. مشخص گردید که دکتر احمدی حین عمل، به دلیل عجله و رعایت نکردن استانداردهای فنی (تقصیر پزشکی)، به عصب پرونئال مجید آسیب زده است.
مجید شکایت کرد. دکتر احمدی در دادگاه برگه برائت را نشان داد و گفت: «بیمار قبلاً رضایت داده و مرا از مسئولیت بری کرده است.»
اما قاضی با استناد به ماده ۴۹۵ قانون مجازات اسلامی به دکتر احمدی پاسخ داد:«شما به عنوان پزشک، حتی با وجود برائتنامه، اگر مرتکب تقصیر شده باشید، ضامن دیه هستید. برائت فقط در جایی شما را نجات میدهد که عملتان کاملاً مطابق موازین فنی و مقررات پزشکی بوده باشد. اثبات تقصیر شما که الآن مشخص است، برائت را بیاثر میکند. چرا که جان و تن بیمار امانتی الهی است و او نمیتواند از پیش اجازه بیتوجهی شما را صادر کند.»
در نهایت، دکتر احمدی محکوم به پرداخت دیه آسیب عصبی به مجید شد. با این توضیح که اثبات تقصیر در اینجا بر عهده مجید بود (چون برائت وجود داشت)، اما مجید با موفقیت تقصیر جراح را ثابت کرد.
برائتنامه سپر محکمی در برابر قصور پزشک نیست؛ فقط بار اثبات را از دوش شاکی برمیدارد، اما اگر تقصیر پزشک ثابت شود، دیه پرداختنی است.